عصر رسانه

تاريخچه‌ی رسانه
1453: يوهان گوتنبرگ انجيل را چاپ کرد.
1475: اولين کتاب به زبان انگليسی، ترجمه‌ی يک رمانس فرانسوی به نام Recueil des Histoires de Troye چاپ شد.
1515: تامس مور، کتاب Utopia (آرمان‌شهر) را منتشر می‌کند.
1529: اولين Index Librorum Prohibitorum (فهرست کتاب‌های ممنوعه) از نظر کليسای کاتوليک، در هلند منتشر شد.
1532: کتاب «شهزاده» اثر نيکولو ماکياولی پنج سال پس از مرگ‌اش منتشر می‌شود.
1543: کوپرنيک کتاب De Revolutionibus Orbium Coelestium (انقلابات کرات آسمانی) و نظريه‌ی خودش را درمورد منظومه‌ی شمسی منتشر کرد (در نورمبرگ).
1559: پاپ پل چهارم فهرست کتاب‌های ممنوعه‌ی کليسای کاتوليک را منتشر می‌کند. کتاب کوپرنيک در بين کتاب‌های ممنوعه است.
1609: اولين کاغذ اخبار چاپ‌شده (مشابه روزنامه‌های کنونی) در استراسبورگ به نام Strasbourg Relation منتشر شد.
1665: اولين ژورنال (مجله) در فرانسه به نام Journal des scavans منتشر شد.
1665: اولين کاغذ چاپ شده‌ی اخبار به زبان انگليسی، به اسم London Gazette، به عنوان خبرنامه‌ی رسمی دولت بريتانيا منتشر شد.
1687: انتشار کتاب Philosophiae Naturalis Principia Mathematica (مبانی رياضی فلسفه‌ی طبيعی) اثر آيزک نيوتون، شامل قوانين نيوتون درباره‌ی حرکت و جاذبه‌ی عمومی.
1751: آغاز انتشار Encyclopédie (دانش‌نامه) در فرانسه.
1757: کتاب کوپرنيک از فهرست کتاب‌های ممنوعه حذف می‌شود.
1762: ژان ژاک روسو «قرارداد اجتماعی» را منتشر می‌کند.
1776: انتشار An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations (جست‌وجويی در طبيعت و علل ثروت ملل) اثر آدام اسميث در اسکاتلند.
1776: در جريان انقلاب امريکا، کتاب «عقل سليم» اثر Thomas Paine منتشر می‌شود.
1781: انتشار «نقد خرد ناب» اثر امانوئل کانت.
1819: تأسيس اولين چاپ‌خانه‌ی سربی در ايران (تبريز) به دستور عباس‌ميرزا.
1825: اولين عکس دائم برداشته شد.
1827: اختراع خط بريل برای نابينايان.
1830: توسعه‌ی تلگراف.
1848: مانيفست کمونيست، اثر کارل مارکس و فردريک انگلس منتشر می‌شود.
1857: اولين خط رسمی تلگراف در ايران بين تهران و سلطانيه.
1859: انتشار کتاب «درباره‌ی منشأ انواع به وسيله‌ی انتخاب طبيعی، يا بقای نژادهای بهتر در تنازع بقا» اثر چارلز داروين.
1876: الکساندر گراهام بل اولين تماس تلفنی را برقرار کرد.
1878: توماس آلوا اديسون اختراع فونوگراف (اولين وسيله‌ی ثبت صدا) را ثبت کرد.
1895: اگوست و لويی لومير، سينماتوگراف را اختراع کردند.
1898: بلندگوی الکتريکی اختراع شد.
1906: اولين فيلم بلند داستانی در استراليا ساخته شد.
1913: اولين فونوگراف قابل حمل. اديسون به جای استوانه‌های دوار، به استفاده از ديسک‌های دوار برای ضبط صدا روی آورد.
1916: راديوی قابل تنظيم اختراع شد.
1919: راديوی موج کوتاه اختراع شد. چون امواج کوتاه توسط لايه‌ی يونوسفر جو زمين بازتاب می‌يابند، امواج اين نوع راديو در مسافت‌های بسيار دور از فرستنده قابل شنيدن هستند.
1920: اولين ايستگاه راديوی تجاری در ايالات متحد شروع به کار کرد.
1922: بی‌بی‌سی (British Broad Cast) شکل گرفت و کارش را در لندن آغاز کرد.
1925: صدای بی‌بی‌سی در بيشتر نقاط بريتانيا شنيده می‌شد.
1925: اولين جلد کتاب Mein Kampf (نبرد من) اثر آدولف هيتلر منتشر می‌شود.
1926: جان بيرد، مخترع اسکاتلندی، اولين انتقال تصاوير سياه و سفيد متحرک را در دستگاهی به نام «تله‌ويزور» در آزمايشگاهی در لندن به نمايش گذاشت. اختراعات بيرد الکترومکانيک بودند.
1926: ان‌بی‌سی (National Broadcasting Company) پخش راديويی خود را در ايالات متحد شروع کرد.
1927: «خواننده‌ی جاز» اولين تصوير متحرک ناطق.
1927: اولين سيستم تلويزيون مناسب برای پخش انبوه توسط Philo Taylor Farnsworth در ايالات متحد معرفی شد.
1928: جان بیرد اولين تلويزيون رنگی آزمايشگاهی را به نمايش گذاشت.
1933: ادوين آرمسترانگ راديوی FM را اختراع کرد.
1934: اولين نمايش يک سيستم تلويزيون تمام الکترونيک توسط فارنزورث در ايالات متحد.
1934: نيمی از خانه‌ها در ايالات متحد راديو دارند.
1935: اولين تماس تلفنی بين‌المللی.
1936: بی‌بی‌سی اولين سرويس پخش تلويزيونی با کيفيت بيش از 200 خط افقی را به راه انداخت.
1938: پخش راديويی «جنگ جهان‌ها»، رمانی از هربرت جورج ولز که توسط اورسون ولز برای پخش راديويی در ايالات متحد تنظيم شده بود، موجب هيستری عمومی شد.
1939: پخش زمينی تلويزيونی در ايالات متحد آغاز شد.
1942: ثبت اختراع فتوکپی توسط Chester Carlson در امريکا. اين اختراع به نام Xerography (خشک‌نگاری) ثبت شد و در بيشتر دستگاه‌های فتوکپی و پرينترهای ليزری امروزی استفاده می‌شود.
1948: اولين پخش تلويزيون کابلی در مناطق کوهستانی پنسيلوانيا، ايالات متحد، شروع می‌شود.
1949: وحشت از جامعه‌ی توتاليتر و مغزشويی توسط رسانه‌های فراگير در رمان «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» اثر George Orwell بازتاب می‌يابد.
1951: اولين تلويزيون رنگی در ايالات متحد فروخته شد.
1957: سيگنال‌های راديويی از اسپوتنيک در مدار زمين.
1959: ورود دستگاه Xerox 914 انقلابی در کپی اسناد ايجاد می‌کند.
1962: ماهواره‌ی تلستار، اولين تصاوير را از فراز اقيانوس اطلس مخابره کرد.
1962: انتشار کتاب «کهکشان گوتنبرگ» اثر Marshal McLuhan نويسنده‌ی کانادايی. اين کتاب به نقش رسانه‌ها می‌پردازد و اصطلاح global village (دهکده‌ی جهانی) را فراگير می‌کند.
1963: نوار صوتی فشرده (کاست) در شرکت فيليپس هلند اختراع شد.
1964: اولين تصاوير از مدار سياره‌ای غير از زمين (مريخ) توسط Mariner 4.
1965: جنگ ويتنام، اولين جنگی که تصاوير تلويزيونی آن پخش شد.
1966: پاپ پل ششم، پس از دومين مجمع واتيکان فهرست کتاب‌های ممنوعه‌ی کليسای کاتوليک را «غيرالزامي»، ولی هم‌چنان دارای ارزش اخلاقی و ايمانی اعلام می‌کند.
1969: اولين فرود انسان روی کره‌ی ماه برای 600 ميليون انسان روی کره‌ی زمين پخش می‌شود.
1970: آرپانت، شبکه‌ی کامپيوتری پيشگام اينترنت توسعه می‌يابد.
1971: اولين ايميل روی آرپانت فرستاده می‌شود.
1971: اينتل ساخت ريزپردازنده (microprocessor) را شروع می‌کند.
1972: Pong اولين بازی ويدئويی با محبوبيت عمومی.
1975: اولين تصاوير از سطح سياره‌ای غير از زمين (زهره) توسط Venera 9.
1976: شرکت JVC فرمت نوار ويدئويی VHS را معرفی می‌کند، استاندارد ويدئوی مصرفی دردهه‌های 80 و 90 ميلادی.
1979: شرکت سونی، وسيله‌ی پخش استريوی قابل حمل، Walkman را معرفی می‌کند.
1980: آغاز CNN.
1982: اولين Camcorder (دوربين فيلم‌برداری قابل حمل) به نام BETACAM توسط شرکت سونی ارائه می‌شود.
1982: شرکت فيليپس بعد از بيش از دو دهه تحقيقات روی ديسک‌های ليزری، ديسک فشرده (Compact Disc) را برای انتشار صدا معرفی می‌کند.
1983: اولين تلفن‌های سلولی (موبايل).
1988: خط ديجيتال مشترک (DSL) برای استفاده‌ی بهينه از خطوط موجود تلفن و اتصال اينترنت با پهنای باند بالا به خانه‌ها اختراع شد.
1989: ٱيت‌الله خمينی فتوای قتل سلمان رشدی را به دليل انتشار رمان آيات شيطانی صادر کرد.
1989: اولين سرويس پخش مستقيم ماهواره (Direct Sattelite Broadcast) در جهان، توسط شرکت خصوصی Sky Television plc برای بريتانيا و ايرلند.
1991: تيم برنرز- لی، طرح تارعنکبوت جهان‌گستر، World Wide Web (WWW) را در مرکز تحقيقات هسته‌ای اروپا (CERN) منتشر می‌کند.
1991: عمليات توفان صحرا عليه عراق به اولين پخش زنده‌ی اصابت موشک‌های هدايت‌شونده به اهداف تعيين‌شده تبديل می‌شود.
1993: با اعلام CERN، فناوری وب برای استفاده‌ی عمومی رايگان می‌شود. اولين موتورهای جست‌وجو روی وب.
1995: با معرفی وب، اينترنت به شکل نمايی شروع به رشد می‌کند.
1995: آغاز کار وب سايت Newyork Times.
1996: اولين DVD وارد بازار می‌شود.
1998: تأسيس Google، موفق‌ترين موتور جست‌وجوی وب تا به حال.
1998: آغاز پخش زمينی تلويزيونی ديجيتال برای اولين بار، در بريتانيا و ايرلند.
2001: ترکيدن حباب dot com، توقف در رشد حبابی شرکت‌های اينترنتی.
2001: پخش زنده‌ی برخورد دومين هواپيما به برج جنوبی WTC از ده‌ها شبکه‌ی تلويزيونی در سراسر جهان.
2006: متوقف شدن خدمات تلگرام در ايالات متحد.

ديالکتيک رسانه
دوری و نزديکی: رسانه‌ها دنيا را نزديک کرده‌اند، اما هم‌زمان رسانه‌ها ما را از «تجربه‌ی مستقيم» واقعيت دور کرده‌اند. حتی در يک گردش در خارج از شهر، جايی که بايد از زيبايی طبيعت لذت ببريم، دوربين ديجيتالی هست که ويزور آن واسطه بشود و حس مستقيم را کاهش دهد، تا آن‌جا که بعداً دريابيم آن‌قدر از توی ويزور نگاه کرده‌ايم و زيبايی را دائم سوژه ديده‌ايم که لذت خود را به تجربه سپردن و مواجهه را کم‌تر حس کرده‌ايم. گاهی آن‌قدر کانکت می‌مانيم که از واقعيت ديسکانکت می‌شويم.
عادت و شگفتی: رسانه هميشه بر بنيان عادت بنا می‌شود تا به شگفتی برسد. عادت‌های مخاطب بايد رعايت شوند تا کاربری و استفاده‌پذيری رسانه حفظ شود، و عادت‌ها بايد شکسته شوند تا چيز نويی خلق شود.
سرگرمی و کار: رسانه روز به روز برای عده‌ی بيشتری «کار» می‌شود و ناگزير هر روز مخاطب بيشتری می‌خواهد، تا جايی که مرز بين سرگرمی و کار، مخاطب و توليدکننده معلوم نباشد.
تخيل و واقعيت: رسانه‌ها درک ما را از واقعيت گسترش می‌دهند آن‌قدر که زمانی در خيال هم نمی‌گنجيد. رسانه‌های داستان‌گو، مثل رمان و سينما، شخصيت‌های خيالی می‌سازند که از بسياری شخصيت‌های واقعی ملموس‌ترند.
توده‌گرايی و انبوه‌زدايی: وقتی رسانه‌های توده‌ای ارزان و در دست‌رس می‌شوند، تنوع فراوان به مخاطب اجازه می‌دهد که سبد رسانه‌ای دل‌خواه خودش را انتخاب کند و سبک خاص خودش را در استفاده از رسانه‌ها داشته باشد.

هفت‌لای رسانه: يک مدل
توسعه‌ی رسانه‌های عمومی بسيار مديون توسعه‌ی فناوری ارتباطات بوده‌است. در مخابرات و شبکه‌های کامپيوتری، يک مدل استاندارد به نام ISO/OSI وجود دارد که لايه‌های مختلف يک «ارتباط» را تصوير می‌کند. در اين‌جا کوشيده‌ام تا اين مدل را برای طبقه‌بندی لايه‌های مختلف مؤثر در يک ارتباط رسانه‌ای استفاده کنم. در مدل کامپيوتری، گيرنده و فرستنده همه‌جا کامپيوترها هستند، اما من برای استفاده از اين مدل برای بررسی کارکرد رسانه‌ها، بالاترين سطح فرستنده و گيرنده را انسان فرض کرده‌ام.

لايه‌ی هفتم - کاربرد (Application): آشکارترين سطح استفاده از رسانه وقتی است که پيامی فرستاده می‌شود و گيرنده‌ای آن را دريافت می‌کند. بيننده مقابل تلويزيون معمولاً به تصوير و صدای دريافت شده توجه دارد که حاوی پيام است، و توليدکننده‌ی رسانه‌ای هم عموماً بر مبنای اين پيام فرآيندهای بعدی را آغاز می‌کند. در اين سطح فرستنده و گيرنده با «محتوا»ی پيام سروکار دارند.
لايه‌ی ششم – ارائه (Presentation): کيفيت صدا و تصوير، بزرگی اندازه‌ی تلويزيون يا وضوحی که فرستنده تصوير را می‌فرستد، لايه‌ای است که لايه‌ی «کاربرد» روی آن سوار می‌شود. در اين سطح، معمولاً فرستنده و گيرنده با رمزنگاری و رمزگشايی پيام سروکار دارند.
لايه‌ی پنجم – تماس (Session): در بعضی انواع رسانه، قبل از هر گونه انتقال پيام بايد تماس برقرار شود. ديدن يک صفحه‌ی وب نياز به دانستن آدرس آن دارد و برای دريافت يک ايستگاه راديويی دانستن طول موج ايستگاه معمولاً ضروری است. اگر چه در مورد راديو «تماس» به مفهوم دوجانبه برقرار نمی‌شود. در اين سطح گيرنده و فرستنده خواستار برقراری ارتباط هستند.
لايه‌ی چهارم – انتقال (Transport): چه فناوری يا قراردادی سازگاری بين گيرنده و فرستنده را هماهنگ می‌کند؟ در اين سطح برقراری ارتباط مطمئن بين گيرنده و فرستنده ممکن می‌شود.

لايه‌های چهارم تا هفتم به نام لايه‌های ميزبان معروف‌اند، و لايه‌های اول تا سوم به لايه‌های رسانه:

لايه‌ی سوم – شبکه (Network): چگونه می‌توان به مخاطب رسيد؟
لايه‌ی دوم – اتصال (Data Link): چگونه می‌توان به دستگاه‌ِ گيرنده‌ی مخاطب رسيد؟ پاسخ اين سوآل گاهی با پاسخ لايه‌ی سوم فرق می‌کند، چون شخص می‌تواند در تماس‌های مختلف از دستگاه‌های مختلف استفاده کند.
لايه‌ی اول – فيزيکی (Physical): سيگنال‌ها، سيم‌ها و وسايلی که برای انتقال پيام استفاده می‌شوند.

اقتصاد رسانه
رسانه‌هايی مانند کتاب و مجله و روزنامه، وابستگی مستقيم به لايه‌ی اول (شکل فيزيکی) خود دارند. تا مدت‌ها ابزار چاپ ابزاری انحصاری و نيازمند سرمايه بود در نتيجه خريدن کالای چاپ شده معنايی کاملاً فيزيکی داشت و به اين ترتيب بنيان اقتصاد رسانه‌های مدرن با يک فرآيند کاملاً فيزيکی و محسوس (چاپ) مرتبط بود و می‌شد حجم اقتصاد رسانه‌ای را با همين يک عامل سنجيد. بعدها هم که رسانه‌هايی چون فونوگراف برای پخش عمومی موسيقی و صدا ساخته شد، اين وابستگی هم‌چنان برقرار بود. در شکل سينما نيز، بسته بودن محيط سينما می‌توانست امکانی برای فروشنده‌ی رسانه ايجاد کند تا برای ورود به آن مکان بليت بفروشد و از فعاليت رسانه‌ای خودش درآمد کسب کند.
اولين رسانه‌هايی که به صورت عمومی و تنها با خريد گيرنده قابل دست‌رس بودند، يعنی راديو و تلويزيون، باعث شدند که در نوع تأمين اقتصادی آن‌ها مشکل تازه‌ای ايجاد شود. اولين راه حل اين بود که دولت‌ها برای تأمين هزينه‌های رسانه‌های خودشان، مالياتی بر داشتن گيرنده‌ها بگيرند که به اسم radio license يا مجوز راديويی معروف بوده و با توجه به گسترش تلويزيون، اکنون بيشتر با تمرکز بيشتر بر تلويزيون به نام TV license شناخته می‌شود. رسانه‌های خصوصی معمولاً به چنين راه‌حلی اعتراض دارند چرا که به رسانه‌های دولتی يک مزيت آشکار در رقابت می‌دهد. با اين حال رسانه‌های خصوصی هم می‌توانند از محدود کردن فيزيکی دست‌رسی به رسانه‌ی خود برای کسب درآمد استفاده کنند: مثل تلويزيون‌های کابلی، يا در نوع جديد خود تلويزيون‌ها و رسانه‌های دوسويه که اشتراک آن‌ها همراه با دست‌رسی به اينترنت سريع فروخته می‌شود، يا دستگاه‌های گيرنده‌ی ماهواره‌ای و ديجيتالی رمزشده اخيراً رايج شده‌اند.
رسانه‌ها از زمان چاپ روزنامه‌ها و ژورنال‌ها، هم‌زمان با صنعتی شدن و توليد انبوه کالاهای مصرفی و خدمات، از پديده‌ی «بازاريابی» مدرن و تبليغات و آگهی‌های تجاری نيز برای کسب درآمد استفاده کرده‌اند. با اشباع بازارهای مصرف به خصوص در کشورهای توسعه‌يافته، سهم بازاريابی روز به روز در حال افزايش است و تبليغات تجاری به شکل محسوس و غيرمحسوس در بسياری رسانه‌ها فراوانی و تنوع چشم‌گيری يافته‌اند. بعضی شبکه‌های رسانه‌ای در مقابل دريافت هزينه‌ی اشتراک از تبليغات صرف نظر می‌کنند، و بعضی شبکه‌های دولتی هم با توجه به دست‌رسی به درآمدی که از فروش مجوز تلويزيون می‌گيرند در مقابل از پخش آگهی تجاری خودداری می‌کنند و اين بازار را به بخش خصوصی می‌سپارند.
با گسترش اينترنت و رسانه‌های ديجيتال، ابزارهای توليد رسانه‌ای ديگر محدود به کمپانی‌های عظيم و پخش‌های انبوه نيستند: اکنون هر خانه‌ای می‌تواند يک چاپ‌خانه باشد و با پرينترها و دستگاه‌های چاپ و کپی به کار تکثير و انتشار بپردازد. بنابراين، قيمت روی جلد کتاب‌ها روز به روز گران‌تر به نظر می‌رسند و جز با حقی به نام «مالکيت معنوی» و منحصر کردن حق تکثير و کپی به دارنده‌ی اين مالکيت، و در مقابل تعيين جريمه‌ی سنگين برای تجاوز به حدود قانونی حق کپی، نمی‌توان نظام سابق را که طبيعی می‌نمود اکنون نيز حفظ کرد. در دنيای موسيقی و تصوير هم با انواع دستگاه‌های تکثير و کپی ديجيتال که کيفيت کپی در آن‌ها با اصل برابر است، چنين مشکلی به شکل جدی در مقابل توليدکنندگان و شرکت‌های رسانه‌ای قرار گرفته‌است. در واقع مشکل اين‌جاست که وابستگی طبيعی بين اثر و واسطه‌ی فيزيکی آن روز به روز کم‌تر شده و توليد و تکثير واسطه‌های فيزيکی روز به روز از انحصار کمپانی‌های بزرگ خارج می‌شود.
راه‌حل فعلی اين است که از رمزنگاری برای حفظ مالکيت معنوی در مقابل کپی ديجيتال استفاده شود. در مدل رسانه‌ای فوق، اين کار با استفاده از رمزنگاری اطلاعات در لايه‌ی ششم (لايه‌ی ارائه) امکان‌پذير می‌شود.

رسانه و قدرت
قدرت تلقينی رسانه‌ها و امکان تحريف واقعيات توسط آن‌ها باعث شده از يک سو مورد توجه سياست‌مداران باشند و از سوی ديگر همواره در مظان بی‌اعتباری و وابستگی به قدرت قرار گيرند. ظهور فاشيسم و نازيسم و استفاده‌ی مؤثر آن‌ها از تبليغات و رسانه‌های همگانی، و پارانويای ضد کمونيستی مک‌کارتيسم در دهه‌ی 50 ميلادی در ايالات متحد نمونه‌ای از اين نوع کنش و واکنش‌ها با توجه به نقش رسانه در جامعه است. رمان «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» اثر اروِل شکل نهايی و ايده‌آل کنترل رسانه‌ای و تماميت‌گرايی و مغزشويی را مجسم می‌کند که قابليت آن را دارد که همه را برای هميشه فريب دهد و واقعيت برساخته‌ی رسانه را جايگزين واقعيت موجود کند. همين واقعيت باعث می‌شود که رسانه‌ها در تئوری‌های توطئه نقش بسيار مهمی داشته باشند.
اثر القايی رسانه تنها روی «واقعيت» و «ذهن» نيست، بلکه رابط واقعيت و ذهن، يعنی زبان را هم مورد القای خود قرار می‌دهد. ساختارهای زبانی و مفاهيم ايجاد شده می‌توانند بازتابی از روابط قدرت باشند و اثر بلندمدتی روی شکل زندگی اجتماعی بگذارند که وابسته به آن زبان است.
تصور آسان بودنِ فرآيند تأثير رسانه بر جامعه، ايده‌ی «مهندسی فرهنگی» را به ذهن صاحبان قدرت می‌اندازد، به خصوص سياست‌مداران ايدئولوژيک و آرمان‌شهرگرا که از هر ابزاری برای مهندسی جامعه به شکل آرمانی خود بهره می‌جويند. اما وقتی انگاره‌ی «مهندسی فرهنگی»، اغلب به دليل اتکای بيش از حد بر قدرت رسانه‌ها، در «فرهنگ‌سازی» ناموفق باقی می‌ماند اين‌گونه سياست‌مداران مجبورند از نقش يک عامل توطئه‌گر، ناشناخته و بسيار قدرت‌مند، يعنی دشمن، سخن بگويند. دشمن با «تهاجم فرهنگی» انديشه‌های «پاک» و «متعهد» را به «شبهه» دچار می‌کند، با «تبليغات مسموم» کارآمدی و توفيق سياست‌مداران خودی را در ساختن آرمان‌شهر «زير سوآل» می‌برد و با «تطميع يا تهديد» در دل مردم ترس يا هوس‌هايی را بيدار می‌کند که در راه تعيين شده برای ملت «سنگ‌اندازی» می‌کنند.
در چنين نگرشی، رسانه‌ها يا بايد «خاکريزهای فرهنگی» باشند يا ناگزير «پايگاه دشمن» خواهند بود. حکومت چون يک پدر نگران برای کودکان، به خود حق می‌دهد تا رسانه‌های مسموم و آلوده را از عرصه‌ی توزيع حذف کرده (تشبيه وزارت بهداشت و توقيف فرآورده‌های آلوده اين‌جا بسيار کارگشاست) و پايگاه‌های دشمن را بر سر آنان خراب کند.
در نهايت، واکنش وسواس‌گونه به حذف «صدای دشمن» و «تهاجم فرهنگی»، به تلاش برای ساختن يک اتاق ضدصدا (soundproof) برای حذف تمام نويزها و اخلال‌های ممکن شبيه می‌شود تا «خلوص» پيامی که به نظر حکومت‌کنندگان تنها پيامِ مطلوب است، خدشه‌دار نشود. در نمونه‌هايی چون مک‌کارتيسم، تجربه نشان داده که اين وسواس قابليت تبديل به جنون پارانويا و بدگمانی را دارد و عموماً به جز با نقدِ بنيادیِ تصورِ خلوص و اصالتِ پيام، نمی‌توان از اين وسواس خلاص شد. شايد کار مفيد چنين باشد که وابستگی‌ها و ساز و کار قدرت و نفع‌های گروهی را در همان پيامی آشکار کنيم که تصور خلوص و سعادت‌بخشی‌اش باعث خفقان شده‌است: تا نشان داده شود که آن پيام و آرمان‌شهری که وعده‌ می‌دهد، در عمل نه خالص است و نه دل‌خواه.
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.