خلاصه و جمع و جور عرض کنم حضورتان، دو جور آدم توی دنیا داریم: آنهایی که قمار بازند و آنها که نیستند بقیه ماجرا و همه تفاوت های شخصیتی و بحثهای روانشناسی و غیره و غیره فرع ماجراست.اصلش همین است که گفتم یا قمار بازید یا نه و این همه زندگی تان را می سازد،شاید هم تمام زندگیتان را خراب کند.کاملن بستگی به این دارد که از کدام طرف به ماجرا نگاه کنید.
تشخیص قمار باز ها از بقیه بشریت در نگاه اول چندان آسان نیست.متاسفانه آفریدگار معزز شاخ یا دم به درد بخوری بهشان نداده که تا از دور رویت شدند بشود با کف دست کوبید به پیشانی و گفت:«اوف! دیدی یارو رو؟ قمار بازه».برای همین باید کمی دقیق شوید توی زندگی این آدمها تا بتوانید بشناسیدشان و در این مسیر اولین چیزی که کمکتان می کند توجه به اتفاقات مهم زندگی آنهاست.فرمان اول برای هر قمار باز این است:«زندگی بدون ریسک،مثل عرق خوری بدون مزه است،سک عرق نخور».عطف به همین فرمان مقدس،قمار بازها وارد هیچ عرصه روتینی نمی شوند.مثلن هیچ قمار باز واقعی عاشق معشوق سهل الوصول نمی شود،در رشته تحصیلیش کار نمی کند یا اگر کار کند کار معمولی نمی کند،ید طولایی در نیمه تمام گذاشتن تحصیلات عالیه دارد،بلیت رزرو نمی کند و... اگر بشود صدای توی مغز یک قمار باز را پخش کرد مطمئنم صدای یک آنونس سینمایی را می شنویم که می گوید:«آنها ریسک می کنند پس هستند».اما نباید بگذارید این مساله تنها معیارتان بشود برای تشخیص قمار باز ها.بقیه آدمها هم یک وقتهایی ریسک می کنند اما فرقی هست بین این دو:قمار باز ریسک میکند برای لذت ریسک و بقیه ریسک می کنند برای رسیدن به نتیجه ای.نتیجه برای قمار باز چیزی از جنس فحش خواهر و مادر است.همین جاست که پای فرمان مقدس دوم به میان می آید:«توجه به نتیجه، روح زندگی را می کشد،مهم نیست که بعد از خوردن می،تگری بزنی،پیک هایت را نشمار».قمار باز هر جا که هست و هر کاری که میکند همه دلش کف دستش هست و کف دستش حتمن روی میز قمار.حالا چه پوکر بازی کند یا رولت روسی شک نکنید دارد با همه وجودش برای بازی،بازی می کند.اصلن چه اهمیتی دارد که فشنگ لامذهب نصیب او شود یا آن دیگری یا آن آس خوشگل توی دست کدام طرف بازی رخ بنماید؟مهم برای قمار باز خود بازیست برای همین قمار بازها همیشه بازنده های خوبیند.بازنده که میگویم از دید بقیه است چون قمار باز همین که یک سر بازی باشد خود به خود خودش را برنده می داند نه بازنده،او از معمولی بودن متنفر است.همین جا نوبت حک فرمان مقدس سوم است بر هر لوحی که دست قمار باز به آن رسید:«نگذار زندگیت لنگه داشته باشد،وقتی بقیه شراب می خورند جامت را خالی نگاهدار».زمان، حاکم زندگی قمار باز ها نیست آنهایند که برای زمان قانون وضع می کنند.وقتی همه دارند درس می خوانند قمار باز دارد برای شوخ چشمی که دلش را برده نامه عاشقانه می نویسد،زمانی که همه دارند می روند خواستگاری،او احتمالن مشغول کتاب خواندن است،هنگامی که بقیه دارند پول پس انداز میکنند قمار باز حتمن جایی دارد پولهایش را خرج می کند،قمار باز است دیگر!
قمار باز ها کاشفان بزرگیند.با اولین وزش باد موافق بادبان می گشایند و با دیدن اولین جزیره ناشناخته لنگر می اندازند-بدیهی است که اصلن نقشه سفری در کار نیست-تمام جزیره را سیاحت می کنند و بعد همین که دیگر چیزی برای کشف وجود نداشت دوباره با اولین نسیم دریا می روند تا جزیره بعدی را پیدا کنند.همین قمار باز را برای بقیه جذاب می کند.کسی را میشناسید که لذت نبرد از کشف شدن؟اما خطر واقعی قمار باز برای اطرافیانش هم در همین اثنا رخ میدهد:قمار باز اهل کشف است نه آباد کردن.هیچ قمار باز بالفطره ای برای آبادی جزیره تازه کشف شده اش زمان نمی گذارد«چرا باید وقتی را که می شود صرف یافتن یک جزیره جدید کرد برای عمران یک خشکی ملالت بار صرف نمود؟»درست وقتی جزیره حیوانکی دارد رویا می بافد برای اینکه با دستهای کاشفش آباد شود سیاح ما دارد نقشه سفر به بی کران دریا را می ریزد،برای همین بقیه باید یاد بگیرند قمار باز ها را یکجوری تشخیص بدهند.کم ندیده ام آدمهایی را که با خودشان نالیده اند:«خدایا چرا به قمار باز ها شاخ یا دم ندادی تا بشود شناختشان؟»و بسیار دیده ام قمار بازی را که دقیقن در همین هنگام،لبانش را از سر لذت یاداوری یک خاطره خوش-شاید مثل یک هماغوشی-می لیسد و در دلش میگوید:«شاخ و دم را در روز ازل دادند به ما،اما یک لحظه غفلت خداوند خدا کافی بود تا شاخمان را ببازیم به ابلیس سر میز قمار و دممان را گرو بگذاریم برای یک جرعه شرابا طهورا پیش میخانه دار بهشت»چکار می شود کرد؟قمار بازند دیگر!
امیر حسین
19 اردیبهشت 1387
تشخیص قمار باز ها از بقیه بشریت در نگاه اول چندان آسان نیست.متاسفانه آفریدگار معزز شاخ یا دم به درد بخوری بهشان نداده که تا از دور رویت شدند بشود با کف دست کوبید به پیشانی و گفت:«اوف! دیدی یارو رو؟ قمار بازه».برای همین باید کمی دقیق شوید توی زندگی این آدمها تا بتوانید بشناسیدشان و در این مسیر اولین چیزی که کمکتان می کند توجه به اتفاقات مهم زندگی آنهاست.فرمان اول برای هر قمار باز این است:«زندگی بدون ریسک،مثل عرق خوری بدون مزه است،سک عرق نخور».عطف به همین فرمان مقدس،قمار بازها وارد هیچ عرصه روتینی نمی شوند.مثلن هیچ قمار باز واقعی عاشق معشوق سهل الوصول نمی شود،در رشته تحصیلیش کار نمی کند یا اگر کار کند کار معمولی نمی کند،ید طولایی در نیمه تمام گذاشتن تحصیلات عالیه دارد،بلیت رزرو نمی کند و... اگر بشود صدای توی مغز یک قمار باز را پخش کرد مطمئنم صدای یک آنونس سینمایی را می شنویم که می گوید:«آنها ریسک می کنند پس هستند».اما نباید بگذارید این مساله تنها معیارتان بشود برای تشخیص قمار باز ها.بقیه آدمها هم یک وقتهایی ریسک می کنند اما فرقی هست بین این دو:قمار باز ریسک میکند برای لذت ریسک و بقیه ریسک می کنند برای رسیدن به نتیجه ای.نتیجه برای قمار باز چیزی از جنس فحش خواهر و مادر است.همین جاست که پای فرمان مقدس دوم به میان می آید:«توجه به نتیجه، روح زندگی را می کشد،مهم نیست که بعد از خوردن می،تگری بزنی،پیک هایت را نشمار».قمار باز هر جا که هست و هر کاری که میکند همه دلش کف دستش هست و کف دستش حتمن روی میز قمار.حالا چه پوکر بازی کند یا رولت روسی شک نکنید دارد با همه وجودش برای بازی،بازی می کند.اصلن چه اهمیتی دارد که فشنگ لامذهب نصیب او شود یا آن دیگری یا آن آس خوشگل توی دست کدام طرف بازی رخ بنماید؟مهم برای قمار باز خود بازیست برای همین قمار بازها همیشه بازنده های خوبیند.بازنده که میگویم از دید بقیه است چون قمار باز همین که یک سر بازی باشد خود به خود خودش را برنده می داند نه بازنده،او از معمولی بودن متنفر است.همین جا نوبت حک فرمان مقدس سوم است بر هر لوحی که دست قمار باز به آن رسید:«نگذار زندگیت لنگه داشته باشد،وقتی بقیه شراب می خورند جامت را خالی نگاهدار».زمان، حاکم زندگی قمار باز ها نیست آنهایند که برای زمان قانون وضع می کنند.وقتی همه دارند درس می خوانند قمار باز دارد برای شوخ چشمی که دلش را برده نامه عاشقانه می نویسد،زمانی که همه دارند می روند خواستگاری،او احتمالن مشغول کتاب خواندن است،هنگامی که بقیه دارند پول پس انداز میکنند قمار باز حتمن جایی دارد پولهایش را خرج می کند،قمار باز است دیگر!
قمار باز ها کاشفان بزرگیند.با اولین وزش باد موافق بادبان می گشایند و با دیدن اولین جزیره ناشناخته لنگر می اندازند-بدیهی است که اصلن نقشه سفری در کار نیست-تمام جزیره را سیاحت می کنند و بعد همین که دیگر چیزی برای کشف وجود نداشت دوباره با اولین نسیم دریا می روند تا جزیره بعدی را پیدا کنند.همین قمار باز را برای بقیه جذاب می کند.کسی را میشناسید که لذت نبرد از کشف شدن؟اما خطر واقعی قمار باز برای اطرافیانش هم در همین اثنا رخ میدهد:قمار باز اهل کشف است نه آباد کردن.هیچ قمار باز بالفطره ای برای آبادی جزیره تازه کشف شده اش زمان نمی گذارد«چرا باید وقتی را که می شود صرف یافتن یک جزیره جدید کرد برای عمران یک خشکی ملالت بار صرف نمود؟»درست وقتی جزیره حیوانکی دارد رویا می بافد برای اینکه با دستهای کاشفش آباد شود سیاح ما دارد نقشه سفر به بی کران دریا را می ریزد،برای همین بقیه باید یاد بگیرند قمار باز ها را یکجوری تشخیص بدهند.کم ندیده ام آدمهایی را که با خودشان نالیده اند:«خدایا چرا به قمار باز ها شاخ یا دم ندادی تا بشود شناختشان؟»و بسیار دیده ام قمار بازی را که دقیقن در همین هنگام،لبانش را از سر لذت یاداوری یک خاطره خوش-شاید مثل یک هماغوشی-می لیسد و در دلش میگوید:«شاخ و دم را در روز ازل دادند به ما،اما یک لحظه غفلت خداوند خدا کافی بود تا شاخمان را ببازیم به ابلیس سر میز قمار و دممان را گرو بگذاریم برای یک جرعه شرابا طهورا پیش میخانه دار بهشت»چکار می شود کرد؟قمار بازند دیگر!
امیر حسین
19 اردیبهشت 1387



