بیایید لطفاً بیدار نشویم

آهای ملت، اگر فراموش نکرده باشید زمانی که نوزاد بودید فقط برای خوردن بیدار می‌شدید. مابقی را با دنیا کاری‌تان نبود و در همان زمان خواب هم قضای حاجت می‌کردید. پوشک و قنداق که یادتان هست؟ کمی به مغزتان فشار بیاورید تا یادتان بیاید چرا نمی‌خواستید از خواب بیدار شوید؟

وقتی که کمی بزرگتر شدید و مشق و قلم و برنامه کودک به زندگیتان وارد شد مثل آدم حریصی که تصور می‌کند در خواب چیزی از دست می‌دهد می‌خواستید تا نیمه‌شب بیدار بمانید و با زور والدین به رختخواب می‌رفتید. یادتان هست چرا صبح فردا دلتان نمی‌خواست از خواب بیدار شوید؟

در نوجوانی که عاشق بودید و دنیای بی رحم! نمی‌گذاشت تا به وصال برسید خودتان را با یک کتاب شعر در رختخواب سرگرم می‌کردید تا خوابتان ببرد. یادتان هست لذت وصالی که در بیداری ممنوع بود در خواب چقدر سهل الوصول بود؟ بخاطرتان هست که برای بیدار شدن‌تان باید با لگد خدمتتان می‌رسیدند؟

زمانی که برای دست و پا کردن یک زندگی مشترک مثل سگ کار می‌کردید و از هر فرصتی در اتوبوس و تاکسی برای چند دقیقه خوابیدن استفاده می‌کردید یادتان هست؟ خوابیدن ایستاده و آویزان از میله اتوبوس ارزشی داشت که تنها شاید روزی دو بار اتفاق می‌افتاد. آنهم در فاصله جابجایی بین چند محل مختلف کار.

 

با یک حساب سرانگشتی می‌بینید که وسوسه و لذتی گمشده را یک عمر در بیداری از دست داده‌اید. بیاید برای یک بار هم که شده لطفا بیدار نشویم.

نظرات ارسال شده
sun در 29 خرداد 1386
:)
هر کی خوابه خوش به حالش
ما به بیداری دچاریم!

email | website