عضویت : عضو هزارتو
وب سایت :
ایمیل : Pseudo_Fictitious@yahoo.com

معرفی :
او پدیدآورنده‌ای سی‌وهفت ساله و هفتاد کیلوگرمی است که چشمانی نزدیک‌بین و چانه‌ای دراز دارد و در زمینه‌های خبر، داستان کوتاه، رمان، فیلم‌نامه، ترانه‌سرایی، بازآفرینی، زندگی‌نامه، نام‌گذاری محصولات صنعتی و طراحی شعارهای تبلیغاتی فعالیت‌های جدی‌ای کرده است. تعداد قابل اعتنایی از کسانی که زمانی از او کار پدیدآوردن متن را آموخته‌اند، اکنون به طور مستقل و حرفه‌ای به این کار مشغولند. توصیه‌ی او به نوآموزان این است که «زیاد بنویس و زیادتر خط بزن. یک بار بنویس و ده بار خط بزن. اگر تو نوشته‌هایت را خط نزنی، دیگران خط می‌زنند و مضحکه می‌شوی. پس خط بزن».
همو، به کسانی که در حد حرفه‌ای توان آفرینش دارند، توصیه می‌کند «ننویس. داستان یا هر چه، وقتی با تمام جزئیات در ذهنت حاضر است، وقتی تمام استادیت درش شکوفا است، برای چه و که می‌نویسیش؟ آفریدن با ذهن است، نه با کاغذ و قلم یا کی‌برد. وقتت را روی کار بعدیت بگذار، نه روی نوشتن این کار که تمام شده است».
تا کنون از او تقریبا هیچ اثری منتشر نشده و احتمالا نخواهد شد. نویسنده‌ی محبوبش خودش است و بعد از خودش هر که باشد چخوف یا مثلا سلینجر یا کارور یا رولد دال یا اریک سگال یا سای بابا یا کوئیلو نیست. سالی یکی دو کتاب می‌خواند و می‌گوید یک کتاب خواندن و لذت بردن، بهتر است از صد کتاب خواندن و رودل ذهنی کردن. به همین سیاق، سالی یکی دو فیلم می‌بیند و از برادران کوهن و کوبریک و برتون و چندین کارگردان مشهور و توانای دیگر که معمولا دیگران کارهایشان را می‌پسندند، لذتی نمی‌برد و گاه حتی حالش به هم می‌خورد.
از او یک بار در مسابقه‌ای بین‌المللی در زمینه‌ی فعالیت‌های ذهنی بی‌حاصل تقدیر کرده‌اند، یک بار برنده‌ی قلم بلورین جشنواره‌ی مطبوعات شده است، از چند جشنواره‌ی دیگر جایزه و تقدیرنامه گرفته است، چندین رمان و فیلم‌نامه و بیش از دویست داستان کوتاه آفریده است و بعد کم‌کم همه را فراموش کرده است و می‌کند. برای آشنایی با قلم او، خواندن همین سطرها کافی است؛ این سطرها را او نوشته است و دست کم خودش گمان می‌کند این نوشته، طنز خوبی است که نباید زیاد شوخی یا جدی گرفتش.

فهرست مقالات:
پراکنده‌هایی در باب تنهایی (تنهایی)
شاهد خودکشی یک دخترک شاد بودن (شهر)
جادوگری در سوراخ سوزن (رقص)