بر علیه اخلاق

فلسفه با دفاعیه و حکم مرگ سقراط آغاز می‌شود. حکمی مطابق قواعد و قوانین رایج آتن 2500 سال پیش. هرگاه آپولوژی را می‌خوانیم به یاد عدالت از دست رفته می‌افتیم.خشونت قانون که پنجه در پنجه عدالت می‌اندازد و آن را از میدان به در می‌کند. درست به همین دلیل است که عدالت فربه‌ترین مقوله فلسفه است. عدالت را در آینده می‌توان تنها در آینده تشخیص داد نه امروز. درست فردای مرگ سقراط است که می‌فهمیم آن حکم عادلانه نبود.
آن چه سقراط پیش از مرگش گفت تنها حکم دیباچه‌ی فلسفه‌اش بود.فلسفه ورزی سقراط در رساله‌های دفاعیه، فایدون و مرگ سقراط است که آغاز می‌شود. جایی که سقراط خود با مرگ روبروست و این میان پای عدالت، اخلاق و قانون باز می‌شود تا بی‌عدالتی حکومت دموکراتیک آتن را نمایان کند.
فلسفه آن هنگام آغاز شد که افلاطون و گزنفون دفاعیه سقراط را انتشار دادند.تنها دفاعیه طول تاریخ. تنها دفاعیه‌ای که هنوز مشروعیت دارد و همواره به تبرئه سقراط می‌انجامد و هر روز سقراط را پاک تر نمایان می‌کند. پس از مرگ سقراط هیچ دفاعیه‌ای مشروعیت نخواهد داشت. مرگ سقراط مرگ مشروعیت دولتهاست و هر دفاعیه‌ای زان پس با استناد به قوانین نا مشروع دولت‌ها نوشته می‌شود.
دولت از مرگ سقراط به این‌ سو دیگر مشروع نخواهد بود و فلسفه وظیفه دارد به اندیشه پایان دولت بپردازد، تأملی در چگونگی نابود ساختن دولت و اقتدارش. اقتداری قانوناً ضروری که همواره همراه دولت است. دولت یعنی پایان سؤال. یعنی لحظه‌ای که سقراط از آن لحظه به بیرون پرتاب می‌شود. و فلسفه یعنی سؤال. سؤال در قلمرو دموکراتیک‌ترین دولت‌ها هم همواره محکوم به مرگ می‌آفریند. آنچه دولت را توجیح می‌کند وراجی است نه فلسفه. رسالت فلسفه نابودی دولت است برای نجات اسطوره سقراط از چنگال بی‌عدالتی قانون.
فلسفه باید به اسطوره بازگردد تا توهم ضرورت وجود دولت را از بین ببرد. توهمی که 2500 سال است بردگی را برای نوع انسان به ارمغان آورده است. حتی در دموکرات‌ترین جوامع هم تو بنده دولت خواهی بود. دولت یعنی حکم مرگ "تو" و آن "دیگری جاوید"، آن "ابَر مَنِ" جاودانه همواره و تنها از مرگ "تو " معیشت می‌گذراند. از مرگ نهاد طغیان گر "تو" که می‌خواهد هر زمان خواست از چراغ قرمز عبور کند و اتوبان‌ها را بر عکس برود و هرگز مالیاتی پرداخت نکند. تو یعنی پایان دولت و دولت یعنی پایان تو.
دولت چگونه با تو برخورد می‌کند؟ " تو" را از میان بر‌ می‌دارد. دیگر "تو"،"تو" نخواهی بود."تو" تبدیل می‌شوی به "آن‌ها" به "مردم"، به توده‌ی انبوه مردمی که برای دولت هیچ فرقی با هم ندارند.-و همین راز اینست که دولت مانند مرگ انسان است- تو با بسیاران دیگر برابری. نه اینکه از حقوق مساوی برخوردار باشید. مسئله اینست که هیچ کس حقی نخواهد داشت جز از طریق اطاعت دولت.حقی نخواهد بود مگر آنچه دولت به تو می‌دهد.کافی است به مهاجرین و پناهندگان دور و برت نگاه کنی و ببینی هیچ حقی ندارند. مگر چیزهای پستی که دولت "تو" به آن‌ها می‌دهد تا ژست رعایت حقوق بشر بگیرد. حقوق بشر تنها برای شهروندان معنا دارد. آن‌ها هم هرگز به آن دست نخواهند یافت.
حامیان ایده‌ی دولت می‌گویند که در وضعیت بی‌دولتی جهان را هرج و مرج بر می‌دارد، حال آن‌که اکنون در دوره‌ی اقتدار دولت‌ها هم می‌بینیم که جهان را هرج و مرج برداشته است. نه قانون و نه نظام‌های اخلاقی هیچ کدام نمی‌توانند این هرج و مرج را مرتفع کنند.
شکل‌گیری قانون در جهان سنت مبتنی بر اخلاق بود. اگر چه امروزه قانون و اخلاق تا حد بسیاری از هم جدا شده‌اند و هرکدامشان راه خودش را می‌رود اما هنوز هم گوشه و کنار دنیا می‌توان جاهای مثل مملکت خودمان را بیابیم که در آن‌ها قانون ادعای ابتنای بر اخلاق داشته باشد.
کارکرد اساسی قانون چیست؟ به جد معتقدم کارکرد اساسی قانون سرکوب است. قانون به دنبال استحکامِ سلطه‌ی دولتِ مقدس است و نه زدودن آن. اخلاق چه کارکردی دارد؟
بی‌نیاز به ارایه‌ی شواهد طبق قانونِ 80-20 پارتو می‌گویم 80 درصد موارد دفاع از اخلاق برای انجام اعمال غیر اخلاقی بوده است. نیازی به اثبات ندارد که اخلاق هم کارکردی مشابه قانون دارد. هر دو در پی سرکوبِ میلِ آدمی‌اند. اساساً اخلاق بر علیه زندگی عمل می‌کند. اخلاقیات غالباً چرندیات ناشی از توهماتِ جامعه است. نمی‌توانم شکل گیری اخلاق را مانند بسیاری چپ‌های حال به هم زنِ دیگر به بورژوازی نسبت دهم. گندابِ اخلاق را همه‌ با هم هم زده‌ایم. چه در دوران سنت و چه تجدد، چه محافظه‌کارانه چه لیبرال‌مآب. بورژواها، فئودال‌ها، پرولتریا و حتی فاحشه‌ها.
خوش‌خیال‌های طول تاریخ از این دشمن شماره یک انتظار داشته‌اند که زندگی‌هاشان را سامان دهد. اخلاق هم به راحتی آن را نابود می‌کرد. از اخلاق رایج آبی جز سرکوب انسان و میلش گرم نمی‌شود. اخلاقی دیگر باید بسازیم. شاید عنوانش را بگذارم "اخلاقِ بی‌اخلاقی" اخلاق بزرگترین دشمن زندگی است.
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.