چالشی در حد نالیدن به رویکرد ما بر نشانه

دیگر امروزه در جامعه ایرانی رویکردی نشانه‌شناسانه به مقولات امری بدیع نیست. این شاخه از دانش به عنوان یکی از شاخه‌های بررسی موضوعات،‌ دیدگاههای متفاوتی از یک موضوع را در اختیار مخاطبین قرار داده است دیدگاههایی که برخی اوقات تنها به دسته‌بندی اطلاعات پرداخته است و بار علمی‌تری به دیدگاه‌هایی حول یک موضوع داده است.
درست چند روزی از "بحث" سر موضوع رویکرد نشانه شناسی به آثار هنری به ویژه نقاشی می‌گذرد. ( اگرچه کلمه بحث زیادی بار می دهد در واقع باید گفت چند جمله!) استادی که با رویکردی مغرضانه به استادان زبانشناسی دانشگاههای هنری کشور به نهی این موضوع در حد "ساز و کاری مکانیکی‌وار و به دور از آزادی هرمنوتیک" نسبت به آثار هنری پرداختند و تنها چند ثانیه برای اثبات نظریه انتقادی خود وقت گذاشته و به چکیده‌گویی! بسنده کردند. ( گویی ایشان از فلسفه‌ی شرقی کم گوی و گزیده گوی.. بهره جستند که البته در گزیده‌گویی ایشان تردید است!) البته این دیدگاه می‌توانست از یک دیدگاه دگماتیسمی تبدیل یه یک دیدگاه تحلیلی-انتقادی گردد چیزی که متاسفانه در تحلیلهای انتقادی ما بسیار کمرنگ می‌نماید.
در واقع تکرار ملزومات این دانش در تحلیل موضوعات و اینکه یک نشانه از یک دال Significant و یک مدلول Signifie یا به بیان پیرسی از نمود ، تفسیر، موضوع تشکیل می‌شود و بین اینها رابطه‌ی منطقی موجود نیست ( سوسور) و یا وجوه نشانه از نماد، نمایه،‌شمایل شکل می‌یابد، دامنه تحلیل ما از آثار و موضوعات را تا به کجا می‌برد؟ به نظر می‌رسد که دامنه تحیلی ما در این چند صباحی که از این دانش یاری جسته‌ایم جلوتر نرفته است و به یک نوع تکرار خواهد رسید آیا باید سالها بگذرد تا ما به این شیوه نیز به چشم یک سنت تحلیلی بنگریم؟ به این دو دو تا چهار تا هیچ اضافه نمی‌شود و می‌بایست منتظر چیزی تازه باشیم یا به ترجمه‌ها چشم دوزیم؟‌ نشانه‌ها و یاری جستن از آنها دنیایی را پیش چشم می‌گشاید که می‌تواند از یک سو نگری و یا هر سو نگری جلوگیری کند اما این مهم خود می‌تواند در دامی یک سویه گیر افتد. مبحث بسیار گیرای نشانه‌ها به زعم بنده، یعنی رابطه بی منطقی که بین نشانه‌ها و معناها و چیزها موجود است، جزوء پاره‌هایی است که می‌تواند مورد پژوهش قرار گیرد. این ساختار ذهنی حاکم در انسانها که بین چیزها و واژه‌ها و یا بین معناها و واژه‌ها چنانکه فوکو نیز در کتاب " واژه‌ها و چیزها" اشاره کرده است و یا رنه مگریت در آثار نقاشی خود اشاره داشته، مبحث غافلگیر کننده و بسیار جذابی است که حتی فکر کردن و دریافتن آن می‌تواند در واژگون کردن بسیاری از آنچه حقیقت و سرشت چیزها می‌پنداریم، نقش مهمی بازی کند. اینچنین واژگونی دیگر ادراکات ما از پیرامونمان را آسان و راحت جلوه نمی‌دهد. در واقع آیا می‌توان امید داشت که این پرسش مهم که این دانش راه به کجا می‌برد، در تک تک ما مخاطبین و استفاده کنندگان این شاخه شکل گیرد و گامی در جهت شناخت و پیدایی‌اش برداشته گردد؟

سورا اسفند 85
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.