دین‌شناسی؟

1. و هر نقشی در یک فرش با بسی نقش‌های دیگر تنیده است.
2. نشانه خارج از نظام معنا ندارد. نظام نیز بی‌ جمعی از نشانه‌ها وجود نخواهد داشت.
3. فهم معنا فهم نظام است. فهم ارجاعات تو در تو و بی‌پایان.
4. چیست که اسکناس را از برگه‌های چاپی صرف متمایز می‌کند؟ نشانه را از شیئ؟
5. این تنها واژگان نیستند که راه فهم خود را نشان می‌دهند.
6. اسکناس معنای خود را از تجربه بدست آورده.
7. اینکه واژگان در ما نفوذ می‌کنند ارتباطی علّی با کاربردشان در زندگی‌ ما دارد. برای فهم ذهنمان را به پرسه زنی حول و حوش واژه و ارجاعاتش می‌فرستیم.
8. چه چیز این نوشته را از "س!عفربیز@؟" متمایز می‌کند؟ آیا چیزی جز ارجاع به نظام در کار است؟
9. نشانه از صرف شیئ تمایز دارد؟ آیا اصلاً شیئ صرف وجود دارد؟
10. می‌توان نظام معنایی را تصور کرد که همه چیز در آن نشانه باشد؟
11. کند و کاو در این نظام نوعی نشانه شناسی است؟
12. دین همه عالم را آیه می‌داند. اجزا نشانه‌ی کل هستند. کل نشانه‌ی کلی دیگر. دور هرمنوتیکی؟
13. دین‌شناسی نشانه‌شناسی است؟
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.