گوسفندیسم

شما با خیال راحت می‌چرید.

چریدن یک نوع سرگرمی می‌تواند باشد. شما ابتدا این قسمت مرتع می‌چرید بعد آن طرف و بعد آن‌طرف‌تر و بعد... نخیر، اینجا سگ گله هارت و پورت می‌کند. سگ گله قرار است نگهبان باشد ولی بیشتر مزاحم است. او آزادی شما را محصور به میلش کرده است. پس شاید زیاد هم در آرمانشهر نباشیم. سگ ابداً در جریان خوشمزگی علف نیست. او بدون اینکه در جریان فرآیند باشد قصد توقف آن را دارد. شما فقط کمی بع‌بع می‌کنید، محض خالی نبودن عریضه.

سگ گله یک مقام انتصابی است. این انتصاب توسط چوپان پیش آمده است. طبعاً صلاحیت چوپان در شناخت سگ مسأله مهمی است. ولی در نهایت سگ هیچ‌چیز نمی‌فهمد. ولی چوپان می‌فهمد. البته چوپان در جریان یک انتخابات دموکراتیک به ریاست برگزیده شده است. او قبول کرده است به جای لذت بردن از چمن، فکر کند. طبعاً او یک دیوانه است و برای همین به او رای داده‌اید. معلوم نیست قرار است چه سودی عاید چه کسی بشود. به هر حال مسأله شما نیست. شما دایره فردیت را به قدرت ترجیح داده‌اید.

چوپان پشم شما را می‌چیند. این شاید شبیه استثمار باشد ولی در نظر شما او یک سلمانی است که به طرز ابلهانه‌ای شما را مجانی مرتب می‌کند. او حتی هر از گاهی به عنوان تزئین روی شما با اسپری چیزی می‌نویسد. شما یقین دارید این آخرین مد روز است. شما مد را با علاقه دنبال می‌کنید. مد مشغله ذهنی مفرحی است.

شما قسمت بازگشت به خانه را دوست دارید. در خانه شما کنار چند موجود نرم دیگر که گویا شبیه شما هستند لم می‌دهید و می‌خوابید. مهمترین مسأله هنگام خواب این است که وقت خواب است. مسایل دیگر اهمیتی ندارند. بنابراین شما به مسکن نیازی ندارید. شما به هیچ‌چیز نیاز ندارید. وقت خواب است.

شما اعتقاد دارید بخش مهمی از زندگی در این لحظه در جریان دارد. در حقیقت شما زمان را نمی‌شناسید. زمان چیز لازمی نیست. آن که گذشته که گذشته است و بعدتر هم پا در هواست. بنابراین شما به دریافتن دم مشغول هستید. البته دریافتن دم خود مسأله بغرنجی است، ولی شما به طور یقین می‌توانید این مشکل را حل کنید.

مکان از دید شما در هر لحظه همان‌جایی است که اکنون هستید. وجود و عدم وجود هیچ‌چیز خارج از مرتع یا آغل به شما مربوط نیست. در حقیقت معلوم هم نیست چیزی باشد و اگر باشد هم مهم باشد. اگر نباشد هم باز فرقی نمی‌کند چون شما در قسمتی هستید که هست، بقیه دنیا می‌خواهد باشد، می‌خواهد نباشد.

شما برای تمام پرسش‌های مهم جهان یک پاسخ دندان‌شکن دارید. شما در مواقعی که مشغول چریدن یا پیگیری مد و یا چرت نیستید - البته چنین مواقعی هرگز و هرگز رخ نمی‌دهند – بسیار می‌اندیشید و در مقابل پرسش‌هایی چون منشأ حیات، فلسفه‌ی حیات، عاقبت حیات و دیگر مسایل مشابه با اعتماد به نفس می‌فرمایید: بع.

بله، البته، شما یک انسان هستید، صد البته.

شما با خیال راحت می‌چرید.
نظرات ارسال شده
نشانه در 05 مهر 1386
فقط می توان گفت بع! یعنی عالی بود

email | website

لولو در 06 مهر 1386
خیلی خوب بود!! آفرین!

email | website

میثم در 06 مهر 1386
حالش را برده می باشیم بسی!

email | website

محمد رضا در 06 مهر 1386
سئوال برایم پیش آمد که دوست داشتم فی الفور بعد از اتمام میپرسیدم . اول آیا این خاصیت زندگی ما ایرانی هاست یا منظورت به معنای عام زندگی بشری است . دوم اینکه در هر حال نمیتوان تحسین کرد چون با این تحسین ؛ در برابر ؛ تحمیق شدنمان را نشان میدهیم . ترجیح میدهم تشویقت نکنم که احمق فرض شوم ... به خاطر گذشته و آینده ی محتمل تشویق

email | website

مریم در 07 مهر 1386
میدونی...بدیش اینه که حتی اگه از رمه جدا بشی و بری پشت تپه های دور...و حتی قبول کنی که بهای این رفتن برای خود همانا خورده شدن توسط گرگ است...باز هم گوسپندی...هیچ فرآیندی از تو مثلا یک اسب نمی سازد...این است که ما در این چنبره گرفتاریم..حالش را می بریم خوب...

email | website

محمد .چ در 21 مهر 1386
سلام
امروز با شما آشنا شدم،
هم با شما، هم با هزار تو و هم با میرزا پیکوفسکی
و چقدر نزدیک بوده ایم در این مدت و چقدر بی خبر از این نزدیکی و این احتمالا به خاطر مشغول بودن به موضوعات مهمی چون سگ گله و انتصاب و صلاحیت چوپان و استثمار پشم و ... بوده اینکه اهمیتی به چند موجود نرم!! دیگر که گویا شبیه ما بودند و در کنارمان زندگی می کردند نداشتیم.
فرصت اما هست و هنوز هم نزدیکیم
حتی نزدیکتر

email | website