الف- هویت و تصلب
فارغ از اینکه عناصر هویت چه باشند، عناصر مربوطه حتما ً متصلب و سنگ شدهاند. هویت تغییر و تبدیل را بر نمی‌تابد. تغییر و تبدیل یعنی مرگ هویت.
ملیت ما هویت ماست. دین و مذهب ما هویت ماست. طرز زندگی ما در تمام شئون حتا تا لباس پوشیدن هویت ماست. بطور کلی سنن ما هویت ماست. این موضوع، یعنی هویت حکمی هم دارد. هویت را باید پاس داشت. آنکس که هویت ما را هدف گرفته باشد دشمن است. هویت خط قرمز است.

ب- هویت و دنیای مدرن
اگر دنیای مدرن به گفته مارکس دنیایی باشد که در آن هر آنچه سخت و استوار است دود میشود و به هوا می‌رود، پس دنیای مدرن دنیای مرگ هویتهاست. برای همین مدرنیته دشمن زیاد دارد. پاسداران هویت دشمنان مدرنیتهاند.

ج-هویت و نویی
هویت، افتخار فرد و گروه و ملت است و این مضحک است. افکار نو که در میرسند به ریش هویت‌های متصلب و متحجر شده می‌خندند. اسلام بر عرب جاهلی طعن میزد که "الهکم التکاثر حتی زرتم المقابر" طعن بر افتخاراتی که حتا در گورستان دنبال میشوند، و البته چه جای تعجب که هویت خود را پاس میداشتند. امروز شاید نوبتی دیگر از ریشخند فرا رسیده باشد. پاسداران هویت امروز نیز بر سر گورها ایستادهاند و ما مفتخریم و ما مفتخریم موضوعی جز نبش قبور ندارد. و این نیز مضحک است اما چه جای تعجب.

د- سرقت هویت
مضحک‌تر از پاسداری هویت، سرقت هویت است. پیشگامان این نوع سرقت تازیان هستند. هر کس خطی به عربی نوشته باشد از دانشمندان عربش می‌خوانند، تهذیب اللغه نوشته ازهری هروی را چند روز پیش از نمایشگاه تهران خریدم بر تارک کتاب «هروی» از آخر نام ازهری حذف شده در سالهای بعد حتما ً در داخل کتاب هم حذف خواهد شد. نام خلیج فارس نمونه دیگر. لازم به نمونه دادن نیست، از این قبیل امور در رفتار ملل مختلف مشاهده میشود. ترکها مثلا که تا پارسال مولوی را شاعری ترک می‌نامیدند امسال نوروز را جشنی ترکی خواندند! چین و مغولستان هم در نسبت دادن چنگیز مغول به خود دعوا دارند. چینی‌ها او را پادشاهی چینی میدانند. چنگیزخان مغول را.

ه- ارزش هویت.
منظور از آنچه در بالا بیان کردم این نیست که هویت بی‌ارزش است. بیشتر از ارزشگذاری منظور شناختن هویت است. ما در کشوری زندگی میکنیم که هویت‌مان همه چیزمان شده است. هویت خط قرمز است. هویت سنگ راه است. از هر طرف که بروی سرت به سنگ هویتت میخورد. نهادهای سنتی مثل خانواده و حکومت دائم مراقباند که شما پایت را از سر قبر پدرت آن ور‌تر نگذاری. حتا لباس پوشیدن را باید ساماندهی کرد. همه چیز را باید ساماندهی کرد. کتابها، فیلمها، امواج و و و. هویت ارزشمند است اما نه با این قلمرویی که در حال حاضر دارد و نه با این حد از پاسداری که بیش از آنکه گریهآور باشد خندهدار است.
آدم دلش می‌خواهد فرار کند برود به جایی که این هویت‌ها را نداشته باشد تا جانش قدری نفس بکشد. اینگونه است که برای فرد هویت بی‌ارزش میشود ؛ مثل آدمهایی که هویت شناسنامهای‌شان به هر دلیل موجب ناراحتی‌شان است. در این موارد هویت بی‌ارزش است و فرار بر قرار مرجح.
نظرات ارسال شده
بزرگمهر در 10 خرداد 1386
دخویِ عزیز!
مقاله یِ ارزشمند، صمیمانه و خودمانی شما را دو بار خواندم!
بار دوم بسی بیشتر ارتباط با آن برقرار کردم.
تنها یک نکته:
در موردِ بندِ "ب": اینکه دنیایِ مدرن هر آنچه را سخت و استوار است دود می کند و به هوا می برد و از این جهت نیز پاسدارانِ هویت (بمثابه یِ حامیانِ امری سخت نما) دشمن مدرنیته هستند البته سخنی ست درست اما به وجهِ دیگرش هم خوب است توجه شود و آن چیزی ست که "هویتِ مدرن" نامند که از این منظر، مدرنیته دشمن خودش هم خواهد بود زیرا مثلاً همین عقلانیتِ مدرن را چنان در اتمسفر مدرنیته سلاخی نقادانه کردند که خصم دیرین اش یعنی دین هم به حال و روزش گریست.

email | website

ويس در 15 خرداد 1386
مدرنیته چون نقد دائمی و زدودن تقدس را در خود دارد _و الا مدرنیته نیست_، هرگز هویت به معنایی که گفتیم را حمایت نخواهد کردز و پرورش نخواهد داد .نقد اگر ذاتی مدرنیته است و تغییر دائمی در اعتقادات و روشها اگر در این شیوه فکری اجتناب ناپذیر است چنان مصداقی برای مفهوم هویت متولد نخواهد شد تا پاس داشته شود و هویت را باید صرفا پاس داشت که هویت را با نقد کاری نیست. هویت مدرن اگر بحث لفظی مرادمان باشد قابل تصور است والا مردافش میدانم با بی هویتی . مگر بگویی بی هویتی خود هویتی است.

email | website