رسانه/ ابزار

فرزان سجودی در کتاب "نشانه شناسی کاربردی" مبحثی با عنوان "رسانه" دارد که در آن به روشنی به تعریف رسانه از دیدگاه نشانه‌شناسی پرداخته‌ است. گرچه در ادامه بحث به دیدگاه خود نیز در این مقوله پرداخته و این دیدگاه به نظر بنده دیدگاه قابل تعریفی است که من نیز از همان دیدگاه "رسانه" را در دستهبندی نشانه‌شناسی تعریف می‌کنم.
همانطور که می‌دانیم ما ناگزیریم که نشانه‌ها را به عینیت در آوریم و از این طریق به بررسی آنها بپردازیم. در واقع برای درک کردن و پردازش یک نشانه راهی نیست مگر آنکه یک نشانه یا مجموعه‌ی نشانه‌های مورد نظر را از ذهنیت به عینیت در آوریم. آنچه بی‌تردید موجود است این است که مجموعه نشانه‌ها درون قاب و این قاب در واقع متن را تشکیل می‌دهد. پس مجموعه نشانه‌ها درون متن قرار می‌گیرد، حال این متن می‌تواند ویژگی‌های خاص خود را دارا باشد یعنی هنگامی که از راه حواس درک گردد، تبدیل به رسانه می‌شود. به طور مثال به رسانه شنیداری، تصویری، نوشتاری و ...
در اینجا مفهوم "رسانه" با آنچه به طور متداول موجود است، تفاوت دارد. در تعریف متداول ما رادیو، تلویزیون، سینما، رادیو، روزنامه و... را "رسانه" Medium می‌دانیم. سجودی به این تعریف متداول از "رسانه" قناعت نمی‌کند و نام "رسانه" را در کنار "ابزار" معنا می‌کند و در توجیه این جانشینی به این نکته اشاره می‌کند که وقتی ما از رسانه در کنار " ابزار" نام می‌بریم، در واقع به این نکته واقف هستیم که " ابزار" بیانی است که رسانه خود را در آن معنا می‌کند و از طریق آن با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. ابزار همواره در پیشرفت و در مجاورت فناوری قرار دارند و پیوسته در پارادایم‌های مختلف امکان تغییر و رشد می‌یابد.
آنچه مشخص است این است که ابزار راهی برای عینت دوباره رسانه‌ است. به طور مثال همان طور که می‌دانیم قبل از به وجود آمدن صنعت چاپ (یک نوع رسانه نوشتاری) کتاب از حالت فعلی خارج بود و به واسطه‌ی ابزار آن زمان به وجود می‌آمد و بعد از ظهور چاپ (همراه با فناوری) رسانه از این ابزار جدید استفاده کرد و کتب مختلف و نوشتارهای چاپی به عرصه ظهور رسید. کتاب، رادیو، تلویزیون، اینترنت، نوار، سی دی، روزنامه و... ابزارهایی است که رسانه از آن سود می‌جوید و به واسطه‌ی آنها دستگاه رمزگان و نظامهای نشانه‌ی خود را به وجود می‌آورد و در خوانش این نظامها و این دستگاه‌ها نقش رسانه‌ی می‌بایست در نظر آورده شود. به طور مثال در خوانش یا سریال که از طریق تلویزیون (رسانه‌ی شنیداری، دیداری) پخش می‌شود یا یک فیلم که از "رسانه" سینما (رسانه‌ی شنیداری، دیداری) دیده می‌شود یا یک محتوا یا موضوع که در قالب کتاب (رسانه‌ی نوشتاری) نقش می‌گیرد، با توجه به بافتهایش (جایگیری در هر کدام از این رسانه‌ها و استفاده از این ابزارها) نشانه‌ها و رمزگانها خوانش و آستانه‌ی ورود نقش می‌گیرد. مسلما در هنگام رویارویی با خبرهای چند دقیقه‌ی تلویزیون (رسانه‌ی شنیداری- دیداری) ما با دستگاه رمزگان خاصی روبرو هستیم که با خبرهایی که به طور مثال در ساعتهای دیگر روز به طور کامل پخش می‌شود، کاملا متفاوت است. برخورد ما با یک تبلیغات که از طریق رسانه‌ی تلویزیون پخش می‌گردد و نوع ارتباط و خوانش ما با یک تصویر تبلیغاتی که در اتوبان (رسانه‌ی گرافیکی، تصویری- گاه نوشتاری) روبرو می‌شویم، متفاوت است.
آگاهی از چگونگی برخوردمان با المانها (نشانه‌ها) در بافتشان (به طور مثال رسانه‌ها) می‌تواند قدرت درک و نوع نگرش و خوانش ما را و همین طور روند رسیدن به ادراک و سطح توقع و سیلقه‌مان را از هم مجزا و شناساتر کند.

سورا12
مهرماه85
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.