چند سؤال ساده

ابزار کار روشن‌فکر چیست؟ کاغذ و قلم؟ پتک؟ می‌نویسد یا پاک می‌کند؟ یا خط می‌زند و از نو می‌نویسد؟ نقد می‌کند یا خلق؟ یک بازگو کننده است؟ آیا باید چکیده‌ای از آن‌چه تاکنون نوشته شده است بداند؟ آیا او خلاق است؟ خلاقیت او در فکر است؟ آیا نابغه است؟ آیا نیازی به نبوغ دارد؟ فرآیندهای ذهنی او آنی هستند یا زمان‌بر؟ چهارچوب‌ها را سریع در ذهن می‌بندند یا آجر به آجر؟ آیا تمام روشن‌فکران ساختارگرا هستند؟ آیا برای اندیشه ساختاری می‌توان تعریف کرد؟ این یک وصله‌ی کهنه نخواهد بود؟
روشن‌فکر حق دارد ساکن و ثابت بماند؟ پاسخ‌های ابدی می‌تواند بدهد؟ چقدر می‌تواند تغییر کند؟ مقدم و مؤخر بودن زیر سؤال بردن مقدم است یا مؤخر؟ آیا نمی‌توان بیش از یک پاسخ صحیح داشت؟ هر روز تغییر کردن‌اش ضعف است یا پویایی؟ تغییر زاویه‌ی دید همان تغییر است یا فقط تعمیم نظرات قبلی به شمار می‌آید؟ آیا وظیفه روشن‌فکر پرسیدن است؟ آیا می‌تواند پرسش‌های بی‌پاسخ بپرسد یا آن وظیفه فیلسوفان است؟ مرز فیلسوف و روشن‌فکر کجاست؟ آیا روشن‌فکر بیشتر به حال و جامعه مربوط است؟ آیا اندیشه سطح بالا و پایین دارد؟
آیا قرن روشن‌فکران سریع‌تر از خودشان نبود؟ آیا آنان از زمانه عقب نمی‌ماندند؟ آیا توانستند پابه‌پای جوامع بیایند؟ تأثیر آنان بر جوامع چقدر است؟ آنان بر جامعه مؤثرند یا برعکس؟ یا هر دو بر هم؟ آیا می‌توان این دو را از هم تفکیک کرد؟ روشن‌فکر وجدان جامعه است یا رهنمایش؟
روشن‌فکر چقدر مهم است؟ روشن‌فکر لازم است یا کافی؟ آیا شخص او مهم است؟ آیا روشن‌فکر نتیجه دغدغه‌های جامعه‌اش نیست؟ آیا بروز آن دغدغه‌ها اجتناب‌نا‌پذیر است؟ روشن‌فکر قالبی برای همین بروز است؟ نقش شخص او چیست؟ یک پیامبر؟ یک ناجی؟ عروسک جبر تاریخ؟
روشن‌فکری جهت دارد؟ آیا می‌توان فارغ از محتوا نگاهی انداخت؟ آیا اندیشه فرم دارد که بتوان محتوا را از آن جدا نمود؟ فرم همان ظرافت بیان است یا روال بیان؟ آیا می‌توان بیان را فقط به خاطر سلسله‌ی دلایل و قدرت شکل‌گیری قضایا تحسین نمود؟ آیا این خیانت به محتوای آن نیست؟ خیانت به روشن‌فکر نیست؟ پس نمی‌توان مخالف بود و تحسین کرد؟ آیا روشن‌فکر می‌تواند منحرف باشد؟ آیا انحرافات روشن‌فکری نوع دیگری از جهان را نمی‌سازند؟ آیا تاریخ را فاتحان می‌نویسند؟ آیا انحراف روشن‌فکران را نیز فاتحان می‌نویسند؟
رابطه روشن‌فکر با گذشته چیست؟ آیا او باید جهان را از نو بر هیچ بسازد؟ یا بر روی خاکستر چهارچوب‌های سوخته‌ی گذشتگان آتش بیافروزد؟ آیا باید بر شانه گذشتگان بایستد؟ افق‌های دورتری که خواهد دید چقدر باید با افق‌های نزدیک‌تر گذشتگان هم‌خوانی داشته باشد؟ گذشته چراغ راه آینده است؟ روشن‌فکر ندای آینده است؟ پس گذشته چه دارد؟
روشن‌فکری شرم دارد؟ آیا باید روشن‌فکران را لعن کرد؟ آیا آنان مسؤول سیه‌روزی بشر هستند؟ آیا پیروی از عقاید آنان سرزمین‌ها را سوزاند یا تمسخر آنان؟ اندیشیدن شرم دارد؟ جرم است؟ روشن‌فکر ناسزا است؟ ناسزا به چه؟ به او؟ به اندیشه؟ به انسان؟ به تمام تاریخ؟
نظرات ارسال شده
سرمه در 30 آذر 1386
تا وقتی زندگی در جامعه ای غیر از ایران را تجربه نکرده ام نمی توانم بفهمم روشنفکر کیست . اینجا ادمی است که در تنهایی می نشیند و فکر می کند و فکر می کند و فکر می کند و هشتش گروی نهش می شود و تف ناسازگاری اش را می خورد و عاقبت هم تبدیل می شود به موجودی افسرده و مردم گریز و غیر قابل تحمل ...

email | website

سبا در 30 آذر 1386
من هم مي خواستم همين ها رو ازت بپرسم

email | website

مهدي در 30 آذر 1386
هنوز يك سوال و فقط يك مسئله براي طرح كردن وجود دارد:
آيا زندگي ارزش زيستن دارد؟اگر بله چرا و چگونه
والسلام

email | website

farnaz در 30 آذر 1386
به راستی سوالهایی که طرح کردید عین جواب بودند ...

email | website

خلبان كور در 01 دى 1386
به گمان ام روشن‌فكر قرار بود ناسزایی باشد به خدا.

email | website

آزاده کامیار در 01 دى 1386
ناسزا بودن یا نبودنش به شکل گفتنش وابسته است اگر بگوییم فلانی روشنفکر است ناسزا نیست اما اگر بگوییم فلانی روشنفکر است ناسزا است.

email | website

سعید در 04 دى 1386
خیلی خوب بود... ایده ی قشنگی بود...

email | website

سر هرمس مارانا در 05 دى 1386
یعنی حالا باید بنشینیم به همه ی این سوالات ات جواب بدهیم لابد، ها؟!

email | website

یحیی بزرگمهر در 14 دى 1386
آنچه مسلم است اینکه فحش خور این جماعت ملس است.
روشنفکر همیشه چوبِ دو سر طلا (گهی؟) بوده است. نخبگان به عدم تخصص متهم اش کردند و غیرمتخصصان به نخبه گرایی.

email | website

محمد رضا در 16 دى 1386
روشنفکرها همان احمق های تاریخ هستند که با نور بالا بین من و تو در گذرند میرزا .

email | website

oge در 09 ارديبهشت 1387
خوبب است

email | website