سکوت هفت تكه

آقای قاف نویسنده است. یک‌ماه پیش به جرم تلاش برای براندازی دستگیر شد. آقای قاف در بازجویی‌ها هیچ‌چیز نگفت. حتی وقتی قاضی سؤال کرد باز جواب نداد. حتی وقتی به حبس ابد محکوم شد باز چیزی نگفت. آقای قاف دیگر هیچ‌وقت هیچ‌چیز نگفت.

آقای جیم دستش را گذاشته‌اش زیر چانه‌اش و به حرف‌های طرف مقابل گوش می‌کند. آقایی که آن طرف میز نشسته است مدتی است بدون وقفه در مورد آخرین کتابی که خوانده است صحبت می‌کند، البته هر از گاهی نفس هم می‌کشد. آقای جیم ساکت است. آقای جیم خوابش می‌آید.

آقایان گیلاس‌های‌شان در دست در مورد معضل اقتصاد ایران بحث می‌کنند. یکی می‌گوید باید صادرات نفت را متوقف کرد، آن یکی می‌گوید چرا دولت همه سوبسیدها را یکجا حذف نمی‌کند، دیگری می‌گوید آقاجان همه‌شان دزد هستند. آقای ضاد ساکت است. فکر می‌کند مرجع درس اقتصاد خرد ترم بعدش را چه انتخاب کند.

چند دقیقه‌ای است آقای عین زل زده است به پیراهن‌های داخل کمد و نمی‌تواند تصمیم بگیرد کدام را انتخاب کند. رادیو خبری در مورد سقوط ناگهانی ارزش سهام پخش می‌کند. به اعتقاد گوینده امروز یکی از روزهای سیاه تاریخ بورس است. آقای لام حالا زل زده است به پارکت کف اتاق.

سر میز بحث شدیدی در مورد آثار مخرب احتمالی نانوروبات‌ها بر اکوسیستم در جریان است. چند نفری معتقدند در دراز مدت میزان این آثار قابل توجه خواهند بود و گروهی مخالفند. آقای سین یک کلمه هم نفهمیده است و ساکت نشسته است. آقای سین لبخند می‌زند.

یکی به آقای نون تنه می‌زند. همان یکی طلبکار هم هست و هر چه ناسزا بلد است بار آقای نون می‌کند. آقای نون نیم‌ نگاهی به آن یکی می‌اندازد و سرش را برمی‌گرداند به راهش ادامه می‌دهد.

آقای لام همیشه ساکت است، همیشه. کسی ندیده است آقای لام با کسی بگومگو کند، بحث کند، دعوا کند. آقای لام همیشه آرام است. آقای لام دفتری دارد که هر شب داخلش صد بار می‌نویسد فریاد، فریاد، فریاد.
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.