سکوت، هم کردنی است و هم شکستنی!

آهای ملت، همراهی واژه‌ها با افعال برای ساختن یک مفهوم حکایتی‌ست ظریف و غریب در ادب فارسی . همین سکوت بیچاره را ببینید. گاهی کردنی است و گاهی شکستنی!

اینکه در مکتوبات ایمانی نوشته شده که ابتدا «کلمه» بود، موید این نکته است که سکوت از همان آغاز خلقت به فرمان خالق شکسته شده بوده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که یک فرد مومن فی نفسه نمی‌تواند سکوت را بصورت کردنی مصرف کند مگر در مقام تقیه(!).

بنا بر مکتوبات غیر ایمانی، ابنا بشر، بیشترین زمان وجود خود از آغاز پیدایش تا سخن گفتن را در سکوت گذرانده‌اند و شکستن سکوت تنها زمانی حادث شده که بشر خواسته به منظور بهره‌وری از اندام و تناسلات بیانی(!) خودش آنها را به کار گیرد و زبان گفتاری را کشف کند.

بدیهی می‌نماید که در آغاز خلقت حتماً یک عدد بانو و یک عدد آقا در سطح کره خاکی وجود داشته بوده‌اند تا من و شما بوجود بیاییم. بر اساس دیدگاه ایمانی، این بانو و آقا از همان آغاز با شکستن سکوت، «کلمه» را جاری کرده‌اند و زندگی معمولی انسانی را شروع کرده‌اند، شامل غر زدن‌های بانو و داد‌زدن‌های آقا و یا برعکس.

بنا بر اندیشه‌ی غیر ایمانی این بانو و آقا هزاران هزار سال در کنار هم ساکت بوده‌اند و تنها به تولید نسل پرداخته‌اند که بسیار بعید بنظر می‌رسد. حتی اگر بتوان اثبات کرد که آن آقای اولیه به دلیل عدم تسلط بر تناسلات بیانی(!) در سکوت زندگی کرده، محال ممکن است که همین استدلال را در باره آن بانو هم بتوان ادعا کرد. بنابراین حق با اندیشه‌ی ایمانی است!

بنا بر اندیشه‌ی ایمانی «سکوت» در قاموس هستی بی‌معناست چرا که هیچ پدیده و موجودی بدون آلات و تناسلات بیانی(!) خلق نشده. واژه «سکوت» یک واژه‌ی من در آوردی مخلوقات بی‌ایمان است که هستی را کر و کور و لال تصور می‌کنند. حال آنکه زمین و زمان هماره در حال غر زدن و فغان از دست بشر به بارگاه حق هستند. آسمان از دست ما می‌گیرد و می‌گرید و ما اشک آسمان را برای خودمان ترنمی شاعرانه تفسیر می‌کنیم که باید در زیر آن عاشق شد.

سکوت در جوهره‌ی خود به معنای «زمانی برای شنیدن» است حال آنکه ما عملاً با «شکستن» آن فرصت برابر «گفتن» را از دیگران سلب می‌کنیم و هیاهویی می‌سازیم از هیچ برای پوچ!

از سکوت می‌ترسیم چرا که اولین خودآموز تمرین مرگ است! از سکوت گریزانیم چون هزاران حرف ناگفته داریم! از سکوت بیزاریم چرا که عاشق شنیدن دروغ‌های زیبای عاشقانه هستیم!

و چنین است که ما به ایمان خود، در سکوت، افتخار می‌کنیم.
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.