وقتی که فرق کند
بخشی از یک داستان بلند و سرراست که هیچ کجای دنیا نیست و حتا نوشته نشده.


به نويسنده‌ی یک وبلاگ قدیمی- کرگدن سلطان است- و متنی که یک بار نوشته بود و می‌خواست بانک را بخواند ... و ندانستم كه خواند يا نه و هر چه بود؛ برد يا باخت، كرگدن‌ها ساکت شدند- ر ِست؟ چه می‌گویند... خوابیدند روی دست‌شان- سال‌هاست منتظرند برای دستی که یک «نُه داشته باشد و یک سرباز دل خوشگل» و بانک را بخوانند.

دست روی موهرِ رومیزیِ فُتْر می‌کشی که این بار زرشکی است. ژتون‌های سورمه‌ای را که برداشته بودی سر جای‌اش می‌چینی آرام و با دقت. فردا اگر رومیزی فُتْر، سورمه‌ای بود، ژتون‌های زرد را برمی‌داری. کنار پنجره می‌روی و «باز دوباره صبح شد» زمزمه می‌کنی. فكر كن كه فرق مي‌كند. اين يك بار فرق كند با همه‌ي شب تا صبح‌ها. این بار از پله‌ها پایین می‌آیی. و این بار است که باران زده. خالیِ خیابان را با پاشنه‌های نوک تیز چکمه‌هات پر می‌کنی وقتی توی آبِ چاله‌ها می‌پری و بی‌دریغ پاشنه‌های شکسته را پرتاب می‌کنی تا توی دل سپیده‌ی هنوز زده و نزده، واحه‌ای... لمحه‌ای... لحظه‌ای، چیزی که همیشه بینابین است. نه این است و نه آن. اگر این بار فرق کند چه؟ این بار فرق می‌کند. با اطمینان به خودت می‌گویی، بلند توی خالی ِکوچه داد می‌زنی که این بار فرق می‌کند. باور نمی‌کنی که فرق‌اش مال آدم‌هایی باشد که تو نیستی. چرخی که می‌چرخد عاقبت روی تقدیر تو است که آرام می‌گیرد. اگر، تنها اگر یک بار هم فرق کند، و این یک بار نخواهی که بروی خانه. صدای قار قار کلاغ‌ها می‌آید و دل‌نشین می‌شود. تو می‌روی تا جلوی در خانه. روزنامه‌های صبح را برمی‌داری. از نوک انگشتان‌ات قطره‌ها می‌چکند روی حرف‌های سربی و جابه‌جا تاب می‌خورند، می‌رقصند. کسی توی باران چتر روی سرش نمی‌گیرد. دست کم این بار نه. پاهای برهنه روی سنگ‌های خنک جان می‌دهدت. پرده‌ها را می‌کشی. کیپ تا کیپ. فرو می‌روی میان تشک و پتو. می‌خوابی تا شاید ام‌شب، پشتِ میز با رومیزی فُتْر سورمه‌ای همه چیز فرق کند.


نظرات ارسال شده
خواننده در 10 خرداد 1387
سفارشی، برای قمار.

email | website

آرش منحوبی در 12 خرداد 1387
خوب نوشته شده.خوش آهنگ...ریتم کلمات را پسندیدم.

email | website

قوامی در 15 خرداد 1387
اما امشب هم مثل دیشب است . این تویی که بازی های متفاوتی می کنی تا قمار فرق کند . پس به فکر تغییر خودت باش نه در آرزوی تغییر بازی.

email | website

سپینود در 16 خرداد 1387
جناب قوامی فراموش نکنید که قمار ربط مستقیمی با شانس و تقدیر دارد...

راستی تقدیر و سرنوشت و شانس هم می‌تواند موضوع خوبی برای هزارتو باشد...

email | website

ماهگون در 25 خرداد 1387
در شب سرنوشت خویش، همچو ماه بتاب، از مهر.

email | website

مرجان در 07 تير 1387
شعر واره ای درقالب داستان..
درود

email | website