تنها نمی‌مانید

«تنها نمی‌مانید»، که شاید به طنزی آشکار شعار این روزهای اپراتور دولتی تلفن همراه در ایران شده است، در عین اینکه نشان از توانمندی این اپراتور برای پوشش شبکه در سراسر راههای ایران دارد و آن را از رقبایش ممتاز می‌سازد اما از سویی دیگر نشان از سلطه سیری‌ناپذیر فن‌آوری‌های ارتباطی و رسانه‌های جدید بر زندگی روزمره ما دارد. اگرچه گیرنده‌هایی که جرج اورل پیش‌بینی می‌کرد به آن صورت هیچگاه ساخته نشدند اما امروز سطح کنترل و نظارت در دنیای مجازی به قدری گسترش یافته است که مباحث متنوع و متعددی را در زمنیه مدیریت حقوق دیجیتال در غرب پدید آورده است.

فن‌آوری‌های نو هم در عرصه تجارت و هم در دنیای سیاست با ورود به حریم خصوصی افراد و در حقیقت کمرنگ کردن مرزهای سنتی آن این مرزبندی‌های جدید را فراهم آورده است.و ما هر چقدر هم که بخواهیم از نظریه‌های بدبینانه درباره جامعه اطلاعاتی دوری کنیم و آن‌ها را زائیده ذهن اندیشمندانی منفی‌نگر ببینیم، باز هم از تیغ دو دم فن‌آوری در امان نیستیم.

خریدشماتحت نظر است!

این روزها مسوولین اتحادیه جهانی ارتباطات راه دور در آمارهایی که از دنیای بزرگراه‌های ارتباطی می‌دهند بیش از هر زمان دیگری بر «دسترسی» تاکید می‌کنند تا جائیکه این مفهوم به جای همه مفاهیم دیگر در مباحث مربوط به جریان آزاد اطلاعات نشسته است. اتفاقا انتقادها نیز از همینجا شروع می‌شود؛ چون نظارت نامحدودی که به یمن فن‌آوری برای شرکتهای تجاری و سرویس‌های امنیتی ممکن می‌شود از لحظه اتصال امکان‌پذیر می‌شوند. گوگل به تازگی امکانی را فراهم آورده است که به کاربر اجازه می‌دهد تاریخچه‌ای از فعالیت‌هایش در سایت گوگل را ببینید و تمام جستجوها و خدماتی که از گوگل گرفته است را بازبینی کند؛ همان ابزاری که گوگل به کمک آن هنگام چک‌کردن ایمیل برایتان آگهی‌های مرتبط با علاقمندی‌هایتان می‌فرستد. یکی از مباحثی که در حوزه حقوق دیجیتال به آن توجه می‌شود این است که آیا شرکت‌های تجاری برای ساماندهی کمپین‌های تبلیغاتی خود اجازه دارند از این اطلاعات استفاده کنند و در حوزه‌ای وسیعتر شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات در اینترنت تا چه حد اجازه دارند که این اطلاعات را ثبت کنند ومورد استفاده قرار دهند.

مساله‌ دیگری هم وجود دارد، شرکت‌های زنجیره‌ای بزرگ برای کنترل اجناس از تراشه‌های کوچکی که گاهی حاوی اطلاعاتی کلی درباره محصول نیز است، استفاده می‌کنند و در صورت خروج غیرقانونی جنس از فروشگاه زنگ هشدار برای ماموران کنترل به صدا درمی‌آید. اینها در حقیقت نسل اول از تراشه‌های هوشمندی هستند که در آینده می‌توانند با ذخیره کردن اطلاعاتی در مورد نوع محصول برچسب هوشمندی برای مصرف‌کننده باشند که هنگام خرید بتواند جزئی‌ترین اطلاعات محصول را به دست آورد. البته این تراشه‌ها در همین گام اول نیز چالشهایی را در عرصه حقوقی به بار آورده‌اند، برای مثال یکی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای چند سال قبل برای پیشگیری از سرقت تیغ‌های خودتراش بر روی آن‌ها چنین فرستنده‌ای نصب کرد تا کسانی که این تیغ‌ها را بدون پرداخت وجه از فروشگاه خارج می‌کردند، تصویرشان ضبط شده و سپس تحت تعقیب قرار گیرند، تا اینجای کار مشکل خاصی نبود و همه چیز خوب پیش می‌رفت؛ اما مشکل از آنجایی شروع شد که طراحان این ابتکار فکر این را نکرده بودند که این تراشه‌ها باید برای مشتریانی که بهای محصول را پرداخت کرده بودند به نحوی غیرفعال شود تا تنها تصویر سارقین، و نه همه خریداران، ثبت شود، همین اهمال به ظاهر ساده سبب شد تا فروشگاه با موجی از شکایت‌های حقوقی خریداران روبرو شود.

سیاستمداران هم تنها نیستند؟

در دنیای تمام رسانه‌ای شده امروز دیگر تنهایی مفهوم فیزیکی خود را از دست داده است، حریم خصوصی به شدت تحت تاثیر توسعه فن‌آوری قرار گرفته است، ماهواره‌هایی که در ازای دریافت مبلغی اندک از هرجای دنیا تصاویری از آن را در اختیار شما قرار می‌دهند، در کنار سرویس رایگان گوگل‌ارث، فضای اطراف ما را احاطه کرده‌اند. به اینها ابزارهای ارتباطی نوین را هم اضافه کنید که را آن‌ها با خود همراه می‌کنیم تا تنها نمانیم و ارتباط خود را با بزرگراه‌های جهانی ارتباطی برقرار کنیم. امروز در روزنامه‌نگاری با مفهومی جدید به نام روزنامه‌نگاری جیبی (pocket journalism) روبرو هستیم، با یکی از این گوشی‌های جدید موبایل و یک زیرساخت مناسب اینترنتی روزنامه‌نگاری چندرسانه‌ای می‌تواند کارخود را پیش ببرد و تمام ابزارهایش هم در جیب پالتویش جا می‌شود. ابزارهایی که فاصله خبرنگاران حرفه‌ای و شهروندان عادی را به حداقل رسانده است.

در چنین فضایی حفظ حریم خصوصی از نگاه دیگران دشوارتر شده است، چه اینکه محمدعلی ابطحی معاون رئیس‌جمهور سابق ایران با گوشی موبایل دوربین‌دارش شخصیت‌های نظام را در غالب‌هایی خارج از تبلیغات سیاسی متداول به دام می‌انداخت و یک روز ناگهان در فتوبلاگش فلان روحانی برجسته را بدون عبا و عمامه و یا دیگر مسوول دولتی را در حال چرت زدن در یک جلسه مهم می‌دیدم؛ البته محمدعلی ابطحی به سبب نوشته‌های غیر رسمی‌اش از جلسات مهم و گاه محرمانه سبب دلخوری برخی دیگر از اطرافیانش را فراهم ساخته بود که در یک رسانه جدید حرف‌هایی جدیدی از آن‌ها منتشر شده بود. ابزارهای جدید انتشار اخبار و اطلاعات با ارائه این امکان به افرادی از سطوح گوناگون قدرت و منزلت بساط حضور افراد تاکنون خاموش را فراهم ساخته است.

راه رفتن شما تحت نظر است!

یکی از اساتید من که در اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتی در سوئیس شرکت کرده بود، از کارت‌های شناسایی مبتنی بر فرکانس‌های رادیوی سخن می‌گفت که تمام میهمانان آن‌ها را بر سینه داشتند و این امکان را فراهم می‌ساخت که تمام رفت و آمدهای آنان برای نیروهای برقرارکننده امنیت چنین اجلاسی فراهم باشد. این فناوری که به نام RFID شناخته می‌شود، موضوع دیگری است که آینده فن‌آوری‌های ارتباطی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. انسانهایی که با قرار گرفتن یک تراشه کوچک در زیر پوستشان همواره تحت نظر باقی می‌مانند و کوچکترین فعالیتهایشان در فضای واقعی ثبت می‌شود، در حقیقت کنترل نامحدود فضای مجازی به مرور راه خود را به فضای واقعی نیز باز می‌کند. مطابق روال تمام انتقاداتی که به بحث جامعه اطلاعاتی می‌شود، اینبار نیز تیغ دو دم حرف و حدیث به بار آورده است، خوش‌بین‌ها می‌گویند، دولت و ارائه‌دهندگان خدمات به مردم برای بهبود کیفیت کارخود و در حقیقت بهبود زندگی مردم به این اطلاعات نیاز دارند و بدبین‌ها هم در اصطلاح خودمان می‌گویند عطایش را به لقایش بخشیدیم!

بگذارید برایتان کمی داستان‌سرایی کنم، چندی قبل با بحثی برخورد کردم به نام «اینترنت چیزها»، که ساده‌اش می‌شود اینکه تراشه‌های هوشمندی را درون تمام اشیا و چیزهای دوروبرمان قرار دهیم و تمام محیط را به نوعی به یک سیستم کنترل هوشمند متصل کنیم، حال در چنین فضایی تصور کنید:

شما یک روز صبح با صدای زنگ ساعتتان که مطابق برنامه هر روز می‌داند جمعه‌ها باید شما را برای خرید هفتگی ساعت 10 از خواب بلند کند، بیدار می‌شود، چند دقیقه قبل از بیدارشدن شما سیستم هوشمند آشپزخانه چای را آماده کرده است، وقتی از تخت خواب بیرون می‌آیید تراشه هوشمند تعبیه شده زیر پوست بازوی شما به تمام بخشهای منزل پیام می‌دهد، پرده‌ها کنار می‌روند، چای در استکان ریخته می‌شود... به محض اینکه وارد فروشگاه می‌شوید، اطلاعات هویتی شما به همراه شماره کارت اعتباریتان به سیستم کنترل فروشگاه ارسال می‌شود، در میان قفسه‌ها چرخی می‌زنید و کالای مورد نظر خود را بر می‌دارید، اجناس فروشگاه هم دارای تراشه‌های هوشمندی هستند که به محض قرار گرفتن در سبد شما به مرکز فروشگاه پیام می‌دهند که درون سبد شما هستند، شما از فروشگاه خارج می‌شوید و با خروج شما بهای اجناسی که همراهتان خارج شده‌اند از کارت اعتباری‌تان کم می‌شود...

داستان می‌تواند تا ساعت‌ها ادامه یابد اما واضح است که این خیال‌پردازی دوری نیست و با پیشرفت کنونی فن‌آوری هم قابل دسترسی است، اما تا فراگیرشدن آن زمان زیادی باقی مانده است. آنچه که این داستان به آن دلالت می‌کند همین تنها نبودن است که با فن‌آوری‌های فردا، بیش از امروز به خطر می‌افتد؛ همانگونه که دوست عزیزی در گفتاری درباره حریم خصوصی به درستی اشاره کرده است، امروزه ما بیش از هر زمان دیگری به موقعیت «نمایش ترومن» نزدیک شده‌ایم ...

نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.