عدم تخصص هنر نیست!

آهای ملت، رسانه یک تخصص است و راه اندازی یک رسانه بدون تخصص به هیچ وجه هنر نیست. خب این از جنگ اول که از صلح آخر بهتر است اما منظور ما نگاهی به عملکرد دوماهه آزمایشی رادیو زمانه بعنوان رسانه‌ای است که قرار است از وبلاگها بیاموزد!

مدیریت جدید رادیو زمانه با شعار "خانگی کردن" محتوای رادیو و تکیه بر پتانسیل وبلاگ‌نویسها می‌خواهد که با سنت‌شکنی در ساختار رسانه‌ها به روشی مبنتی بر عدم تخصص در راه‌اندازی یک رسانه نائل شود. یا اینکه در بهترین صورت ماجرا نامتخصصان را متخصصین رسانه‌ای تبدیل کند.

وبلاگ‌نویسی در ساختار خود یک امر غیر تخصصی است که توانسته صورتی از رسانه را به‌خود بگیرد و بعنوان یک رسانه غیر تخصصی در دنیای رسانه‌ها مطرح شود. اما تبدیل ساختار یک رسانه تخصصی مانند رادیو به رسانه‌ای نامتخصص مانند وبلاگ نه تنها هنر نیست بلکه جسارتی در حد نامعقول است.

رادیو زمانه در دوران آزمایشی خود نشان داده که چیزی در حد یک "وبلاگ گروهی صدادار" با نویسندگانی مشخص است که به دور از روزانه بودن محتوای وبلاگ‌ها ساختاری هفتگی پیدا کرده. سلسله مباحث تئوریک رضا نیکفر، معرفی کتاب شهرنوش پارسی پور، مقالات عبدی کلانتری و .... نه تنها ساختاری رادیوئی ندارند بلکه تنها در حد روخوانی یک متن نوشته شده هستند.

تجربه رسانه‌هائی که با تکیه بر تعداد محدودی افراد سعی در پر کردن جای خالی یک رسانه جدی را دارند در بین مهاجران و غربت‌نشینان تازگی ندارد. روزنامه‌هائی با نویسندگان مشخص. تلویزیون‌هائی با مجریان ثابت، مجلاتی با مقالات ثابت قبلا تجربه شده‌اند. و اینک رادیو زمانه بعنوان یک رسانه جدید پا جای پای انها گذاشته.

استفاده ابزاری از رسانه در بین مهاجرین به یک امر معقول و پذیرفته شده تبدیل شده که دلیل آن نوعی سیستم دفاعی در برابر رسانه‌های رسمی‌ حکومت ایران و یا حکومت‌های دیگر است. تنزل ادبیات به بیانیه، تنزل شعر به شکوائیه، تنزل تلویزیون به رادیوی تصویری و .... از همین دسته است. رادیو زمانه با مصوت کردن متون نوشتاری و گریز از ساختار رادیوئی در همان دامی‌افتاده که شاید مدیرانش از آن گریزانند.

علیرغم شعار وبلاگ‌گرائی، رادیو زمانه در بین وبلاگ نویسها نتوانسته محبوبیت و یا تعلق خاطری ایجاد کند. ساده‌ترین راه درک این پدیده عدم وجود لینک رادیو زمانه در لینکدونی یا بلاگرولینگ وبلاگ‌هاست. بجز تعداد محدودی از دوستان مدیر رادیو زمانه ( چیزی در حدود 37 نفرتا امروز ) کسی از وبلاگ‌نویسها به خودش زحمت نداده که لینک رادیو زمانه را به لیست خود اضافه کند تا به نوعی از این رسانه حمایت کند.

اجرای خانگی برای یک فایل پادکست شخصی موجه و قابل توجیه است. اما انتقال اجرای خانگی به آنتن ماهواره‌ای رادیو زمانه فقط نشان از عدم تخصص و بی‌برنامگی محض در ساختار حرفه‌ای یک رادیو است. هر چند که با شعار های پر طمطراق در پی توجیه چنین رفتاری باشیم.

یک رادیو بدون موسیقی معنا ندارد اما آن چیزی که رادیو را از یک پخش‌کننده موسیقی خانگی مجزا می‌کند به روز بودن و نحوه انتخاب موسیقی در طول زمان پخش رادیوئی است. رادیوی بیست و چهار ساعته ماهواره‌ای زمانه، حداقل بیست و سه ساعت موسیقی بی‌برنامه و باری به هر جهت پخش می‌کند. ترکیبی از نواهای خاک گرفته دهه پنجاه و موسیقی زیر زمینی امروز ایران. دوری از موسیقی لوس آنجلسی هم نکته‌ای است که وسط بی‌برنامگی پخش موسیقی این رسانه معنای خود را از دست داده.

اجرای بسیار ضعیف مجریان نابلد این رسانه جدید چنین گمانی را در ذهن می‌پروراند که انتخاب آنها نه تنها بر اساس تخصص نبوده بلکه با چرخش دوره‌ای آنها در پست‌های متفاوت قرار است که شنونده به اجبار آنها را تحمل کند. کسی که بتواند در یک هفته مجری موسیقی پاپ، مجری خبر، مجری گزارش سیاسی، مجری آزاد رادیو و .... باشد در واقع آچار فرانسه‌ای است که بجای چکش از آن استفاده شده. رابطه روانی شنونده با صدای مجری در رادیو یک اصل بدیهی است و رفتار سنت‌شکنانه‌ی رادیو زمانه بعنوان یک رسانه جدید نه نتها بر منطق روانی استوار نیست بلکه با منطق تخصصی یک رسانه نیز هماهنگ نمی‌باشد.

ایرادات و نابسامانیهای اجرائی این رسانه جدید ما را کمی‌ تا قسمتی می‌ترساند که چنین عدم تخصصی فرصت ایجاد یک رسانه جدید را بسوزاند و برگی بر سرخوردگی‌های نسل مهاجر اضافه شود. شاید روزی مدیر رادیو زمانه باور کند که عدم تخصص هنر نیست بلکه جسارتی است در حد فرصت سوزی.
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.