تنهایی‌هایی عمیق

تحولات تکنولوژیک در دنیای مدرن و ورود به دنیای سیال شبکه‌ای، دگرگونی‌های اجتماعی چشمگیر و به دنبال آن دگرگونی الگوهای ارتباط اجتماعی را به ارمغان آورده است. گسترش جوامع مجازی توسط ارتباطات کامپیوتری باعث کاهش روابط انسانی و اجتماعی در دنیای واقعی و افزایش روابط مجازی، بحران هویت فردی و... شده است. بارگلو (Barglow Raymond) در خصوص تغییر هویت فردی توسط تکنولوژی به تنهایی ای اشاره می‌کند که با گذشته متفاوت است. واقعیت این است که تنهایی پدیده‌ای امروزی و محصول دنیای اطلاعات نیست، آدمی از زمان تولد تا لحظه‌ی مرگ آن را حس خواهد کرد، همان‌طور که اکتاویو پاز می‌گوید: «تنهایی عمیق‌ترین واقعیت در زندگی بشر است.» (1) اما تنهایی ِ موردنظر بارگلو، احساس تنهایی مطلق است، تنهایی و انزوایی گریزناپذیر. او می‌گوید فردی که در این انزوای کامل قرار دارد به گونه‌ی برگشت‌ناپذیری خود را گم کرده است.
هیوبرت دریفوس در کتاب‌اش «نگاهی فلسفی به اینترنت»، با اشاره به یکی از ابداعات نوین تکنولوژِی یعنی اینترنت بیان می‌کند: «ما [به مدد اینترنت] می‌توانیم از آخرین وقایع در جهان خبردار شویم، خرید کنیم، به پژوهش بپردازیم، با خانواده، دوستان و همکاران‌مان ارتباط برقرار کنیم، افراد جدید را ملاقات کنیم، بازی کنیم، ... و همه اینها را بدون ترک اتاق‌های‌مان انجام دهیم.» آیا ماندن در اتاق‌ها و عدم وجود تماس واقعی در جهان شبکه‌ای، ما را منزوی و افسرده نخواهد کرد؟ او برای پاسخ به این پرسش به تحقیقات دو گروه از پژوهشگران اشاره می‌کند. پژوهشگران دانشگاه کارنگی ملون که با پروژه‌ی چند میلیون دلاری‌شان در نهایت اعلام کرده‌اند که: «استفاده بیشتر از اینترنت با کاهش ارتباطاتِ مشارکت‌کنندگان با اعضای خانواده در محیط خانه، کاهش اندازه حلقه اجتماعی آنها و افزایش احساس افسردگی و تنهایی آنها همراه بود.» گروه دوم، تحقیق دانشگاه استانفورد با این جمع‌بندی: «اینترنت دارد موج گسترده جدیدی از انزوای اجتماعی را در ایالات متحده ایجاد می‌کند و کابوس جهانی اتمیزه بدون تماس یا عاطفه انسانی را برمی‌انگیزد.» (2)
باومن اندیشمند دیگری که با هوشمندی در مورد دیگر محصول دنیای مدرن _تلفن همراه_ چنین می‌گوید: «تلفن‌های همراه امکان می‌دهند که آن‌هایی که دور از یکدیگر هستند با هم در ارتباط باشند. تلفن‌های همراه امکان می‌دهند که آن‌هایی که با هم در ارتباط هستند دور از یکدیگر باقی بمانند.» او به گفته‌هایی از مایکل اشلوتر و دیوید لی پیرامون دنیای مجازی اشاره می‌کند، «ما خلوت و تنهایی را مثل لباسی اجباری بر تن می‌کنیم» و ادامه می‌دهد که «خانه‌ها دیگر جزایر گرم صمیمیت در وسط دریاهای بسیار سرد خلوت و تنهایی نیستند. خانه‌ها از زمین بازی مشترک عشق و دوستی به محل مخاصمات ارضی، و از ساختمان اتحاد و مودت به پناهگاه زیرزمینی سنگربندی شده تبدیل شده‌اند.» باومن پیوندهای به وجود آمده توسط محصولاتی از قبیل تلفن همراه و یا اینترنت را پیوندهایی سطحی‌تر، بیش‌تر، شدیدتر و کوتاه‌تر از پیوندهای غیرمجازی و واقعی می‌داند. پیوندهایی که با سرعت و بدون هیچ باقیمانده‌ای، با فشار دکمه‌ای به راحتی پایان می‌یابند. او البته اولویت‌دهی انسان‌ها به دنیای مجازی را عجیب نمی‌داند، زیرا که «تنهایی پشت در بسته‌ی اتاقی خلوت با تلفن همراهی در دسترس، بسیار کم خطرتر و امن‌تر از داشتن زمینه‌های مشترک با اعضای خانواده است.» (3)
پاز تنهایی را نوعی آزمایش و تطهیر می‌خواند که در پایان آن عذاب و بی‌ثباتی انسان‌ها محو شده و هنگام خروج از هزارتوی تنهایی، به وصل، به کمال و هماهنگی با دنیا خواهند رسید. در این جوامع شبکه‌ای و به مدد تکنولوژی‌هایی که وقت و بی‌وقت در زندگی‌مان سرک می‌کشند تا تنها نمانیم، در جوامع مدرنی که پیوندهای‌مان متناسب با دنیای سیال، پیوندهایی سیال هستند، هر روز نقاب خنده بر چهره می‌زنیم، احساسات‌مان، احساساتِ آیکونی‌شده‌ی تهی‌ست و تلفن همراه، همراه همیشگی‌مان خواهد بود، سوال این است که آیا در فقدان این تکنولوژی‌ها در ژرفای تنهایی‌مان حبس نخواهیم شد و آیا پایان تنهایی ما نیز کمال، هماهنگی، تطهیر، شادی و نشاط در بر خواهد داشت؟!

 


(1) پاز، اکتاویو. دیالکتیک تنهایی. ترجمه‌ی خشایار دیهیمی. تهران: لوح فکر، 1381.
(2) دریفوس، هیوبرت. نگاهی فلسفی به اینترنت. ترجمه علی ملائکه. تهران: گام نو، 1383.
(3) باومن، زیگمونت. عشق سیال: در باب ناپایداری پیوندهای انسانی. ترجمه‌ی عرفان ثابتی. تهران: ققنوس، 1384.

نظرات ارسال شده
رضا محمدی در 30 دى 1386
سلام
این مطالب حرف دیگران بود. شما خود چه می‌گویید؟ بهتر نبود که جای مقدمه‌ی بلندِ تقریباً واضح و سؤال دو خطی خود در انتهای مطلب را عوض می‌کردید و ما را با دیدگاه خودتان آشنا می‌کردید.
با این همه. باز هم دست‌تان درد نکند.

email | website

بهار در 30 دى 1386
یکی از دلایلی که نویسنده‌ی متن، مطالب گزینش‌شده‌ای از اندیشمندان می‌آورد، برای این است که با آن موافق است و هم‌چنین آن را موافق با نگرش‌ها و افکار خود می‌داند، ارجاعات اندیشمندان را به عنوان تأییدی بر دیدگاه خودش می‌داند _توجه داشته باشید که گفتم یکی از دلایل!_ حال اگر من همین جملات را به زبان خود می‌نوشتم _بدون ارجاعی_ آیا دوباره‌کاری نبود؟ اینطور که شما از واضحات حرف می‌زنید، پس: بهتر نبود من هیچ نمی‌نوشتم و اکتفا می‌کردم به همان تیتر و عنوان مطلب، چون عنوان مطلب خود به طور تقریباً واضحی به مخاطب می‌فهماند چه موضع‌گیری را می‌خواهد در متن ببیند. به گمانم دیدگاهم کاملا در متن مشخص است، اگرچه بهتر بود بیشتر در این‌باره می‌نوشتم؛ که تأکید من در مورد نوشته‌های اینترنتی بیش‌تر بر کوتاه‌نویسی‌ست. (خوب، این هم تقریباً واضح است، با این همه چه نیازی‌ست به پاسخ؟!)

email | website

امیر در 30 دى 1386
اصولا سوآل آقای محمدی متاسفانه بجا نیست. توضیحات را خود "بهار" داده و نیازی به تکرار نیست. نکته اینجاست که اگر آقای محمدی فرضا قصد رد نظرات "بهار" را میداشتند، هم، قطعا مجاز بودند از هرکس که دل تنگشان میخواهد، نقل قول بیآورند. این رسم و عرف در کار تحقیق است قربان. موفق باشید

email | website

رضا محمدی در 01 بهمن 1386
یکی از دلایلی هم که متنِ یک نویسنده را از مشقِ یک کودک متمایز می‌کند، البته به نظر من، محوریّتِ سخنِ ناب و بکرِ نویسنده است، با توضیحات و تکمیلاتِ لازم- البته توجه دارید که یکی از تکمله‌های بحث نیز می‌تواند استفاده از نقل قولِ دیگران باشد. حال اگر شما یک متن را به صورتِ تلفیقی از کارها و اندیشه‌های دیگران ارائه دهید، البته کار بیهوده‌ای نیست، اما مفیدتر آنست که شما نیز دیگران را میهمان زاویه‌ی نگاه خود کنید، به این واقعیتی که همگان آن را هماره دیده و می‌بینند.
و اما افاضاتِ جناب \"امیر\" با وجود توضیحاتِ خودِ نویسنده، همان‌طور که خود نیز اقرار داشته‌اند، ندانستم از چه روی بود. نکته‌ی ایشان نیز شاید، به نوشته‌ی دیگری از همین مجموعه‌ی هزارتویی که وی به تمامِ آنها سرک کشیده‌ و افاضه فرموده‌اند مربوط‌تر باشد. رسم و عرفِ کار تحقیق را نیز اما، با مطالعه‌ی مربوط می‌توان فهمید، نه با قربان قربان گفتن و پاچه‌خواریدن.

email | website

امیر در 01 بهمن 1386
من با آقای محمدی دیگر حرفی ندارم. لحن تهاجمی ایشان مرا به یاد اعلامیه ههای سیاسی دهۀ 60 میاندازد. در این سایت هم: هرجا که من رفته ام، شما هم که رفته اید!!شما را به خیر و مارا به سلامت.

email | website

فرهاد در 01 بهمن 1386
کار تهیه‌ی مطلب برای هر جایی، گاهی می‌تواند شبیه کار یک "تدوین‌گر" در سینما باشد. به هر حال زحمت خانم بهار که قسمت‌هایی از نوشتارهای مختلف را بنا به تشخیص و فهم خود در کنار یکدیگر قرار داده‌اند جای تشکر دارد. خود این "نقل قول" و "چینش" برسازنده‌ی معناست و متأثر از درک شخصی نویسنده از این نوشتارها می‌باشد، و به نوعی بازتاب نظر او. یک تدوین متفاوت نیز می‌تواند فیلم را به کلی عوض کند. بدون شک مشق نوشتن کمابیش تصادفی کودکی از روی متون مختلف، لحافی چهل‌تکه و بی‌ربط و ناموزون پدید خواهد آورد، که در این جا با چنین چیزی رو به رو نیستیم.

email | website

از زندگی در 05 بهمن 1386
مرسی بهار !
گزینش خوبی بود. نقل قول ها عمدتاَ بر جنبه های منفی تکیه داشتند. آیا نکات مثبتی ذکر نشده بود یا شما ترجیح دادید از آنها درگذرید؟

email | website

بهار در 06 بهمن 1386
از زندگی عزیز! من متن را از دو جنبه ی مثبت و منفی نوشته بودم، بعد دیدم که یکی از دوستان اینجا در نوشته شان بر نکات مثبت اشاره کردن، ترجیح دادم که فقط نکات منفی را بنویسم!
مرسی که خوندین :)

email | website

فرود در 27 بهمن 1386
ما در مسیری قرار گرفته ایم که باید خود را با آن مطابقت دهیم و با ضررها و زیانهای به جای مانده از آن به نتیجه گیری بپردازیم و راه را از بیراه تشخیض دهیم. در دنیای صفر و یک (0,1), خبری از دو (2) نیست و آن چیزی است که ما در ابتدای آفرینش کامپیوتر به آن توجه ای نکردیم. ما تنها بودیم که به فکر ساختن کامپیوتر افتادیم. ما به تنهایی رسیدیم وقتی درخت کوچه را قطع کردند و ما را با مشتی سیمان تنها گذاشتند. ما در حسرت قصه های هزارو یک شب مادر بزرگمان به صفحه مونیتور خیره خواهیم ماند تا آفتاب طلوع کند.

علی فریورراد

email | website