امر مقدس مستی

زرتشت گفت:
درود به هوم: هوم نیک، هوم خوب و راست آفریده شده، آن درمان بخشِ خوش اندام خوب کنش، آن پیروزگر زردگون نرم شاخه که بنوشندش بهترین آشام و بهترین راه جوی روان.
یسنا؛ هات 9؛ بند 16


علت بی‌بارانی شیطنت ورتیره‌هاست؛ ورتیره‌های باران‌دزد. همان هایی که که ابرها را با حیله های بسیارشان در بند می کشند. آن گاه ایندره، ایندره‌ی ورتیره‌هن، خدای رعد، پیاله در دست، سرمست از طعم گس هوم ((haoma به جنگ ورتیره‌ها می رود و با نیزه‌ی خود دل ابرها را می‌شکافد. آن وقت باران می‌بارد.

این یکی از عقاید مهم آریائیان اولیه است؛ همانانی که به مستی اعتقاد می‌ورزیدند. نوعی گیاه و افشره‌ی سکرآور آن گیاه در نزد آنان ارجی خدای‌گونه داشت، مستی آن‌چنان عزیز بود در نزد آنان که روزی آن گیاه به مقام خدایی نائل شد: هئومه.
هئومه یا هوم یا سومه، از ساقه های گیاه زرد رنگی به همین نام به دست می آمد. هئومه شیره ای سپید بود؛ به رنگ شیر. آریائیان آن را بر آتش می ریختند و هوم آتش را مشتعل می کرد. نه هر آتشی را؛ آتش مقدس را؛ آتش خدایان را. نیز مغان، روحانیونی که بعدها نامشان، اسم مستعار می‌خانه داران شد در هنگامه‌ی نیایش سرمست می‌شدند از شراب هوم.

هوم خدا بود. خدایی که در هنگام مهربانی نیکوکار است و در هنگام خشم، خشماگین می شود و خطرناک.
زردشت هوم را خوش نداشت. او هوم را و قربانی‌کردن را خوش نداشت.قربانی او چنین سرود:

دیرزمانی است که "گرهم ها" و" کوی ها" برای ستم رساندن، خرد و پایگاه خویش را فرو نهاده اند، چه آنان بر آن سرند که دروغ پرست را یاری کنند.
آنان پیروانشان را به کشتن چارپایان وادار می کنندو می گویند که بدین پیشکش خونین هوم مرگ زدای را به یاری برمی انگیزید.

اما هوم تواناتر از آن بود که فراموش شود، هوم مرگ زدا بود، نیرومند. آنقدر نیرومند که به تلافی ی این یک بند از یسنا "بند 14 از هات 32" سه هات "بخش" از آن را به فضائل خود اختصاص دهد. هات 9،10،11:

ای زرتشت! من هوم پاکِ دوردارنده ی مرگم. مرافراچنگ آور برای آشامیدن آماده ساز."یسنا؛هات9؛ بند 2"

این سه هات به احتمال قریب به یقین پس از مرگ زرتشت به اوستا اضافه شده اند. پس از مرگ زرتشت، ایرانیان به سنت قدیم، نوشیدن هوم و اجرای مراسم آن را معمول کردند. مراسم هوم یکی از مهم‌ترین مراسم مزدیسنا است. با آداب شستشوی مخصوص، با سرود اوستا در مقابل مجمر آتش، پنج تا هفت شاخه‌ی هوم را با چند شاخه ی کوچک انار در هاون، به ترتیبی معین می‌فشرند، از این فشردن افشره‌ای حاصل می‌شود که سرمست می کند، نام آن "پراهوم" است. شیره ی هوم.[1]

هوم نوشابه ی خدایان است. پس خدایان سرمستی را دوست دارند و آن چه که محبوب خدایان است محبوب بنده گان نیز باید باشد. به همین دلیل است که مغان، روحانیون آیین ایرانیان مسئول تهیه ی شراب بوده‌اند.[2] مستی امری مقدس است، زیرا که خدایان به سرمستی علاقه‌مندند، مستی اگر که در حد تعادل باشد نمود روی رئوف هئومه این خدای دو چهره است و اگر که از حد تعادل خارج شود هئومه غضب خواهد گرفت. و وای از غضب هئومه.

از آریائیان اولیه تا مانویان، ایرانیان احترام هوم را نگه داشته اند. تنها زردشت است. تنها این پیامبر تنها است این پیامبر بی همراز و بی یاور است که از هوم دوری می جوید. اما... اما مستی قدرتمند تر از زردشت است. اگر که هوم، دور دارنده‌ی مرگ است، خود نشاید که بمیرد.

منابع:
اوستا. نگارش جليل دوستخواه بر بر مبناي گزارش ابراهيم پورداوود؛ تهران. مرواريد.تاريخ نشر: 2535
معين، محمد. مزديسنا و تاثير آن بر ادبيات فارسي؛ تهران. ابن سينا. تاريخ نشر 1325
گريشمن، ريمون الين. ايران از آغاز تا اسلام؛ ترجمه‌ي محمد معين؛ تهران اميركبير. 1384
ناس. جان. تاريخ جامع اديان؛ ترجمه‌ي علي‌اصغر حكمت. تهران. علمي‌فرهنگي. 1383


[1] معين. مزديسنا...؛ ص:32
[2] گريشمن. ايران از آغاز تا...؛ ص:210
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.