جنگ البته بد است

۱.
جنگ بد و صلح خوب است. چنان بر زبان می‌آورندش گويا بديهی و روشن‌ترينِ امور است. اما چرا دادگاهِ عالیِ تاريخ اين اندازه روراست نبوده و اين بداهت را باور نداشته است؟

۲.
استالين ـ اين اصیل‌ترین امپراتورِ روسی – می‌شايست که مردِ صلح لقب بگيرد. او آن‌چه می‌خاست بدونِ توسل به جنگ به دست می‌آورد و دل‌بسته‌گیِ شگفتی به صلح و بده‌بستان‌هایِ بزرگ داشت. گويی جنگ را بزرگ‌ترين ترفندِ سرمايه‌داری می‌دانست که از آن می‌بايد گريخت. با اين وصف او هرگز به اندازه‌یِ روزولت يا چرچيل محبوب نبوده است. پس با اين حساب آيا برایِ مردمان، صلح ارزشی درجه دوم نيست؟

۳.
آزادی اغلب جز آزادسازی معنايی نداشته است. و آزادسازی‌ها در سراسرِ تاریخ نیازمندِ لشگرکشی‌هایِ بزرگ بوده است. اين را شايد يهوديان به‌تر از هر کس دريافته باشند. ايشان با پوست و گوشتِ خود درد را و برده‌گی را حس کرده‌اند. پس جنگ چيست ای يهودی؟
- جنگ پايانِ همه‌یِ دردها است! جنگ آزادی است!

۴.
روزنامه‌نگاری از کاندوليزا رايس پرسيد آيا جنگ با عراق درست بود؟ و او پاسخ گفت اين را از هزاران نفری که در گورهایِ دسته‌جمعیِ صدام يافت شده‌اند بايد پرسيد.

۵.
از جنگ که می‌گوييم، فعل‌هایِ ماضیِ بعيد به کارمان نمی‌آيند و در مقابل به فعل‌هایِ ماضیِ نقلی نيازِ مبرمی پيدا می‌کنيم.

۶.
يکی از استادانِ ادبياتِ فارسی به من گفت که در گذشته‌هایِ دور، هنر را مترادف با جنگ به کار می‌برده‌اند.

۷.
نفیِ جنگ و اسارت اغلب دو رویِ یک سکه‌اند.

۸.
نگاهی سرسری به تاريخ بياندازيم، مگر آزادی و آزادسازی بدونِ هم معنا داشته‌اند؟

۹.
مشکلِ اساسیِ مخالفانِ جنگ اين است که شعورِ تاريخیِ خود را از دست داده‌اند.
[بخشی از نوشته‌ای قديمی]

۱۰.
مخالفانِ جنگ برایِ رسيدن به منظورِ خود چه می‌کنند؟ ايشان در نهايت راهی ندارند جز آن‌که ارزش‌هایِ نوينِ يک ابرقدرتِ دارایِ نظمی نو را با شبيه‌سازی‌هایِ تاريخی مخدوش کنند... جنگ‌هایِ آمريکا هدفی نو دارد، داستانِ اين جنگ داستانِ تازه‌ای است. ورشکسته‌گان تنها داستان‌هایِ کهنه می‌دانند حال آن‌که تمامِ ارزشِ داستانِ ام‌روز در اين است که کهنه نيست.
[بخشی از نوشته‌ای قديمی]

۱۱.
در کتابِ يشوع بن سيرا جنگ نکوهش شده است. اين خود بزرگ‌ترين دليل است که از جنگ دوری نبايد گزيد.
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.