همه‌چیز برای همه‌کس

دوربین از شما خداوند خواهد ساخت.‌ اینگونه است که جک مقدس می‌شود.
وقتی بمیری در حالی که هیچ‌کس تماشایت نمی‌کند. مرتبه‌ات پایین می‌آید و دور انداخته می‌شوی.
اگر آنها شما را در تلویزیون شان بکشند. شهید هستید وبره‌ی خدا
هیچ چیز نمی‌خواهد تغییر کند. هیچ چیز نمی‌خواهد دنیا را تغییر دهد
(ترانه بره خدا – مرلین منسون)
مسیح چیست؟ یک لحظه گذرای حقیقت و انگاه تصویری از یک مصلوب که باید تا ابد حفظ شود تا زمان بازگشت حقیقت فرابرسد. تصویر همیشه یک گام از حقیقت عقب است. زن تصویر مرد است و مرد تصویر خدا. نوشتار تصویر گفتار است و گفتار تصویر لوگوس. پس تصویر همواره یک گام ما را از حقیقت دور می‌کند و با‌ اینهمه تمام آنچه از حقیقت در اختیار داریم همین تصویر است. ما همواره خدا را از گور تهی‌اش خواهیم شناخت. ما همواره ردی از مدلول را در دال خواهیم یافت.
مسیح عکسی از خداست که یکبار در تاریخ درخشید و باید تا ابد‌ این تصویر رنگ و رو رفته را با هزاران نقاشی حفظ کنیم. با هزاران صلیب. با هزاران جنگ صلیبی.

و مسیح روزی باز خواهد گشت. روزی حقیقت و تصویر در یک سطح و همزمان ارائه خواهد شد. دیگر ما با گور تهی حقیقت روبرو نخواهیم. اگر تصویر خود واقعیت باشد‌ ایا ما در بهشت نخواهیم بود؟ اگر هیچ ژرفایی تصویر را از واقعیت جدا نکند آنگاه در بهشت خواهیم بود و مانند چارلی چاپلین در خیالاتش در فیلم عصر جدید خواهیم توانست با دراز کردن دستان خود سیب را از درخت بچینیم. هیچ فاصله‌ای و هیچ ژرفایی واقعیت و تصویر را از هم جدا نخواهند کرد. هیچ عمق بیگانه‌سازی در کار نخواهد بود. آنروز مسیح و هر ناجی دیگری از هر نوعش از چاه عمیق بیگانه‌ساز بیرون خواهد آمد و واقعیت و تصویر یکی خواهد شد.

و امروز، روز رستاخیز است. و‌ اینجا بهشت است. واقعیت و تصویر یکی شده است. همه چیز خودش است. شر، شر است و خیر، خیر. هر چیزی خودش است و با تصویرش یکی است هر چیزی وانمودش است و به جز وانمودش چیزی نیست. مسیح بازگشته است اما با مضحک ترین تصویر خود: رسانه.
آیا ‌این رسانه نیست که پایان مضحک و دردناک پروژه مسیحیت است؟ جایی که واقعیت و تصویر یکی است و هیچ تصویری از واقعیت خود عقب نمی‌ماند.‌ آیا ‌این اتمام سیر صعودی گیز حقیقت‌یاب نیست که به بهشت لودیک خود دست یافته است؟ اگر انسان عاقبت با رمزگشایی از طبیعت اصیل و عاری از گناهش، تصویر مضحک یک بوزینه را یافت،‌ آیا امروز تصویر آخر زمانی‌اش به تصویر مضحک تر رسانه مبدل نشده است؟ آدم ابوالبشر به بوزینه مبدل شد و مسیح به تلویزیون! از آدم و حوا به بهشت عیاشانه. از خانواده به تلویزیون. از‌ این به سعادت‌مند خواهید بود. از ‌این به بعد کیفیت، واقعیت و سلامتی از آن شما خواهد بود. ‌این را یک ناجی نمی‌گوید. ‌این را یک پودر رختشویی می‌گوید. ‌اینجا پایان میل است: پورنوگرافی. هر آنچه که میل با نگاه نافذ و تخیل موقعیت سنجش در پی آنست، پیشتر توسط خود بدن ارائه شده است. هیچ فرصتی برای گیز وجود ندارد چرا که‌این بدن است که گیز را دید می‌زند. ‌اینجا پایان واقعیت است: اخبار. ‌این گزارش واقعیت است که واقعیت را ارزشگذاری می‌کند. هر کنش سیاسی و هر مبارزه تروریستی و ضدتروریستی در آخرین صحنه واقعیت‌اش یک خبر فاجعه آمیز است. تروریسم اتفاق می‌افتد تا گزارش شود. اینجا پایان دانش است:‌ اینترنت. آنچه از همه عاقل‌تر است یک موتور جستجوست. دانش چیزی جز اطلاعاتی برای نقل و انتقال نیست. دشمن‌ این نوع دانش کلبی مسلک دروغ و اشتباه نیست ویروس و نویز است.

نقاشی‌های واقع‌گرای کریس وود بازنماینده‌ی همسانی مسیح و رسانه اند. یک همسانی پارودیک و نهایتا لودیک. چرا نقاشی‌های کریس وود‌ اینقدر استادانه واقع‌گرا هستند؟ بیش از حد واقع‌گرا. شاید‌ این پایان خود واقعیت باشد.‌ اینجا واقع‌گرایی کلاسیک در کار نیست. واقع‌گرایی نقاشی‌ها ی عامه پسند هم در کار نیست.‌ این واقع‌گرایی خاص رسانه است. همه چیز درخشنده و دلفریب است. دلفریبی سرد همچون نور سرد تلویزیون که با وجود خلسه و کسل‌کنندگی‌اش همچنان جذاب باقی می‌ماند. اما‌ این واقعیت سرد، فریاد مرگباری است: هیچ چیز تغییر نمی‌کند، هیچ چیز نمی‌خواهد دنیا را تغییر دهد چرا که همه چیز حتی مهیب‌ترین تغییرات (و حتی انقلاب) در خود تلویزیون به نمایش در می‌آید.‌ اینجا همه‌ی تاریخ یکجا ارائه می‌شود. تصویر، واقعیت را می‌بلعد. تصویر از خود واقعیت جلوتر است. وقتی همه اتفاق‌ها در تلویزیون می‌افتد پس هیچ اتفاقی نمی‌افتد چرا که نمایش، اتفاق را به نمایش آن مشروط می‌کند. ما در صحنه "هیچ اتفاق" به سر می‌بریم. صحنه اتومبیل‌های در حال انفجار در روند خطی نور/ موج / عصب به صحنه کسل‌کننده مخاطبین در جلوی تلویزیون ختم می‌شود. یک اتفاق در تلویزیون، یک ساعت برنامه مهیج یعنی میلیون‌ها ساعت هیچ اتفاقی در جلوی تلویزیون.‌ ایا‌ این همان تجسم خدا نیست؟ همان صحنه‌ای که همه چیز از حرکت باز می‌افتد و پرده‌ها بالا می‌رود و سپس خداوند بوسیله مجری برنامه‌اش صوراصرافیل پایان نمایش را اعلام می‌کند. از حالا به بعد خدا خود شخصا عهده‌دار امور خواهد بود. وقت قضاوت است. از حالا همه کس از همه چیز خبردار خواهد شد. همه می‌توانند هر اعتقادی داشته باشند. همه‌چیز برای همه‌کس.


(همه‌چیز برای همه‌کس)
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.