از خانه‌ی قدیم‌مان که اثاث‌کشی ‌کردیم ‌آمدیم، نشانی و نمره‌ی این‌جا را گذاشتم پیش اشرف‌سادات امانت؛ که وقتی آمدی بدانی کجا پیدایم کنی.
خوش‌دارم خیال‌کنم این‌که هرشب زیر پنجره‌مان گارمان می‌زند شمایی. آمده‌ای بعدِ این‌همه سال...

پ.ن: «گارمان» سازی‌ست شبیهِ «آکاردئون».

نظرات ارسال شده
اول شخص مفرد در 02 آذر 1386
کوتاه و موجز...

email | website

alibi در 02 آذر 1386
اگر به جای خط سوم همان جمله ای را که در وبلاگ برای لینک دادن استفاده کردی می نوشتی - یعنی به جای خوش دارم ... می گفتی \"تقه مرحمت کنید\"- هم به نظرم با مزه بود و دلنشین.

email | website

مریم در 02 آذر 1386
چه می کنی با دل م...

email | website

arash در 02 آذر 1386
این:"آمده ای بعد این همه سال"بد جوری پریشونم میکنه.

email | website

mona در 02 آذر 1386
وای از چشم انتظاری!!!آدمو به طرز وحشیانه ای امیدوار میکنه!!!

email | website

گیسو در 02 آذر 1386
آرام میگیرم ، آرام میگیرم وقتی حتی در خیالم سر بر بازوی امن تو به خواب میروم

email | website

sun در 03 آذر 1386
بعد از این همه سالش را میشود ندیده گرفت لابد!

email | website

آراز در 03 آذر 1386
گارمان همان «آکاردئون» نیست.


به رغم شباهت ظاهری، از نظر سازشناسی، «گارمون» یا «قارمون» یک ساز کلاسیک روسی است و تفاوت‌های اساسی با آکاردئون دارد که سازی اروپائی‌ست که تا پیش از قرن نوزدهم وجود نداشت. علاوه از تفاوت فاحشی که در صدای این دو نوع ساز وجود دارد، اندازه‌ی آکاردئون بزرگ‌تر از گارمون است و صفحه‌کلیدش شبیه پیانو است در حالی‌که صفحه‌ی گارمون دارای دو ردیف کلید گرد است.
گارمون همان‌قدر شبیه آکاردئون است که سازدهنی! (Harmonica)

اطلاعات عمومی بیشتر:
http://en.wikipedia.org/wiki/Accordion#History
http://en.wikipedia.org/wiki/Garmon'#See_also

email | website

پورج در 03 آذر 1386
آراز عزیز
سپاسگزار التفات‌تان. به بی‌کمالاتی‌مان ببخشید. گارمان یا به قول فرمایش شما «گارمون» را یک‌بار خاموش و ساکت، آویخته به دیوار قهوه‌خانه‌ای در آذربایجان دیدیم. گفتند همان آکاردئونِ شماست. خدا پیغمبری شکل و شمایلش هم می‌خورد. توفیرشان را نفهمیدیم.
حسب‌الامر سرکار آن جمله را اصلاح کردیم. مرحمت زیاد.

email | website

arash در 03 آذر 1386
امروز برای دهمین بار اومدم تا این متن بخونم منو گرفته بد جور بخصوص سطر آخرش:خوش دارم خیال کنم...

email | website

Mehdi در 04 آذر 1386
زيبا بود، اما همچين گفته بوديد "تقه مرحمت كنيد..." كه گفتم اصل ماجرا اينجاست !!

email | website

fasletaze در 05 آذر 1386
اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمي آد... :(

email | website

mohi در 11 آذر 1386
من بي اختيار ياد "سينما پاراديزو" انداخت .

email | website

varno در 13 آذر 1386
سالهاست چشم انتظار دیدارت بودم رخ نمی نمایی لا اقل پیامکی بفرست
کلامت نقل هر مجلس ماست زمزمه شبهای تنهایی کجایی بی معرفت

email | website

خشایار در 23 آذر 1386
گارمان من

email | website

نجمه در 24 آذر 1386
میدونی نمی یاد، حتی میدونی نشونی تو نداره،اصلا خیلی وقته از اینجا رفتن ...
بازم یهوکی دلت میریزه تو خودش همین که صدای زنگ بلند شه. حتی وقتی صدای موتور رنو میاد ، تا از سر کوچه نپیچه نفست تو دلت بنده ،راستی رنو رو هم که فروختن جاش یه پراید خریدن...حالا تا شب حالت خوش نیست.
ممنون نوشته محجوبی بود.دلم رفت به لمس خاطره

email | website

آفتاب آفتابی در 14 دى 1386
گارمان دقیقا شبیه آکاردئون است
پورج خان شما درست دیدی \"خاموش وساکت بردیوار قهوخانه ای\"
اصلا تشخیص تفاوت این برای بسیاری سخت است و کسی که گارمان می نوازد حتما میتواند آکاردئون هم بنوازد .این تبریز ما پر گارمان است وهمه مینوازند (گارمون ؟)

پورج خان این نوشته ای شما نمیدانم چرا مرا افسرده میکند.
اگر مرحمت کنی واذن دهید از نوشته هایت (با ذکر منبع ) استفاده کنم در سایتی که در دست تهیه دارم تا مادام اعمر دعاگویتان باشم.

کمترین \"آفتابی \"

email | website