شاید مرگی در کار نباشد...

در تمام سال‌هایی که تاریخ ثبت کرده است و احتمالاْ در تمام سال‌هایی که تاریخ هنوز تاسیس نشده بود تا چیزی را ثبت کند، انسان‌ها به دنبال کمال و جاودانگی بوده‌اند.
اولین پایه‌های آنچه امروز بدان شیمی می‌گوییم را همین حس دوگانه پایان‌ناپذیر رقم زده است. کیمیاگران اولیه که تصویر آنها در ذهن ما همان پیرمردهای پر رمز و راز میان انبوهی از ابزار آزمایشگاهی است که برای ساختن ماده‌ای برای جاودانه کردن و برای تبدیل طلا از مس کم‌ارزش، به هدف ساختن زندگی بهتر و کامل‌تر برای خود و هم‌نوعانشان تلاش می‌کنند.
مرگ در تمام سال‌هایی که از خلقت گذشته است، از معدود پدیده‌هایی بوده که انسان‌ها هنوز در کنترل آن ناتوانند و راهی برای فرار و ایمن بودن از آن نیافته‌اند.
هزارتوی مرگ عنوان برگزیده‌ای است که هزار حرف نگفته و در برابر آن هزار عقده ناگشوده را در خود دارد و سرشار است از حرف‌هایی برای نگفتن...
سئوال مهم انسان‌ها برای همه این سال‌ها این بوده است که پس از مرگ دقیقاْ چه خواهد شد؟ عمده تلاش‌های دانشمندان و کسانی که سعی کرده‌اند در این حوزه میان فن و ماورا رابطه برقرار کنند حداکثر موفقیت آنها ثبت تصاویری از لحظات روح‌زدایی از کالبد بوده است. اما پس از آن چه می‌شود؟
آقا نجفی قوچانی از روحانیون شیعی سالیان پیش بر اساس روایات و نشانه های اسلامی کتابی نوشت با عنوان «سیاحت غرب» که روزگار پس از مرگ خویش را پیش‌گویی کرده بود که بر وی بر اساس زندگی‌اش در این دنیا، چه خواهد گذشت. امروز وی دارفانی را وداع گفته است و کسی نمی‌داند تا چه حد فیلم‌نامه‌ای که نگاشته بود اجرایی شد. اما بر اساس گفتار او فیلم ساده و آماتوری‌ای ساخته شده که هنوز هم می‌توان آن را در بساط دستفروشان پیدا کرد. همچنین کتابش را هنوز عوام سنتی و مذهبی می‌خوانند و لذت می‌برند و عبرت می‌گیرند.
چرا تا این حد آن سوی وجود امروزی ما برایمان جذاب است؟ مگر در این دوره از زندگی چه اتفاق ویژه‌ای روی داده است؟
درباره جهانی که در انتظار ماست همواره فکر و خیال کرده‌ایم. داستان‌ها نوشته‌ایم و فیلم‌ها ساخته‌ایم...
دنیای آینده کجاست؟ گذشته ما در کجا قرار دارد؟ پاسخ این سئوال و سایر سئوالاتی که در این گفتار تا کنون طرح کرده‌ام در یک مساله مهم قابل ردیابی است: زمان.
غلبه بر زمان بیش از هر چیز دیگر از جنس غلبه بر مرگ است. آیا می‌توانیم زمان را متوقف کنم تا عمرمان طولانی‌تر شود؟
آلبرت انیشتین اندیشمند بزرگ قرن بیستمی حق بزرگی در پاسخ به این سئوال برگردن همه بشریت دارد. او در طرح نظریه معروف و ماندنی خود زمان را به جنس فهم ما نزدیک کرد. زمان فشرده می‌شود، کوتاه شدنی‌است و ممکن است برای دو نفر در دو شرایط مختلف یکسان نباشد.
انیشتین این‌گونه مطرح کرد که اگر جرمی با سرعت نور حرکت کند تبدیل به انرژی خواهد شد تصورش ناممکن است اما در حقیقت سیالیت جرم در سرعت نور آن را از قیدهای کنونی‌اش رها می‌سازد.
انیشتین سخن مهمتری هم دارد. بگذارید از یک مثال شروع کنم آنچه امروز ما از ستارگان بسیار دور می‌بینم مربوط به اتفاقاتی است که میلیونها سال قبل در آنجا رخ داده و نور آن هم اکنون به ما رسیده است. ما به دلیل نزدیکی محیط اطرافمان هرگز اینکه ممکن است سرعت نور چقدر نسبت به فواصل کهکشانی حقیر باشد نیاندیشیده‌ایم اما حقیقت این است که میلیون‌ها سال طول کشیده تا ما از تولد ستاره ای با خبر شویم و میلیون‌ها سال دیگر از آنچه هم اکنون در آن می‌گذرد با خبر خواهیم شد.
اگر درک مساله مشکل است به این بیندیشید که بارها در جمعی صمیمی ساعتها گفته‌اید و خندیده‌اید و ناگهان ساعت را نگاه کرده‌اید...بسیار از آنچه حدس می‌زدید بیشتر زمان گذشته است و یا در مقابل آن، دقایق بسیار پشت درب اتاق عمل قدم زده‌اید و عقربه‌های سنگین ساعت بیمارستان شما را آزرده است. بله شما نه به دلیل قرار گرفتن در سرعت نور بلکه به دلیل شرایط روحی و روانی‌تان نیز، به سادگی زمان‌های کوتاه و بلند را تجربه کرده‌اید.
این نظریه می‌گوید با حرکت در سرعت‌های بسیار بالاتر از سرعت نور سفر در زمان نیز ممکن است می‌توانیم آزادانه به میلیون‌ها سال دورتر برویم زیرا آنها در همین اطراف ما هستند. ساده بگویم فاصله مکانی، زائیده فاصله زمانی است کوره‌های آدم‌سوزی، کریستف کلمب، یزدگرد سوم و عاشورای حسین(ع) با فاصله زمانی در اطراف ما هستند نه فاصله مکانی و راه حل دیدن آنها نیز در دسترس است: یک ماشین زمان، که با سرعت نور شما را در تاریخ حرکت دهد، بسازید.
بدین ترتیب آینده نیز در همین نزدیکی است و شاید آنها ماشین‌هایی داشته باشند و گاهی به اجداد خودشان، که ما هستیم، سربزنند!
بدین داستان؛ که شاید از جنس داستان‌های علمی تخیلی باشد، دنیای دیگری که در انتظار ماست شاید هیچگاه بیرون از این دایره زمانی نباشد. و در حقیقت امر، شاید مرگی در کار نباشد!؟
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.