هیچکس تنها نیست

* تنهایی هر چه باشد به آدم‌های ویژه‌ای که گمان می‌کنند تنها هستند منحصر نمی‌شود. به نظر می‌رسد این جمله‌ی «من تنها هستم» بیش از هر چیز گذرنامه‌ای است برای رفت و آمد میان همه‌ی طبقات اجتماعی بی‌آنکه لزوما هزینه‌ی حاضر بودن در هر طبقه پرداخت شود. من وقتی این جمله را می‌شنوم جوابی در این مایه‌ها به ذهنم می‌رسد «که چی؟ من هم موهام قهوه‌ای سوخته است و دوست دختر پسردایی‌ام هم دوازده کیلو اضافه وزن دارد.»

* نباید بیرحم بود. رحم کردن یکی از بزرگترین دست‌آوردهای بشری است. بگذریم از اینهایی که دو کتاب نیچه را به ترجمه‌ی اشوری خوانده اند و فکر می‌کنند اگر بیرحم به نظر برسند نیچه‌ای‌تر(سکسی‌تر) است. من کسی را به بیرحمی ‌توصیه نمی‌کنم. فقط می‌گویم اگر احساس می‌کنید با اکثریت همراه نیستید اقلیت خودتان را کشف کنید. هیچکس به اندازه‌ی یک همجنسگرا در جبهه‌های حق علیه باطل تنها به نظر نمی‌رسد. اما او هم بجای ناله کردن از تنهایی می‌تواند بداند که متعلق به اقلیتی است که باید نسبت به آن شناخت پیدا کند. انکار این شناخت و کوفتن بر طبل «من تنها هستم» چیزی نیست جز همان سماجت جبلی بشر برای حفظ نادانی‌اش.

* حق با همراه اول است. هیچکس تنها نیست.
نظرات ارسال شده
مریم در 03 بهمن 1386
پس نسخه هم صادر می کنی. فکر می کنم برای نوشتنش وقت نگذاشتی . ضعیف بود.

email | website

mekabiz در 03 بهمن 1386
به مریم:
تقریبا همیشه نسخه می پیچم. تقریبا هیچ وقت،وقت نمی گذارم و اگر اینها به ضعیف شدن نوشته منجر شود تقریبا همیشه ضعیف می نویسم.اما در این نوشته ی خاص خواستم مخالفتی با صورت رومانتیک تنهایی کرده باشم و برای ابراز این مخالفت بیشتر نوشتن و بیشتر وقت گذاشتن هدر دادن منابع بود.

email | website

آسا در 24 بهمن 1386
خیلی کوتاه و مختصر بود اما واقعیت اینه که همیشه لازم نیست منتظر یه متن بلند باشیم. به چند تا نکته اشاره کرد که فکر می کنم همین متن براش کافی بود . همونطور که نویسنده محترم اشاره کرد. احساس می کنم که کمیت هم داره یه جور کیفتیت می شه ( رجوع شود به نظر خانم مریم) . نویسنده را ملامت نکنید لطفا. این هم شیوه ای برای گفتنه.

email | website