rezaaarara
سینما


تکامل‌گرایان و خلقت‌گرایان (پاشا جوادی)

شاید کمی عجیب باشد ولی هنوز بین تکامل‌گرایان و خلقت‌گرایان بحث‌های بسیار گرمی در مورد منشأ حیات در جریان است. اینجا می‌توانید قسمت اول (از هشت) یکی از مباحثه بسیار دیدنی این دو گروه را تماشا کنید.

س‌ک‌س و فلسفه (نگین)

 

050914185510DSC_1747.jpg

س‌ک‌س و فلسفه/ محسن مخملباف/ ۱۳۸۳
موسیقی: ناهید دلیر نظر- وانسا می
تهیه‌کننده: وایلد بانچ(فرانسه)/ ۱۰۲ دقیقه

این فیلم درباره‌ی عشق است و داستان آن در تاجیکستان می‌گذرد. به‌خاطر شباهت‌های بسیار فرهنگی و فیزیکی٬ کاملاً حس و بوی ایرانی دارد و از مرزهای اخلاقی عرفی ایرانی هم‌ عبور نمی‌کند. به‌طوری که در بعضی لحظات اصلاً فراموش می‌کنید که بازیگر‌ها ایرانی نیستند.
فیلم بین تاتر و سینما معلق است و در آن از موسیقی و رقص٬ برای بیان‌های دراماتیک استفاده شده‌است. جدای از نظریات فلسفی‌ای که در آن مطرح می‌شود٬ نوع روایت آن زیبا و تازه٬ و پر از نشانه‌ها و نمادهای تصویری است و مثل تمام فیلم‌های اخیر مخملباف٬ کادرهای زیبا و عکاس‌گونه‌ای دارد و هر شیء با وسواس انتخاب شده است.

داستان فیلم درباره‌ی معلم رقصی است٬ که تصمیم می‌گیرد در روز تولد چهل سالگی‌اش٬ تمام زنانی را که دوستشان داشته/دارد٬ به هم معرفی کند. این مرد همیشه کورنومتری همراه خود دارد که با آن٬ ساعات مفید زندگی‌اش را اندازه می‌گیرد.از نظر او٬ این ساعات مفید٬ تنها زمان‌هایی است که با عشق و لذت گذشته‌است.

Notting Hill (نیما قاسمی)

_374343_julia150.jpg

ناتینگ هیل اسم محله ایست در لندن که کتابفروش بی نوایی در آن روزگار می گذراند. تا اینکه روزی یکی از هنرپیشه های سرشناس زن هالیوود - که نقشش را در فیلم جولیا رابرتس بازی می کند وارد کتابفروشی اش می شود. ماجرا عاشقانه است. این جوان معمولی اما البته کمی خوش قیافه، عاشق هنرپیشه می شود. همان هنرپیشه هایی که میرچا الیاده در حق شان می گوید جای ایزدان و ایزدبانوان و در مجموع جای "اسوه های" فرهنگ های کهن در فرهنگ جدید نشسته اند. به قول دوست صمیمی اش هر کس که خدایان را ببیند نفرین می شود! او هم نفرین شد! پیدا بود که هنرپیشه نامدار نمی تواند کنار او بماند. او حال نفرین زده ی خودش را برای همخانه ای نافرهیخته اش ناگزیر این طور توضیح داد: « ببین! مثل این می مونه که یه بار هروئین بکشی و دیگه گیرت نیاد!» 

این فیلم را اگر ندیدید ببینید. نه فقط به خاطر اینکه به فرود خدایان از ارتفاعات المپ به سطح روزمره گی حیات یک شهروند عادی می پردازد و شماره ی این بار هزارتو هم در مورد خداست! بلکه به خاطر این ببینید که خیلی دل انگیز است. با هنرپیشه ی مرد این فیلم - به خصوص اگر مرد باشید - همدلی خواهید کرد و برای او دل خواهید سوزاند. و یاد خواهید گرفت که همخانه ای تنک مایه داشتن هم همیشه بد نیست! و اینکه هنرپیشه ها هم مثل ما انسان هستند، از دوست پسرشان کتک می خورند، تنها می شوند، عمل جراحی زیبایی می کنند و باید احترام شان را حفظ کرد. جولیا رابرتس با این فیلم گویا انتقادی هم به ولنگاری های هنرپیشه های زن هالیوود می کند که باعث شده است مردم یک هنرپیشه ی زن را همچون یک روسپی بدانند. اما به هر حال آنها هم یکی از ما هستند. نه موجودی به کلی "دیگر". در واقع "خدا" قلمداد کردن آنها چه این تعبیر به زبان جاری شود یا نه، به معنای تأکید بر غیریت فوق العاده ی آنهاست که اگر کذب محض نباشد، دست کم مبالغه آمیز است.

lila says (آزاده کامیار)

200px_Lila_Says_movie_poster.jpgفیلم "لیلا می‌گه" (lila says) فیلمی فرانسوی است به کارگردانی زیاد دوری (2005).

ماجرای فیلم را پسر جوانی یا بهتر است بگویم نوجوانی به اسم چیمو روایت می‌کند.  داستان رمانی که چیمو باید بنویسد و لیلا دختر آفردویتی که وارد محله‌شان می‌شود و قصه آنها.  دلم نمی‌خواهد قصه فیلم را لو بدهم اما تماشایش را به شدت پیشنهاد می‌کنم.

فریاد مورچگان (سورا)
کارگردان: محسن مخملباف
این فیلم داستان زن و مردی است که به دنبال مرد کامل به هند سفر می کنند. زن از طریق تفکرات شرقی وارد فضای هند می شود و مرد با تفکرات کمونیستی از منظر خود کشور هند را نگاه می کند. برخی تصاویر فیلم نماهای جالبی دارد اما منتظر یک فیلم فوق العاده نباشید. برخی اوقات کلام در دهان مرد می ماسد و بیشتر به یک مانیفست نزدیک است. در مقابل کاراکتر زن نیز خیلی چیزی زیاد دربر ندارد اما در کل دیدنش خالی از لطف نیست.
نور زمستانی (یحیی بزرگمهر)

WINTER_LIGHT_01_2.jpg


نور زمستانی اثر کارگردانِ فقیدِ سوئدی اینگمار برگمان، روایتِ زندگی سرد و ملحدانه‌یِ کشیشی ست که خدا در درونش مرده اما همچنان با صلابتی ظاهری دیگران را به‌سویِ خدا فرامی‌خواند. توماس جسم و خونِ مسیح را به متدینان ارزانی می‌دارد، اما درونِ خود جز دلقکی ترحم‌انگیز، تصویر دیگری از خدا ندارد. او در مقام یک کشیش چنان عاجز و درمانده است که حتی نمی‌تواند بحرانِ ایمانِ یوناس پرسون را تسکین دهد و سرانجام این متدین رنجور از نکبتِ جهان خودکشی می‌کند. او در پایانِ سخنانش (که قرار بود امیدبخش و مانع تصمیم خودکشی باشد) به یوناس چنین می‌گوید: " اگر خدایی نباشد، آیا واقعاً تفاوتی می‌کرد؟ زندگی قابل فهم می‌شد، چه آسایشی! و از این رو مرگ پایان‌بخش این زندگی می‌بود؛ فسادِ جسم و روح. ظلم، تنهایی و ترس همگی عریان و آشکار می‌شدند. رنج غیر قابل درک است پس نیازی به توضیح ندارد. خالقی وجود ندارد. تحملی برایِ زندگی نیست. هیچ تدبیری در کار نیست." زندگی این کشیش عاری از دورویی ست. او هنوز هم حس می‌کند که آنچه در مراسم کلیسا بر زبان می‌راند، همگی درست است. توماس در تنهایی خود از خدا گلایه دارد که چرا او را ترک کرده است. خدا در جهانِ ذهنی توماس، جهانی منظم و کامل، متولد شد اما با دگرگونی این جهان مرد. توماس می‌گوید: "هرگاه از دریچه‌یِ واقعیت با خدا روبرو شدم، او را نفرت‌آور دیدم، زشت و نفرت‌آور به‌نظرم می‌آمد؛ یک خدایِ عنکبوتی، یک هیولا. برایِ همین از زندگی‌ام دورش کردم. در اعماق تاریکی و تنهایی وجودم حبسش کردم." او دچار الحادی از جنس یاس و ناامیدی نسبت به حضور خداوند گردیده است. مرگِ همسرش در این ناامیدی و بی‌معنایی تاثیر فراوان داشته است. توماس انسانِ ضعیف و درمانده‌ای ست. مارتا می‌گوید خدا حرف نمی‌زند چرا که وجود ندارد. اما «سکوتِ خدا» در زمانه‌یِ درد و رنج آدمیان و حتی حین شکوه‌یِ خودِ مسیح بر صلیب، تاثیر ویران‌گری بر روح کشیش باقی گذارده است. گرچه توماس الحادی تمناکننده‌یِ ایمان دارد، اما در عشق یک ملحدِ تمام‌عیار است. او بدترین و زهرآگین‌ترین عبارات را در پاسخ به عشق مارتا نثارش می‌کند. در واقع کشیش توماس در پوچی زجرآوری دست و پا می‌زند و با این‌که زندگی او از هر شوری (ایمان یا عشق) تهی ست، در سکانس آخر باز هم با همان صلابتِ ظاهری مراسم دعا و آمرزش به‌جا می‌آورد.

بدو لولا! بدو! (سپینود ناجیان)

 کارگردان تام تیکور(جدن این فیلم‌اش را با «عطر»که گویا آخرین فیلم‌اش است مقایسه کنید.) 1998. فیلم را دیده‌اید؟ باز ببینید و تصدیق کنید که سکانس کازینوی آخرهای فیلم چه نقشی دارد! آن لبخند لولا بعد از آن همه دویدن و نگاهی که به کیسه‌ی توی دست‌اش می‌کند و مانی که نمی‌داند، هیچ چیز نمی‌داند. lola rennt

Rounders (بامداد)

یک فیلم دیگر درباره‌ی قمار، درباره‌ی بازی، این‌بار پوکر. پوکربازها هم «مت دیمون»، «ادوارد نورتون»، «جان تورتورو» و «جان مالکوویچ». کارگردان فیلم «جان دال» است. بازی‌های عالی، فیلم‌نامه‌ی استخوان‌دار، ساخت ِ تر-و-تمیز. صحنه‌های بازی پوکر به کیفیت صحنه‌‌های بازی بیلیارد در «بیلیاردباز» پهلو می‌زنند. فیلم هم بیش-و-کم یادآور همان فیلم است؛ دست‌کم من چندباری یاد «بیلیاردباز» افتادم، اما یاد‌آوری از نوع خوب‌اش که یعنی "ای‌ول! یاد بیلیاردباز را برای‌ام زنده کردی!" از آن فیلم‌ها که قرار نیست اتفاق عجیب-و-غریبی باشند، اما دو ساعت از تماشای یک فیلم خوش‌ساخت با بازی‌های تماشایی لذت می‌برید، به بعضی چیزها فکر می‌کنید، و آخرش با خودتان نمی‌گویید "خب که چی!" شاید هم مثل من دل‌تان خواست که بعدترها یکی دو بار دیگر هم تماشا‌ی‌اش کنید.

عطر: داستانِ یک قاتل (میثم صدر)

Perfume: The Story of a Murderer (2006)

عرض شود، فیلمی هست که در آن خودِ طبیعت را به تصویر کشیده‌اند، خودِ استعاریِ طبیعت را. یعنی طبیعت بدنِ انسانی پیدا کرده و میانِ آدم‌ها آمده و ما که بیننده باشیم از کیفیتِ این رابطه‌یِ رو‌ـ‌در‌ـ‌رو متعجب و کیفور می‌شویم. طبیعت (ژان باپتیست گره‌نوی) یک موجودِ صرفاً زنده است که در راهِ چیستی‌اش و با صرفِ نظر از ملاحظاتِ انسانی کار ِ خودش را می‌کند، و ما که از این بیرون - بیرونِ قابِ تصویر - هم جزئی از او هستیم و او را می‌بینیم، و هم به شکلی دیگر، در رده‌ای جُدا از او قرار گرفته‌ایم، دچار احساسات و عواطفِ متناقض می‌شویم. طبیعت آفریننده است و بی‌رحم؛ این دو صفتِ ویژه‌ای ست که ناظری که ما باشیم در او می‌یابیم. امّا خودِ طبیعت هیچ ادراکی از این دو ندارد. او فقط هست. مصمّم و ممتد کار ِ خودش را می‌کند. و دستِ آخر که اندکی متوجهِ تأثیر ِ متضادش بر ذهن و محیطِ انسانی می‌شود، خود را می‌سوزاند؛ یعنی درست در آن صحنه‌یِ عجیب و غریبی که شیشه‌یِ عطر را رویِ خودش خالی می‌کند... و شما خودتان حتماً بیش از این‌ها را با دیدنِ فیلم بازخواهید یافت.


* اوّل، اطلاع ِ این که؛ آخرین شماره‌یِ ماهنامه‌یِ فیلم (شماره‌یِ اردیبهشت)، صفحاتِ ویژه‌ای برایِ این فیلم و کارگردان‌اش دارد، که خواندنی ست.


** دوّم، این که؛ خوب است پایِ یک بحثِ درست و حسابی باز شود به ماجرایِ نحوه‌یِ تهیه‌یِ این فیلم‌ها، و همچنین، روالِ قابل‌گفتگویی که بایسته است حولِ رفتارهایِ انسانی را بگیرد، امّا در این مورد هم، جامعه‌یِ ما با خونسردیِ همیشگی‌اش نبودشان را تحمّل می‌کند، جوری که تقریباً همه همه‌جور فیلمی را می‌توانند ببینند و در زیر ِ این دیدنِ لال و حق به جانب، شبکه‌یِ نامعلومی هست که راهِ ورودِ مطمئن و آشنا به دم‌خوری با آثار ِ هنری را مسدود کرده است. نمی‌شود آدرس ِ دقیقی داد که این قبیل فیلم‌ها را از کجا می‌شود تهیه کرد و چگونه. در حول و حوش ِ ما، در دسترس‌ترین راه‌اش شاید گشتن ِ بساطِ دی‌وی‌دی‌ـ‌فروش‌هایِ کنار ِ معابر باشد، امّا مطمئن‌ترین و بهترین راه‌اش نیست. پرس و جو از مغازه‌هایِ زیرزمینی و غیررسمی، و دوستانِ اهل ِ فیلم هم راهِ دیگرش است. و صد البته، راه‌هایی که دنیایِ مجازی در اختیارمان می‌گذارد هم. شاید زودگذر باشد و این‌ها فقط تصویری از یک احساس ِ موقتی را بازمی‌تاباند، امّا گاهی وسوسه می‌شوم پرهیز کنم از این که به محصولی که از کنار ِ پیاده‌رو، با قیمتِ غیرواقعی و با بسته‌بندیِ گول‌زنک خریده‌ام نگاهِ تحلیلی و توصیه‌ای داشته باشم. همان وسوسه‌ای که موقع ِ مواجهه با یک اثر در صدا و سیمایِ جمهوریِ اسلامی هم دچارش می‌شوم.

توت‌فرنگی‌هایِ وحشی (میثم صدر)

Smultronstället (Ingmar Bergman/1957)

Wild_Strawberries.jpg

«در روابط‌مان با دیگر انسان‌ها، اغلب شخصیت و رفتار ِ آن‌‎ها را طرح و ارزیابی می‌کنیم. به همین دلیل است که من تقریباً از تمامی ِ چنین روابطی صرف‌نظر کرده‌ام. این مسئله، بیش از آن که از من فردی تنها و منزوی ساخته باشد، پیرم کرده است. زندگی ِ من پُر بوده‌است از کارهایِ سخت و من از این بابت راضی بوده‌ام. کار و زندگی‌ام از سختی کشیدن برایِ نان و روغن شروع شد و در راهِ عشق به علم خاتمه یافت...»

فیلم ِ کلاسیک و معروفی ست و احتمالاً اغلب دیده باشید. حس می‌کنم از جهتِ معرّفی و پیشنهاد [ ِ دیدن/بازبینی] چیز ِ زیادی نمی‌توانم درباره‌اش بگویم، الّا این که این سبکِ انتخابِ موضوع و روایتِ انسان‌ها و دنیایِ پیرامون، به نظرم گویاترین و دلچسب‌ترین نوع ِ نقل کردن آمد.

Desperate Housewives (سر هرمس مارانا)

البته این سریال است و نه فیلم. اما این روزها آن‌قدر سریال‌های خوب زیاد شده‌اند که گاهی می‌ارزند به صدتا فیلم. این یکی اما ظاهر کاملن گول‌زنکی دارد. ما هم مثل شما اوایل گمان می‌کردیم با سریالی شدیدن خاله‌زنکی طرف هستیم اما وقتی درگیرش شدید، وحشت می‌کنید از این همه تلخی و فاجعه‌ای که همین‌جور دارد رشد می‌کند لابه‌لای روکشِ ملایم و نرمِ داستان. تصورش هم سخت است که با چهار تا همسایه و یک محله، بشود این همه قصه ساخت و این همه تراژدی. گاهی فکر می‌کنیم اصلن انگار مصیبت و بدبختی پایانی ندارد در این سریال. مگر می‌شود داستان هی جلو برود و هی زنده‌گی تلخ‌تر و دسپردتر بشوند آدم‌ها؟ تا کجا می‌شود هی مصیبت هوار کرد سر آدم‌های قصه؟ و می‌دانید کجا باید کلاه‌تان را بردارید؟ همان‌جا که آن‌قدر خوب پیچیده شده لای زروزق این تلخی‌ها، که می‌بینید دارید کیف می‌کنید و می‌خندید و حواس‌تان نیست که جه حجم ناامیدی‌ای به به‌بودِ جهان دارد بر شانه‌های‌تان سنگینی می‌کند.
m88:88 Minutes (مستعارنما)

اول اين که آن حرف m را مجبور شدم به عنوان فيلم اضافه کنم تا عنوان را درست نشان بدهد. پس نديده بگيريدش. عنوان فيلم با عدد شروع می‌شود.


اين آقای Jon Avnet را نمی‌شناسم. اما کيف فيلم را کردم. ريتم نفسگير و تند فيلم نشان می‌دهد اين آقا کارگردان خوبی است. نمی‌دانم انتخاب بازيگرانش کار کی بوده اما واقعا کارش درست بوده. فيلم‌نامه هم که به جای خود. همين؟ نه دقيقا. اين نوشته‌ی کوتاه بدون ادای احترام کامل و هميشگی به سرور سينما Al Pacino و اين خانم Leelee Sobieski و البته باقي بازيگران چيزی کم داشت. از ديدنش پشيمان نمی‌شويد. يک نکته‌ی ديگر؛ محصول 2007 است اين فيلم.

There will be blood (امین)

Overview in imdb - Trailer

مردم ليتل بوستون به کشيش نيمه‌ديوانه‌ای باور دارند که می‌گويد رابط روح‌القدس است و شفادهنده. در زمين‌های اين مردم نفت پيدا می‌شود و معدن‌چی خودساخته‌ای می‌آيد تا از اين فرصت استفاده کند. مردی که باور کرده موفق است، مرد خانواده است و می‌تواند با آموزش، رفاه و افزايش ثروت مردم، آينده‌ی بهتری برای همه بسازد. معدن‌چی از تقديس کشيش پرهيز می‌کند و کليسای او را به مسخره می‌گيرد. به نفت می‌رسد اما عنوان فيلم و موسيقی زمينه شوم‌اند و وعده‌ی خون می‌دهند.

حکايتِ نفت و دين و خون ما را خوش می‌آيد چون حکايت ماست که در حديث ديگران آمده‌است. در نتيجه آخر فيلم هيجان ويژه‌ای برای ما دارد!

فيلم را «همشهری کين» جديد لقب داده‌اند، داستان موفقيت و تنهايی، به دست آوردن پول و نفرت. کسی درست نمی‌داند چه چيزی از يک فيلم شاهکار می‌سازد. عالی بودنِ همه‌چيز لازم است اما کافی نيست. نتيچه‌ی ديدن يک شاهکار اين است که حسِ يگانه‌ای را به دست می‌آوريد که هر بار با شنيدن نام آن فيلم به خاطر خواهيد آورد.

شهر موش ها (نیما دارابی)

نوستول بزنید.
Scent of a Woman (مستعارنما)

با سلام و درود به تمامی جان بر کفان راه سینما و فیلم و غیره و غیره.
scent_of_a_woman2.jpg
قسم می‌خورم که اگر در این فیلم فقط یک تغییر می‌دادند، یعنی به جای سرور بازی‌گران دو عالم (حضرت ال پاچینو عز اسمه) کسی دیگر نقش سرهنگ سلـِید را بازی می‌کرد، می‌شد فیلم را با خیال راحت انداخت توی سطل آشغال. پس نه برای دیدن یک فیلم خوب، که برای دیدن یک بازی خداگونه، باز هم (برای هزارمین بار) بروید سراغ «شمیم یک زن» یا «بوی خوش زن» یا «بوی زن» یا هر چه که اسمش هست و حالش را ببرید.

بچه‌های بولربی-استرید لیندگرن (ازموسیس)

این کتاب شخصی منه. از شیش‌ سالگی تا حدود بیست سالگی هفتصد بار خوندمش و بعد از چندین سال وقفه،‌ دوباره دارم می‌خونمش یا حداقل یک جایی توی اتاق دم دستمه که بدونم همین جاس. من نه اهل کودک‌درون‌بازی ام و نه اونقدرا نوستالژیخ ام. خیلی ساده، این کتاب برام بصورت یه ریچوال در اومده. نه چیزی رو برام تداعی می‌کنه و نه من رو به سال‌های کاملا معمولی کودکی‌م پرتاب می‌کنه. خط به خطش برام اهلی شده. انگار از اون سیگاری‌ها هستم که بپرسن واسه چی سیگار می‌کشی و بگم همین‌جوری و بپرسن واسه چی ترک نمی‌کنی و بگم هان؟
لیزا، لاسه، بوسه، بریتا، انیگا و اوله تنها شش یچه‌ی یک روستای سوئدی هستن که فقط سه تا خونه داره و این کتاب شرح ساده‌ای از اتفاقات کودکی اونهاس در یه محیط مینیمال،که آدم‌ها تمایل زیادی به افسرده شدن دارن. نه جادو داره، نه گنج، نه بشقاب پرنده،‌ نه غول. اونا بازی می‌کنن، مدرسه می‌رن و قهر می‌کنن و میلیون‌ها بچه در سراسر دنیا هنوز هم دوستشون دارن. استرید لیندگرن که بچه‌های دنیا بیشتر بخاطر نوشتن کتاب پی‌پی جوراب‌ بلند می‌شناسنش، یک مادربزرگ جهانشموله. خوبه.
جَک گنجیشکه (میثم صدر)

مجموعه‌یِ «دزدانِ دریایی ِ کارائیب» تقریباً بی‌نیاز از معرّفی ست. چون هم به اندازه‌یِ کافی عامّه‌پسند است و هم به قدر ِ کافی سرشار از مفاهیم ِ بامزّه و غنی. امّا اگر فرض کنیم «دریچه» چیزی بیشتر از اشاره به یک اثر و معرّفی ِ آن باشد، می‌شود از این فضایِ به دست آمده استفاده کرد و به جایِ معرّفی ِ اثر، اشاره به آن، یا هر کار ِ دیگر، کمی از شیدایی ِ نهفته در شخصیتِ «جَک گنجیشکه» حرف زد، و قدری به سمتِ او توجّه داد: آدمی که قطعاً شبیهِ خدا ست، الّا این‌که خدا شانس نمی‌آورَد، یا هیچ مجالی برایِ شانس آوردن ندارد، امّا جک گنجیشکه واقعاً خوش‌شانس است که نقشه‌ها و طرح‌هایِ کلان و حساب‌شده‌/نشده‌اش درست از آب درمی‌آیند. شدیداً به فکر ِ خود است و در عین ِ حال شدیداً به فکر ِ اهدافی فراسویِ خود. خوب معلوم نیست که آیا کسی/چیزی را دوست دارد یا فقط خودش را دوست دارد. سر ِ بزنگاه و بی‌خیالِ حرف و حدیث‌ها غیب‌اش می‌زند و زمانی سر و کلّه‌اش پیدا می‌شود که باز هم انگار بی‌خیالِ چیزهایی ست که بقیه می‌گویند. زمانی سر و کلّه‌اش پیدا می‌شود که نمی‌توان حدس زد پایِ نفعی شخصی در میان است، یا پایِ از خود گذشتگی و ایده‌ای والا. استادِ بر هم زدنِ نشانه‌ها ست، امّا نه به مقاصدِ واهی و مسخره. از این کار دو مقصودِ اصلی دارد: یکی این‌که تنها باشد، تنها بماند و کسی/چیزی در این تنهایی خلل ایجاد نکند، و دیگری این‌که کارها پیش بروند، بدونِ این‌که به نظر برسد، یا بقیه فکر کنند، او در پیش‌بُردِ کارها سهمی داشته است. مثل ِ این‌که بیشتر ترجیح می‌دهد یک خراب‌کار ِ نان‌به‌نرخ‌روزخور تلقّی بشود. موردِ اول (پاسداشتِ تنهایی) بیمارش کرده: هزارتا، بلکه هم بیشتر، از خودش تکثیر شده و همه‌جا حضور دارد. خودش را می‌کُشد، خودش را تنبیه می‌کند، از خودش ایده می‌گیرد، با خودش نزاع می‌کند و از این قبیل. موردِ دوم از او یک چهره‌یِ غیرقابل‌اعتماد و مسخره ساخته که مطمئناً از اشرافیت‌هایِ قهرمانی و حتّا رذالت‌هایِ ضدقهرمان بودن بارها به دور است. شریف‌ها و نجیب‌ترها و حتّا رذل‌ها و پَست‌ترها، هیچ‌یک دلِ خوشی از او ندارند. طنز ِ ریشخندکننده‌یِ بازیگرش، با آن راه رفتن ِ پُر ناز و ادا، و سهل‌گیریِ ذاتی ِ شخصیت‌اش موجودی ویران‌گر و دست‌نیافتنی آفریده؛ جک گنجیشکه، نوع ِ ایده‌آلِ رؤیایی‌ترین تنهایی در جزیره‌یِ اسطوره‌هایِ سرگردان.
I Vitelloni (بامداد)

I Vitelloni فللینی را در ایران به نام «ول‌گردها» می شناسند. نمی‌دانم چرا کسی که اولین بار نام فیلم را ترجمه می‌کرد به این فکر نیفتاد که در فارسی واژه‌ای داریم به نام آسمان‌جُل. آسمان‌جل‌ها چند رفیق‌اند که در شهر کوچکی زندگی می‌کنند. هر کدام زندگی‌ و دردهای خودشان را دارند،‌ دردهایی که دیگر دوستان هم شاید بدانند ولی هرکدام ترجیح می‌دهد که حرفی از آن‌ها نزند. هر چه هست خنده‌ها و خوشی‌های پرسه‌ها است. ولی می‌رسد وقتی که دیگر از پرسه‌ها صدای خنده نمی‌آید. میدان‌گاه‌های خلوت آخر شب ِ فلینی، که باد توی آن‌ها می‌پیچد، تنهایی. فیلم‌های فلینی را هم ندیده باشید این خیابان‌ها و میدان‌گاه‌ها را دیده‌اید، گرچه در سطحی خیلی نازل‌تر،‌ توی فیلم‌های تورناتوره، سینما پارادیزو مثلن، یا کوستاریتسا و «رویای آریزونا»، به‌خصوص در آن صحنه‌ی حذف شده از فیلم،‌که در بخش صحنه‌های حذف شده وجود دارد. «آسمان‌جل‌ها» هم‌چنین، فیلم هجرت کردن است. هجرت و تنهایی هجرت.
سه‌گانه‌ی هامون، بانو و پری (سر هرمس مارانا)

گاس که هیچ‌کس به اندازه‌ی آقای مهرجویی در سه‌گانه‌ی هامون، بانو و پری، به مساله‌ی روشن‌فکر و روشن‌فکری در این حوالی، نپرداخته باشد. از هجو آن و نمایش سرگشته‌گی‌اش در هامون، تا ویرانی‌اش در بانو و تعالی‌اش در پری. با این که هامون هواخواه‌دارترینِ این‌ها است اما گاهی فکر می‌کنیم پری، به‌سامان‌ترین‌شان است. خوش‌بخت‌ترین‌شان. هم اسد را دارد، هم داداشی را. هم مادر را و هم خانه‌ی در حالِ نوسازی را. زئوس اموات آقای سالینجر را قرین رحمت ابدی کند. متعلقاتِ آقای مهرجویی را هم به هم‌چنین که کسی را نداریم در این دیار که به این خوبی بلد باشد بومی‌سازی کند چیزها را.
Hidden (بامداد)

تعلیق هیچکاکی و ابهام دیوید لینچی را به فضا و حال-و-هوای غریب فیلم «معلم پیانو» اضافه کنید،‌ نتیجه‌اش می‌شود شاه‌کاری به نام «پنهان» که می‌توان ردپای برسون بزرگ را در شکل بصری‌ آن تشخیص داد. شاه‌کاری که متعلق به قرن بیست-و-یکُم است. نمی‌توانم پدید آمدن چنین اثری را پیش از «یازده سپتامبر» تصور کنم. یازده سپتامبر هم مانند مه ۱۹۶۸ و بسیاری رخ‌دادهای مهم تاریخی تأثیری انکارنشدنی در جریان‌های فرهنگی - هنری گذاشته. امروز می‌توانیم بگوییم جهان پیش از یازده سپتامبر و جهان پس از یازده سپتامبر. «پنهان» فیلم اضطراب است، فیلم شک، فیلم ترس، فیلم سرگشته‌گی و خسته‌گی، در دنیای پس از یازده سپتامبر، در دنیایی که داریم زندگی‌اش می‌کنیم.
«پنهان» از دسته‌ی آن فیلم‌هایی نیست که بتوان راحت با لمیدن در جای گرم-و-نرم خود  تماشای‌اش کرد. گریبان مخاطب را می‌گیرد و هیچ‌گاه رها نمی‌کند. شاید این گفته‌ام برای کسانی که «معلم پیانو» را تماشا کرده‌اند، خیلی به‌تر قابل لمس باشد. معرفی پنهان هم‌چنین پیش‌نهادی است برای تماشای دیگر آثار این استاد سینمای امروز، آثاری مانند «کُد ناشناس»، «بازی‌های خنده‌دار» و...
فهرست مفاتیح‌الجنان (مکابیز)

اشتباه شده. این هفت هشت صفحه را باید بورخس می نوشت. تخیل نابی که در به هم چسباندن نامتجانس ترین چیزها در این هشت صفحه بکار رفته گاه از حد نبوغ بشری فراتر می رود. از نظر من این نوشته بیش از هر چیز نیازمند یک بررسی ساختارگرایانه است اما اینجا جایش نیست و من صرفا سعی می کنم شما را وسوسه کنم تا انرا بخوانید.

قرار نیست شما اعتقادات مذهبی(یا حتی خرافه پرستی مردم)را دست بیندازید. من هم به جان خودم ابدا چنین قصدی ندارم. حتی قرار نیست کنجکاوی تان از بخش فهرست فراتر برود و بروید و واقعا ببینید در صفحاتی که فهرست به آنها ارجاع می‌دهد چه چیز نوشته ‌شده. پیشنهاد من این است که فهرست مفاتیح‌الجنان را جدا کنید و صفحاتش را به هم منگنه کرده یا اگر حالش را داشتید بدهید برای‌تان صحافی کنند. بعد اگر اهل سیگار هستید و انقدر خوش سلیقه که در اتاق‌تان کرسی وجود دارد سیگارتان را روشن کنید و بچپید زیر کرسی و از محصول تخیل بشری لذت ببرید. به‌ناگهان شما از یک روز عادی زمستانی که آلودگی هوایش کمی بیشتر از حد مجاز است و فردا صبحش روزی است که باید بروید بانک قبض تلفن تان را پرداخت کنید به دنیای تازه ای وارد می شوید. دنیایی جادویی و زیبا و شگفت انگیز که در آن دغدغه‌ی رستگاری در کنار نگرانی برای درد ناف به شما عرضه می‌شود. بخشی از این داستان را بخوانید:

آداب سزمه کشیدن، فضیلت نماز شب، به جهت درد زانو، دعای دفع درندگان، دعا به جهت درد شکم، دعا برای بیرون آمدن از منزل، نماز گرسنه، دعا به‌جهت درد عورت، برای دفع شیاطین و اجنه، دعای درد ناف، دستورالعمل حضرت عیسی برای رفع زردی صورت، دعا برای وقت بیرون رفتن به قصد حاجت یا سفر، دعا برای رفع تنگی‌نفس، دعای ختنه، دعا برای جلوگیری از دزد و خرابی و خلاصه دعایی که امیدوارم قبل از خواندن این دریچه آن‌را خوانده باشید. دعای مطالعه.
روزی روزگاری در آمریکا (سر هرمس مارانا)

سر جو لئونه – 1983
خیانت، به عنوان هسته‌ی مرکزی و اصلی‌ترین مضمون این کالت‌فیلمِ شاه‌کار، مساله‌ی اصلی نودلز (رابرت دنیرو) است. اصلن دلیل اصلی برای بازگشت‌ش به نیویورک، بعد از سی و پنج سال گم‌نامی، یافتن کسی است که به او خیانت کرده است. کسی از دار و دسته‌ی خودش. آن هم زمانی که تصور می‌کند هر سه نفر دیگر، در همان درگیری 1933 کشته شده‌اند. خیلی زود می‌فهمیم که مکس (جیمز وود) پشت تمام این داستان‌ها بوده. که اصلن برداشتن پول‌های داخل چمدان در ایستگاه قطار، در همان دهه‌ی پرالتهاب سی، باید کار خود مکس باشد. مکس، تجسم خیانت است. رگه‌های این جنبه از شخصیت مکس را می‌توان از همان دوران کودکی هم پیدا کرد. مکس، عامل اصلی برهم‌خوردنی رابطه‌ی نوداز و دِبورا (الیزابت مک‌گورن) است. گاس که اصلن همین باشد که بازیگر نقش کودکی مکس در دهه‌ی بیست، و پسرِ جوانِ دِبورا در دهه‌ی شصت، یک نفر هستند: این مکس است که با لودادن باند به پلیس و صحنه‌سازی مرگ‌ش، نودلز را دک می‌کند تا به وصالِ دبورا برسد. اتمسفرِ عمومی فیلم، لب‌ریز از حس عدم امنیت است. در صمیمی‌ترین فصل‌های رابطه‌ی مکس و نودلز به عنوان رهبران باند مافیایی، از چشم‌های جیمز وود/ مکس می‌ترسیم. این ترس و عدم اطمینان عمومی، به‌ترین نمودش در رنگ‌مایه‌ی قهوه‌ای سکانس‌های محله‌ی یهودی‌نشین داستان، هویدا است. حتا باز در آخر ماجرا، در 1968 هم باور نمی‌کنیم که مکس واقعن خودش را زیر آن ماشین جابه‌جاییِ زباله‌ها انداخته باشد. مکس، به تماشاگر هم خیانت می‌کند. گریز از این دنیای خشن و وحشی، انگار در همان آرامش‌خانه‌ی چینی، لمیده بر نرمی نازبالش‌ها، با وافوری در دست است. چیزی که می‌دانی همیشه همان است که بود. بی‌خود نیست که آخرین نمای فیلم، لب‌خندی حاکی از آرامش و اطمینان است. لب‌خندی که نودلز پس از دم‌گرفتن از وافور، درست رو به دوربین می‌زند.
لِنی (باب فاسی- 1974) (سر هرمس مارانا)
حالا این شاه‌کار سیاه‌سفید آقای فاسی، تقریبن هم‌سن و سال نسل ما شده است و هنوز این همه تازه و باطراوت به نظر می‌رسد. گاس که با وجود الگوی کلی ایکاروسیِ آن – آدمی که از هیچ‌بودن، اوج می‌گیرد و بالا می‌رود و در نهایت، می‌سوزد و فرو می‌افتد -، حرفی که دارد می‌زند، بدجوری با زمانه‌ی ما جور درمی‌آید. گاس که همین روزها و سال‌ها، جامعه‌ی ما، با هنجارها و ناهنجارهای‌ش، جایی ایستاده که جامعه‌ی آمریکا حوالی چهل سال پیش ایستاده بود. داستان آدمی که تاکینگ‌شوهای خنده‌دار اجرا می‌کند و با شیوه‌ی منحصربه‌فرد اجرای‌ش، یعنی استفاده از کلمات رکیکی که در متن جامعه به سهولت وجود دارد اما سیستم حاکم اجازه‌ی ورود آن‌ها را به حوزه‌ی رسمی فرهنگ نمی‌دهد. لِنی به وضوح اخلاقیاتِ ریاکارانه‌ی جامعه را به چالش می‌گیرد. از عمرش برای نشان‌دادن پوچی و عبث‌بودن سانسورها مایه می‌گذارد و باب فاسیِ بزرگ، استادانه این حرکت فردی را به تصویر می‌کشد. مضمون گفتار نهایی تیتراژ گویاترین است: لِنی به خاطر گفتن حرف‌هایی به زندان رفت و زنده‌گی‌ش تباه شد که ما امروز خیلی راحت از آن‌ها در ادبیات و سینما و گفتارهای رسمی استفاده می‌کنیم. دلیل محکم‌تری برای نسبی بودن اخلاقیات می‌خواهید؟
سکوت ()
اینگمار برگمن، با بازی اینگرید تولین، گونار لیندبلام، لینک فیلم
اینگمار برگمن کارگردانی است که نمادها و نشانه‌ها بیشترین سهم را در خوانش و تحلیل فیلم‌هایش دارند. پرسونا، همچون در یک آینه، مهر هفتم و... همه فیلم‌هایی هستند که آشکارا قابل نشانه‌شناسی و تحلیل برمبنای ارجاعات و رمزاند. اما سکوت، این میان فیلمی است که از این شگرد به طریق نامحسوسی استفاده می‌کنند. دو خواهر و یک خواهرزاده سوار بر قطار به شهری می‌روند و در هتلی اقامت می‌کنند. آن‌جا با انبوهی از روابط پیچیده میان دو خواهر روبه رو می‌شویم و ... فیلم را که دیدید از ابتدا به میزانسن‌های دقیق و هنرمندانه‌ی استاد توجه کنید تا بدانید برگمان چرا برگمان است.
مسافران ()
بهرام بیضایی، با بازی مژده شمسایی، حمید امجد، جمیله شیخی، ...
بهرام بیضایی نیازی به معرفی ندارد. اگر خط و ربط او را نمی‌دانید دست‌کم چند فیلم‌نامه و نمایش‌نامه از او مطالعه فرمایید تا ارادت او را به تئاتر و تعزیه و کابوکی و نماد و نشانه و به ویژه اسطوره دریابید. مسافران، داستان روزی است که مهتاب معارفی با خانواده‌اش از شمال به تهران راهی می‌شود تا آینه‌ای اجدادی را برای سفره‌ی عقد خواهرش ماهرخ بیاورد... مهتاب(ابتدای فیلم): ما به تهران نمی‌رسیم. ما همه می‌میریم. و... فکر می‌کنم بدتان نیاید اگرهم فیلم را پیش‌تر دیدید، یک بار دیگر هم‌راه با هزارتو ببینید و این بار نشانه‌هایی چون آینه، درخت، جاده و ... را از آن بخوانید.
نامزدی طولانی ()
ژان پی‌یر ژونه / 2004 / فرانسه
از اسمش که پیداست داستان از چه‌قرار است. اما این عکس روی پوستر قلقلک‌تان ندهد. هیچ خبری نیست!
«نامزدی طولانی» آخرین فیلم جناب «ژونه» است که درست بعد از «اَملی» و گویا بر اساس داستانی از «سباستین جپریسات» ساخته. اما دلیل نمی‌شود هم قد و قواره‌ی «اَملی» تصورش کنید. این‌یکی ملودرام پشت جبهه‌ایِ‌ معمولی‌ای است از روزگار یک دختر علیل فرانسوی در سال‌های آخر جنگ دوم، که اگر سعی کنیم «اَملی» را فراموش کنیم و تحت تأثیرش قرار نگیریم، گاهی حوصله سر می‌برد. اما فیلم بدی نیست.
تصاویرش همان تصاویر «اَملی»ست. همان طنز لاینفک و همان دکوپاژ خاص «ژان پی‌یر ژونه» با ارجاع‌های فوق‌العاده‌اش، همه را دارد. به‌اضافه‌ی «ادری توتو»‌ی دوست‌داشتنی که می‌گویند در هالیوود از خودِ فرانسه هم محبوب‌تر است، و «جودی فاستر» که حتم دارم باور نمی‌کنید خودش باشد. پیرتر، اما بی‌چشم‌ و روتر از همیشه‌اش.
اگر نسخه‌ی دی‌وی‌دی‌ تمیزش را پیدا کنید که غصه ندارد. هر مدل طالب باشید نطق می‌کند. اما اگر پیدا نکردید و زبان فرانسه هم بلد نیستید، از همین حالا خیال‌تان تخت باشد که چیزی دست‌گیرتان نمی‌شود. خبر موّثق داریم که دی‌وی‌دی با زیرنویس فراسی‌اش هم آمده. گیر بیاورید که مجبور نشوید نودوسه دقیقه ماتم بگیرید.
پدر، سیفا و... ()
نمایش‌گاه عکس پدر، سیفا و...، آبان و آذر 85، گالری ماه مهر، تهران، خیابان ولیعصر، روبه‌روی پارک ملت، کوچه شهید کاج‌آبادی، شماره‌ی 12
از ساعت 16 تا 19 بعد از ظهر
آگراندیسمان(Blow up) ()
اثر میگل آنجلو آنتونیونی، 1966، ونسا ردگریو، سارا مایلز، دیوید همینگز، فیلم‌نوشته‌ی آنتونیونی بر اساس داستان کوتاهی از خولیو کورتازار
واقعیت چیست و خیال چیست؟ توهم تا کدام مرز می‌رسد؟ آیا با بزرگ‌نمایی به واقعیت بیش‌تر نزدیک می‌شویم یا خیال را پررنگ‌تر می‌کنیم. تصویری که از دریچه‌ی ویزور دوربین عکاسی دیده می‌شود، تا چه اندازه قابل اعتماد است؟ و فکر نکنید اگر آگراندیسمان را ببینید، پاسخ را به دست می‌آورید!
(گویا خیلی به گفتار متن تیزرهای سینمایی شبیه شد!) فراموش نکنید که این فیلم متفاوت از آنتونیونی را با کیفیت تصویری خوب ببینید.
پنهان شده Hidden ()
کارگردان: میشل هانکه بازی‌گران: ژولیت بینوش، دانيل اوتويل، 2005.
خانواده‌ای متشکل از زن و شوهر و فرزند پسرشان، فیلم‌های ویدیویی‌ای اسرارآمیزی را دریافت می‌کنند که نشانگر این است که آن‌ها زیر نظر هستند و...
فیلمی به شدت مینی‌مالیستی و آمیخته با شک و تردید که اگر تا آماده شدن هزارتو بر پرده‌ی سینماهای تهران بماند!، می‌توانید در سینما فرهنگ، سانس آخر ببینیدش.
گل‌‌های پژمرده (Broken Flowers) ()
کارگردان جیم جارموش، 2005، بازی: بیل مورای، جولی دلپی و ...
دون جانسون(کاریکاتوری از دون خوان) بعد از دریافت نامه‌ی صورتی رنگ بی‌نام و امضایی از یکی از معشوقه‌های قدیم‌اش می‌فهمد که پسری دارد و به دنبال نامه و نشانی‌هایش سراغ هفت معشوقه‌ی سابق خود می‌رود... یک فیلم نسبتن شاداب از جارموش با بازی بی‌نظیر بیل مورای. جیم جارموش انگار هنوز دارد تجربه می‌کند و حاصل آن فیلم‌هایی است که یکی پس از دیگری از خود جارموش به مثابه کارگردانی مولف، آشنایی‌زدایی می‌کنند. طنز زیر لایه‌ای این فیلم بسیار دل‌چسب و داستان آن، روایت نویی دارد از عشق و تنهایی دون خوان این قرن. دیدن این فیلم، به مدتِ یکصد و شش دقیقه لبخند نمکینی بر لبان‌تان خواهد نشاند که ارزش دارد.
سفرنامه‌ی برادران امیدوار ()
تهیه‌کننده و کارگردان براداران امیدوار، تصویر دنیای هنر
برادران امیدوار برش‌هایی از فیلم‌هایی که طی سفر ده ساله‌ی خود از سال 1333 تا 1343 جمع‌کرده‌اند را در دو سی‌دی چند سال پیش منتشر کردند. در این مجموعه فیلم‌هایی از قطب شمال، آمازون و آفریقا گنجانده شده است، روایت به تصویر کشیده شده‌ی اولین جهانگردان مدرن ایرانی.
غرور و تعصب ()
جو رایت، غرور و تعصب، ۲۰۰۵
غرور و تعصب بر اساس رمان مشهور جین آستن ساخته شده است. به نظر می‌رسد این فیلم یکی از بهترین‌های فیلم‌های اقتباسی سال‌های اخیر باشد. کیرا نایتلی بابت بازی بسیار زیبایش در این فیلم نامزد اسکار بود.
قرن ترور، بررسی تروریسم جدید ()
چه کسانی مرگ خونین را برای مردم بیگناه در جوامع مدرن به ارمغان می آوردند؟ چرا چنین عملی را انجام می‌دهند؟ دارای چه روشی هستند؟ و چه کسی می‌تواند درباره آنان قضاوت کند؟ فیلم مستند چهارگانه قرن ترور، ضمن گفتگوهای بی‌سابقه با بمب‌گذاران، مردان مسلح، هواپیماربایان؛ آدم‌دزدها و رهبران افراطی آنان به بررسی ریشه‌های اصلی تروریسم در قرن جدید می‌پردازد که به انهدام برج های دوگانه در امریکا در حمله یازده سپتامبر منجر شد. در این مجموعه چهار قسمتی، گفتگوها در ترکیب با فیلم‌های مستند و خبری و عکس‌های وقایع از آرشیو پلیس و سازمان‌های اطلاعاتی تجربه‌ای فراموش‌نشدنی را برای بینندگانش به ارمغان می‌آورد.

توجه : لازم به ذکر است که ارائه‌ی این مجموعه در این سایت تنها به دلایل آموزشی و تحقیقاتی برای دانشجویان و محققان در زمینه پدیده‌ی تروریسم است و هر گونه سوء‌استفاده از تصاویر و محتویات آن قابل پیگرد حقوقی است. ارائه این مجموعه به هیچ‌وجه به معنای تائید محتویات آن نمی‌باشد.
In the Name of Liberation: Freedom by Any Means ()
This program analyzes terrorism used in the name of national liberation through studies of covert wars for independence in British Palestine, British Malaya, French Algeria, apartheid South Africa, and Northern Ireland. Bruce Hoffman, co-author of Countering the New Terrorism, and Archbishop Desmond Tutu offer their insights, while former Irgun commander Shraga Alis; former Malayan Communist Party leader Chin Peng; former FLN commander Yacef Saadi; Milk Bar Café bomber Zohra Drif; retired French military officers Paul Aussaresses and Pierre-Alban Thomas; former ANC bomber Robert McBride; and former IRA member Patrick Magee—the Brighton Bomber—reflect on the parts they played in terror and counter-terror actions. (47 minutes, color)
Download movie
In the Name of God: Holy Word, Holy War ()
By detailing key incidents ranging from the Dawson’s Field hijackings to the Luxor massacre, this program charts the ever-widening holy war that is pitting Islamists against Zionists and the Arab world against the West. The Kach Party’s Noam Federman; Bassam abu Sharif, founder of the Palestine Democratic Party; Abdel Aziz Rantisi and Sheikh Ahmad Yassin, operational and spiritual leaders of Hamas; Sheikh Jamal Khatab and Sheikh Fadlallah, spiritual leaders of Lebanese al Qaeda and Hezbollah; former Jewish Underground leader Yehuda Etzion; and former PFLP hijacker Leila Khaled are featured, as are former prime minister of Israel Benjamin Netanyahu and Conor Gearty, expert in human rights law. (47 minutes, color)
Download movie
In the Name of Revolution: Gun-Barrel Politics ()
For modern revolutionaries the world over, Cuba’s Che Guevara literally wrote the book. This program examines radical political movements in Germany, Italy, Peru, and Colombia to see how Che’s theories have fared in practice. Former gunman Peter Jürgen Boock, of the Baader-Meinhof Gang; former gunman Valerio Morucci, of the Red Brigades; a former Shining Path insurgent; and Raul Reyes, second-in-command of FARC, talk about their roles in their factions’ ideological wars. Giovanni Moro, son of the murdered Italian statesman Aldo Moro; Peruvian Truth Commission member Carlos Tapia, former leader of the United Left Front; and Peru’s Minister of Justice Fernando Olivera Vega provide additional insights. (47 minutes, color)
Download movie
In the Name of the State: When Might Makes Right ()
This program profiles cases of Iranian-sponsored terrorism via the Hezbollah and the PLO as well as Argentina’s dirty war, when the government used terror tactics against its own people. U.S.-backed insurgency in Nicaragua via the Contras is also analyzed. Joseph Kennedy II; Duane Clarridge, former chief of the CIA’s Latin American division; and Bayardo Izaba, of the Nicaraguan Center for Human Rights, are spotlighted, as are retired General Martin Balza, former head of Argentina’s armed forces; former interrogator Héctor Vergez; Estela Barnes de Carlotto, president of the Association of Grandmothers of the May Square; and forensic anthropologist Luis Fondebrider, who is committed to identifying remains of the disappeared. (47 minutes, color)
Download movie
موسیقی ما ()
ژان-لوک گدار، موسیقی ما، ۲۰۰۴
اثری انتقادی و ضد جنگ، بسیار ساده‌تر و همه‌فهم‌تر از فیلم قبلی کارگردان (در ستایش عشق) است، که با بررسی جنگ کوزوو و مسئله‌ی فلسطین، به خودخواهی‌ها و ستیزه‌جویی‌های انسان معاصر حمله می‌کند.
منطقه‌ی امنیتی مشترک ()
چان-ووک پارک، منطقه‌ی امنیتی مشترک، کره‌ی جنوبی-۲۰۰۰
فیلمی سیاسی و عمیقاً انتقادی درباره‌ی مشکلات مرزی دو کره، و دشواری‌های دسترسی به صلح، با نگاهی بدون پیش‌داوری. این فیلم در کشور خود مورد توجه و علاقه‌ی بسیار مردم قرار گرفته.
یک بوس کوچولو ()
بهمن فرمان‌آرا، یک بوس کوچولو، ۱۳۸۴
یکی از بهترین تولیدات سال جاری سینمای ایران، و قسمت پایانی سه‌گانه‌ی فرمان‌آرا درباره‌ی مرگ (پس از فیلم‌های بوی کافور عصر یاس، و خانه‌ای روی آب)؛ همچنین شکوه‌ای از مشکلات کشور، و نقدی بر نسل قدیم روشنفکران.
موسیقی


Desolation Rag (سولوژن)

حالا نه که تا به حال همیشه همه منتظر بودند هزارتو در بیاید تا «دریچه‌»اش را بخوانند،‌ حالا این شماره‌ی آخری گیر داده‌اند که باید بیایی و بنویسی که مردم چه بخوانند یا چه گوش کنند یا چه می‌دانم، به چه سازی برقصند. باشد، به روی چشم!
آی مردم! بروید و Desolation Rag را گوش دهید که آلبوم جز، رگ‌تایم، رومبا و غیره‌ای است از گروه محلی‌ی Will Cramer and the Bullies of Basin St (محلی‌بودن‌اش هم نسبی است). اگر خواستید،‌ می‌توانید به نمونه‌هایی از کارشان در این‌جا گوش کنید. اگر هم نخواستید، فدای سرتان! ولی گفته باشم که قشنگ است.

همه خوبی‌های زندگی (محسن مؤمنی)

(محض وداع با هزارتو و میرزای هزارتو) "همه‌ی خوبی‌های زندگی"، آهنگی است از "جکسون براون". از اینجا می‌توانید به آن گوش بدهید. متن‌اش (با اندکی تلخیص)، مناسبت زیادی با حال کنونی من نسبت به پایان هزارتو دارد. 

All good things got to come to an end
The thrills have to fade
Before they come 'round again
The bills will be paid
And the pleasure will mend
All good things got to come to an end
Like a river flows
Rolling 'till it ends in the sea
Our pleasure grows
Rolling 'till it ends in you and me
Now as the dark gathers into the sky
And legions of might go thundering by
Regions of light grow dim and then die
And we with our wings
Wait for morning to fly

All good times, all good friends
All good things got to come to an end
Amy Winehouse (مانی ب.)

آهنگ You Know I'm No Good از Amy Winehouse. اینجا گوش کنید.
روی در آفتاب (بهار)
موسیقی: صادق چراغی
آواز: علیرضا قربانی
کاری از بنیاد فرهنگی رودکی
مجموعه‌ای بسیار زیباست به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا. از شوریدگی‌ او می‌گویند و به حق که چه زیبا می‌نوازند. از کودکی مولانا، از جوانی‌اش که ردای عالمی به تن داشت و به تدریس علوم دینی می‌پرداخت. از شیدایی شاعر که با دیدار شمس تبریزی آغاز می‌شود. از آشفتگی شاعر و از خاطره‌ی او که «مولانا نه بارگاه است امروز و نه پیر دیر، بل او شعر است، شعری که روی در آفتاب است و چون از اوست روی آفتاب هم بر اوست».

Spanish train (سر هرمس مارانا)

البته گاس که درست نباشد درست همین روزها که ممکن است این آقای کریس دی برگ دارند تشریف‌شان را می‌آورند - یا حداقل احتمالش هست که بیاورند - ایران، آدم یک‌هو از Spanish train بنویسد. لابد جماعتی که توجیه‌شان این بوده که این بابا ایرلندی است و کلی ضدجنگ و لابد ضدآمریکا و این‌ها، خوش‌شان نمی‌آید که این ترانه‌ی استعاری را به روی خودشان بیاورند. اما واقعیت این‌ است که این ترانه یکی از خوش‌ساخت‌ترین و تاثیرگذارترین کارهای آقای کریس دی‌برگ است. فضای هول‌ناکِ شبی که خدا و شیطان، بر سر جانِ مسافرانِ قطار، قمار می‌کنند، در رنگ‌آمیزی سازها خوب درآمده است. آن جایی که خواننده به نماینده‌گی از انسان، فریاد استغاثه‌اش بلند می‌شود که خدایا! شیطان دارد بازی را می‌برد! جدن آدم دلش می‌خواهد خدا را به خاطر این همه بلاهتش شماتت کند. به خاطر این که هیچ وقت نفهمید/ نمی‌فهمد شیطان کی و چه‌طور تقلب کرد و روحِ آدم‌ را خرید. پوکر تمام می‌‌شود و شطرنج شروع می‌شود. (کسی چه می‌داند. گاس هم که مهرِ هفتمِ آقای برگمان اصلن بهانه‌ی بهتری بود برای دریچه‌ی هزارتوی قمار) وضعیت همان است. خدا دم به دم بیش‌تر می‌بازد و شیطان، روح‌های بی‌نوایی بیش‌تری را با خودش می‌برد. حکایتِ همین روزهای ما نیست؟
شور رومی، کشف نواهای پنهان (بهار)

«مولویه» آلبومی است به مناسبت سال جهانی مولانا که در سال 2007، از طرف باستن گلوب و لس‌آنجلس تایمز به عنوان یکی از 5 اثر برتر موسیقی جهان معرفی شده. شور رومی با صدای شهرام ناظری و موسیقی حافظ ناظری بسیار متناسب با شعرهای مولانا ساخته شده و وقتی می‌شنوی پر از شور و حال شعرهای ناب مولانا می‌شوی.
Les Meilleurs (ساسان م. ک. عاصی)

رقص برای دریچه؟ رقص و دریچه؟ خیلی چیزها می‌شود گفت و با این‌حال احساس می‌کنم دست‌ام برای انتخاب چندان هم باز نیست... واقعاً چه دارم بگویم؟ خب این شما و این هم بدن‌هایتان! بلند شوید بروید کمی برقصید! اگر هم الآن موسیقی خاصی در ذهن ندارید، علی‌الحساب «Les Meilleurs» را پیشنهاد می‌کنم، کار Jo Privat. اگر هیچ کدام از رقص‌هایش را هم بلد نیستید هیچ نگران نباشید... در اتاق‌تان را ببندید، صدا را بلند کنید... هیچ کس داوری نمی‌کند. هر طور دل‌تان خواست برقصید.

مولویه (سورا)

آخرین آلبوم شهرام ناظری با عنوان "مولویه" کاری زیبا اما کوتاه است. موسیقی آن را حافظ ناظری و توسط گروه مولوی، به مناسبت سال مولانا جلال الدین بلخی اجرا شده است. این آلبوم "شور رومی" (مولویه) در دسامبر 2007 از سوی باستن گلوب و لس آنجلس تایمز به عنوان یکی از 5 آلبوم انتخابی سال موسیقی معرفی گردید.

سمفونی تهران (بامداد)

سمفونی تهران
علی‌رضا مشایخی
مؤسسه‌ی فرهنگی-هنری ماهور


اپوس ۵۷: سمفونی تهران، اپوس ۹۶: کنسرتو برای ویلن و ارکستر، و اپوس ۵۶: «ما باغ‌های نیشابور را هرگز نخواهیم دید» تشکیل‌دهنده‌ی آلبوم «سمفونی تهران» ِ علی‌رضا مشایخی هستند. سمفونی تهران نیز هم‌چون دیگر آثار این پیش‌گام و بزرگ موسیقی نو ایرانی، اثری گوش‌نواز و راحت نیست. به‌خصوص خود سمفونی تهران را شاید بتوان موسیقی‌ای ناهنجار خواند. سازها در فرازی از سمفونی گویی دارند صدای بوق ممتد سواری‌های توی خیابان‌ها را تولید می‌کنند.  سمفونی تهران تصویر ذهنی تمام‌عیاری از یک‌شهر با تمام آدم‌ها، ماشین‌ها، بزرگ‌راه ها و پس‌کوچه‌های آن است.
بابک احمدی در جایی از یادداشت خود درباره‌ی علی‌رضا مشایخی که چندی پیش در هفته‌نامه‌ی «شهروند امروز» به چاپ رسید می‌نویسد: "او به این اعتبار موسیقی ایرانی ساخت که بی‌کسی، تنهایی، حساسیت و اشتقاق‌های سرکوب‌شده‌ی آدم ایرانی را بیان کرد."
جازپیانو (مانی ب.)

Song-Song
قطعه‌ای از پیانیست آمریکایی
Brad Mehldau
نوازندگان دیگر:
Larry Grenadier - bass
Jorge Rossy – drums
بشنوید.

لبه‌ی تاریکی (مستعارنما)

اما کریون و جدبرگ را یادت هست؟ مرهمی بود زمان به سال صفر را چه؟ سریال لبه‌ی تاریکی. موسیقیش مال اریک کلاپتون بود. الان هم می‌توانی کاستش را بخری و بشنوی.
Edge of darkness
ناشر: آوای باربد
Trip Hop (مانی ب.)

تریپ‌هاپ در هزارتو
قطعه: Safe From Harm از آلبوم: Blue Lines
از گروه: Massive Attack
بشنوید.

پایان (مانی ب.)

فیلم Apocalypse Now به کارگرانی Francis Ford Coppola نزد دوست‌داران سینما یکی از بهترین فیلم‌های ضدجنگ به‌شمار می‌رود. قطعه‌ای که این‌بار می‌شنویم، بخشی از موزیک متن همین فیلم است به نام The End که گروه راک The Doors آن را ساخته است. بشنوید.
Kaolin (مریم گلی)

گروه Kaolin یک گروه راک فرانسوی است. آنها تحت تاثیر موزیک های مختلف قرار دارند اما متن هایشان از زبان مادری سرچشمه می گیرد. گرایش این گروه به سمت post-rock یا power pop rageuse ولی با یک ملودی که آنها رو ساده و قابل فهم می کنه.
اعضای گروه اهل Montluçon هستند و در همان شهر زندگی و کار می کنند. در دوران کاری نسبتا کوتاهشان این شانس را داشته اند که با Paul Corkett (The Cure, Placebo) و Dave Fridmann و les Valentins همکاری کنند
با آخرین آلبومشان به صورت یک گروه مطرح در فرانسه در آمدند و کنسرتهای در تمام شهرهای فرانسه اجرا کردند
برای شنیدن معروف ترین آهنگ آلبوم آخر می توانید اینجا را نگاه کنید. 
کنسرت گروه بهنا (میرزا پیکوفسکی)

گروه «بهنا» به سرپرستی و آهنگسازی «رامین بهنا» از 23 تا 27 آبان در سالن اختصاصی کاخ نیاوران به روی صحنه خواهد رفت و در این اجرا که دومین کنسرت رسمی گروه بهنا از تاریخ آغاز فعالیت آن محسوب می‌شود، تلفیقی از موسیقی الکترونیک، راک و جاز با ملودی‌های موسیقی ایرانی ارایه خواهد شد.
گزیده‌ای از ا ین آثار در قالب آلبومی با عنوان «دیدگاه» در تابستان امسال توسط انتشا رات آواخورشید به بازار موسیقی
‏عرضه شده است. اطلاعات بیشتر
موزیک سُل در هزارتو (مانی ب.)

به ترانه «کاش دلم برات تنگ نمی‌شد» (Wish I Didn't Miss You) از «انجی استون» (Angie Stone) گوش کنید.
کمدی الهی (دوزخ، برزخ، بهشت) (بهار)

آوای باربد مجموعه‌ای سه‌گانه با نام (دوزخ، برزخ، بهشت) روانه‌ی بازار کرده که در واقع برگزیده‌ای از مشهورترین تم‌های موسیقی فیلم‌های سینمایی جهان است. هر مجموعه شامل 20 تم موسیقی‌ست که چیدمان آن‌ها و طراحی روی جلد به فراخور عنوان مجموعه صورت گرفته است. اگر قصد خرید یکی از آن‌ها را دارید، مجموعه‌ی «بهشت» بهترین‌اش است!
پینک‌فلوید در هزارتو (مانی ب.)

آلبوم «حیوانات» پینک‌فلوید یکی از به یاد ماندنی‌ترین آثار این گروه است. فضای بدبینانه، تلخ، سیاه و آخرالزمانه‌ی حاکم بر این آلبوم که اواخر سال‌های هفتاد دوستداران موسیقی پینک‌فلوید را غافلگیر کرد، امروز که قدرت‌های جهانی آشکارا از جنگ و استفاده از سلاح اتمی حرف می‌زنند، به واقعیتی قابل لمس و «نرمال» تبدیل شده است.
آلبوم «حیوانات» سه گروه اجتماعی را تصویر می‌کند. مانجرها و عمال بیزینس که برای رسیده به اهداف خود فاکتوری به نام انسان را نمی‌شناسند. کانون توجه آنان در این روزها این است: هنگامی که بم‌بها از آسمان پایین می‌آیند، منحنی سود بازارهای بورس جهانی بالا می‌رود. این‌ها «سگها» هستند.
گروه دوم: «خوکها» نماد اربابان و صاحبان قدرت هستند که خودکامگی آنان سرنوشت ملت‌ها را رقم میزند. و بلاخره «گوسفندان» که برای آگاهی از شرح حال آنان به هیچ توضیحی احتیاج نیست.
به قطعه «گوسفندان» در فرمات ام‌پی‌تری و با حجم ٤مگابیت گوش کنید.
آلبوم حیوانات: Animals
قطعه گوسفندان (یا گوسفند): Sheep
متن ترانه این جا
Pink Floyd, Animal, Sheep (نیما دارابی)

گوسفندِ پینک فلوید، از آلبومِ حیوانات (1977)، همان گوسفندِ مزرعه ی حیوانات جورج اورول است؛ نماینده ی طبقه ی فرودست اجتماعی و نقش انفعالی که در برابر خوک های فرادست و سگ های کارگزار آنان بازی می کنند. بشنوید و ببینید:
قسمت نخست
قسمت دوم

جاز در هزارتو (مانی ب.)

در «هزارتو»ی شماره ٧ و ٨ به ترتیب با کیس جارت نوازنده پیانو و یان گاربارک ساکسفونیست نروژی آشنا شدیم. «Country»، قطعه‌ای که این‌بار می‌شنوید از یکی از آلبوم‌ها مشترک این دو هنرمند است به نام «My Song». در دو نسخه سبک و سنگین.

نوازندگان
Keith Jarrett: piano
Jan Garbarek: t. sax.
Palle Danielsson: bass
Jon Christensen: Drums
An Ancient Muse (سولوژن)

آلبوم ۲۰۰۶ لورنا مک‌کنیت. لورنا خواننده و نوازنده‌ی کانادایی است که موسیقی‌هایی با تم سلتیک و خاورمیانه‌ای تولید کرده است. این آلبوم -که پس از نه سال از آلبوم قبلی‌اش منتشر شد- الهام‌گرفته از موسیقی یونان،‌ ترکیه و خاورمیانه است.

شاده (مانی ب.)
«شاده» Sade Adu یکی از خواننده‌های پاپ (انگلیسی- نیجریه‌ای) است که صدایش شبیه صدای یک ساز در خاطره‌ها می‌ماند. زیبا، گرم و پراحساس. این شما، و این ترانه Hang on to Yor Love از شاده. در دو نسخه سبک و سنگین

In Heaven's name why are you walking away?
Hang on to your love.
In Heaven's name why do you play these games?
Hang on to your love.

سير (سورا)
عنوان مجموعه : سير ( Journey )‌
اثر : مسعود شعاري و كريستف رضائي
سال ضبط : 79 - 78

نوازندگان : مسعود شعاري ( سه تار ) ، درشن آنند ( تبلا ) ، مانو كودجيا ( گيتار الكتريك) ، كريستف رضائي ( آرانژمان)
قطعات مجموعه : حضور ، سير ، شور عشق ، سوز و گداز ، فرح انگيز
اين مجموعه از اولين قطعات موسيقي تلفيقي تشكيل شده است كه بر مبناي سوال و جواب بين سه فرهنگ موسيقايي گوناگون و سه ساز مختلف ( سه تار ، تبلا، گيتار الكتريك ) حركت مي كند. مسعود شعاري آهنگساز اين مجموعه، اولين تجربه ي موسيقي تلفيقي خود را در اين اثر به نمايش گذاشته است.
شايد بتوان يكي از ارزنده ترين قطعات اين مجموعه را، قطعه اي كه به نام "سير" آمده است دانست. اين قطعه داراي تمي كردي است و در نقاط مختلف از ضد ضرب ها و ديگر تكنيك هايي كه گواه گذر اثر از شكل سنتي خود به شكلي نو است، استفاده جسته است.
اميدوارم بعدا بتوانم بخشي از اين قطعه را به صورت شنيداري در اختيارتان قرار دهم.
نغمه‌های سکوت (Cello Songs For Silence) (بهار)
موسیقی‌ای مسحورکننده از آندرا باور (Andrea Bauer). او با اشتیاق به موسیقی جاز و مشرق زمین و تأثیرپذیری از فضای موسیقی شرقی و اشعار مولانا، به آهنگ‌سازی برای ویلن‌سل رو آورد. نغمه‌های سکوت حاصل کشف هویت واقعی باور در زمینه آهنگسازی است.
باور به صورت مکتوب بیان می‌دارد، موسیقی این آلبوم درباره جنبه‌های گوناگون روح آدمی و امتزاج او با آفریدگارش صحبت می‌کند: از ایثار (نغمه‌ای برای الی)، از شور یکی شدن (شرقی)، از رقص زندگی (روندو برای گنگاجی)، از اشتیاق معبود (آرزو)، از وسعت جهان و تهی بودن آن بدون آفریدگار (آشکار).
آلبوم پر از موسیقی خوشبوی ویلن‌سل است و نغمه‌هایش جان را صفا می‌دهد.
موسیقی راک در هزارتو (مانی ب.)

بعضی ترانه‌ها هر چقدر آشنا باشند و هزار بار شنیده باشیم‌شان تکراری نمی‌شوند. این گوشه این‌بار: آهنگ In The Air Tonight از Phil Collins. بشنوید
موسیقی‌ی متن هزارتوی پن (سولوژن)
موسیقی‌ی متن هزارتوی پن (Pan's Labyrinth) اثر خاویر ناوارت (Javier Navarrete) ماجرای غرقه‌شدن دختری در دنیای تخیلات را می‌آواید. موسیقی‌ی این فیلم بر تمِ لالایی‌ای دوست‌داشتنی ولی محزون بنا شده است.
راز نو (میثم صدر)

(آلبوم ِ موسیقی) ساخته‌یِ حسین ِ علیزاده. انتشاراتِ ماهور. تاریخ ِ انتشار: 1377. خواب و دنیایِ راز، همبستگی ِ ذهنی ِ زیادی به هم دارند، به همین دلیل جا دارد از موسیقی‌ای رازآلود نیز حرفی به میان بیاوریم. «راز ِ نو» را گروهِ هم‌آوایان اجرا کرده‌اند و حس ِ دنیایی نشناخته و مملو از وجدِ رویارویی، در لحظه-لحظه‌اش خانه کرده. ملودی‌هایِ درونی، درغلتیدن و پیچیدنِِ صداها به هم، و خواندنِ اشعاری که اصلا مالِ دنیایِ وهم‌هایِِ رازآلود اَند، تجربه‌یِ بکری برایِ شنیدن فراهم می‌کند.

آن سوی دیوارِ تخیل (نیما دارابی)

Well you know my name is Simon
and the things I draw come true
Oh pictures take me, take me over
Climb the ladder with you

پیشنهاد می کنم پیش از خواندنِ توضیحِ زیر این را بشنوید.
البته نیازی به معرفی ندارد. سریال دوفصلی (بیست و شش قسمت پنج دقیقه ای) سایمون در سرزمین نقاشی های گچی محصول 1975 انگلستان (بر اساس کتابی از اد مک لشمن) را می توانید از اینجا دریافت کنید. هر قدر هم که بزرگ شده باشید، نردبان سایمون وزن تان را تاب می آورد.

Yves Jamait (مریم گلی)
اینجا استعداد نقش چندانی ندارد. فقط کار ات و کار. پشتکار و شخصیت.
مقاومت در سختیها هیچ شرطی را نمی پذیرد. شما Yves Jamait را می شناسید؟ یک خواننده و شاعر آهنگهای فرانسوی.
لینک زیر را برای دیدن گوشه ای از کار ببینید.کارگر اخراجی یک کارخانه که به جمع خوانندگان بزرگ فرانسوی پیوسته است. خواننده بزرگی که تنها دو تا آلبوم در کارنامه اش دارد.
لینک ویدئو
سوگواران خموش (سیما)
گروه ایرانی، آهنگساز و سرپرست گروه: پژمان طاهری، خواننده: علیرضا قربانی

تقریباً تمام اعضای گروه ایرانی، از آلبوم «ریشه در خاک» تا «سوگواران خموش» تغییر کرده‌اند. با این‌حال، کار اخیر گروه، به نظر اثر موفّق‌تری می‌آید. سرپرست گروه، پژمان طاهری (متولّد ۱۳۴۹، گرگان) فارغ‌التحصیل موسیقی از دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران و مقیم وین است و سابقه‌ی اجرای چندین کنسرت و همکاری با لطفی و شجریان و تحصیل در دانشگاه موسیقی وین را دارد. طاهری تحت تأثیر تصنیف‌های پرویز مشکاتیان است. «سوگواران خموش» در دستگاه همایون اجرا شده و نقطه‌ی قوّتش دو سه تصنیف با اشعاری زیبا از ملک‌الشّعرای بهار، محمّدحسین شهریار و محمّدرضا شفیعی کدکنی‌ست.

بیورک گودمونزدوتیر ()
به ترانه پاگان پوئتری از بیورک گودمونزدوتیر هنرمند ایسلندی گوش کنید. و ...
و لذت ببرید!
نام خواننده:
Björk Gudmundsdottir
نام ترانه:
Pagan Poetry
در دو نسخه سبک و سنگین
نینا سایمون ()

«مرا ترک نکن» (Ne Me Quitte Pas) عنوان یکی ازترانه‌های فراموش‌نشدنی نینا سایمون است که برای این شماره هزارتو در نظر گرفته شده است. در دو نسخه سبک و سنگین
عبادت و سرگشتگی ()

گئورگ ایوانویچ گوردیف* (١٩٤٩-١٨٧٢) را اغلب نه به عنوان مصنف موسیقی بلکه به عنوان اندیشمندی یونانی‌ارمنی از سرزمین روس می‌شناسند. گوردیف سال‌ها در شرق و غرب در جستجوی «حقیقت ناب» به عنوان مروارید پنهان در پوسته ادیان، به مسافرت پرداخت. او مدتی هم در ایران به سر برده و با مشایخ خطه کردستان ملاقات‌هایی داشته است. وی سپس با تأسیس مکتب «راه چهارم» در پاریس به تربیت شاگردان پرداخت و در میان روشنفکران و هنرمندان اروپا به سرعت به چهره‌ای شاخص تبدیل شد و علاقه‌مندان فراوانی یافت، طوری که می‌توان تا به امروز تأثیرات او را در هنرمندان اروپایی پی‌گرفت. مکتب راه‌چهارم از جمله بر اساس عرفان اسلامی، آموزه‌های بودایی، حکمت‌های براهمانی و عرفان مسیحیت ارمنی و با هدف رشد انسان به عنوان یک «کل» بناشده بود.
یکی از شاگردان سرشناس گوردیف توماس هارتمن* (١٩٥٦-١٨٨٦) موسیقی‌دان و نوازنده پیانو بود که گوردیف با همکاری با او به تصنیف موسیقی‌ دست زد.
موسیقی این شماره‌ی هزارتو یک «سرود قدسی»* است به نام «عبادت و سرگشتگی»* که این‌جا می‌شنوید.
نوازنده پیانو: سسیل لی‌تل*

*Georg Iwanowitsch Gurdjieff
*Thomas de Hartmann
*Sacred Hymn
*Prayer and Despair
*Cecil Lytle

سعاد ماسی ()
به تماشای آب‌های سپید ()
حسین علیزاده، ژیوان گاسپاریان / نشر موسیقی هرمس
آخر تابستان دوسال پیش بود که حسین علیزاده و گاسپاریان ارمنی در کاخ نیاوران کنسرت داشتند. این مجموعه، قلمبه شده‌ی همان کنسرت است. با هفت قطعه که بجز یکی، بقیه را علیزاده ساخته و تنظیم کرده. آن‌موقع ما نه گاسپاریان می‌شناختیم، نه می‌دانستیم «دودوک» چیست و چندمترش یک دست کت و شلوار می‌دهد؟ رفتیم علیزاده تماشا کنیم، محو آن‌یکی شدیم.
اگر «راز نو»‌ی همین جناب علیزاده را شنیده باشید، حتماً خاطرتان هست که یک صدای زنانه آن وسط بیداد می‌کرد. انگار گوش‌ات را برده‌ای، چسبانده‌ای به در اصلی بهشت. صدای «افسانه رثایی» بود. فکرش را بکنید وقتی وسط کاخ نیاوران دوباره به آن ضیافتِ بهشتی دعوت شوید، چه حالی می‌دهد.
«به تماشای آب‌های سپید» را بگیرید، گوش کنید. سی‌دی‌اش را به ما کادو داده‌اند. لذا نمی‌دانیم چه‌قدر پیاده می‌شوید. علیزاده در یادداشتی برای این مجموعه نوشته: «وقتی همکاری با گاسپاریان به من پیشنهاد شد، نگاهم به دور دست خیره شد و صدای سحرانگیزی مرا به سوی خود کشاند. همان صدای آشنایی که حکایت جاودانگی عشق با اوست.»
تازه خبر نداشته برای همین همکاری، نامزد دریافت جایزه‌ی «گرمی» هم خواهد شد. برای بهترین آلبوم سنتی جهان، که برنده‌اش یازدهم فوریه معلوم می‌شود.
لئونارد کوهن ()
برای این شماره هزارتو ترانه نوستالژیک و خاطره‌انگیز «سوزان» از لئونارد کوهن را انتخاب کرده‌ایم. بشنوید

Suzanne takes you down to
her place near the river
You can hear the boats go by
You can spend the night beside her
And you know that she's half crazy
موسیقی کلاسیک در هزارتو ()
این‌بار:
سونات «مهتاب» (پیانو)، اثر لودویک فان بتهوون.
در دو نسخه سبک و سنگین. بشنوید
استاد منیر بشیر ()
«همین‌که عود را در دست می‌گیرم، گفتگوی من با زنگی و جنبه‌های زیبای آن آغاز می‌شود».
منیر بشیر (متولد ١٩٣٠ موصل، عراق) از چهره‌های شاخص موسیقی کلاسیک عرب است که در ایران نیز ناشناس نیست. وی نواختن عود را از خردسالی آغاز کرد و پس از گذراندن دوره آموزشی «انستیتو موسیقی» بغداد به بوداپست رفت و در دانشگاه موسیقی این شهر به تحصیل علوم موسیقی پرداخت.
منیر بشیر امروزه به عنوان سرآمد بداهه‌نوازان عود محسوب می‌شود. اضافه کردن یک سیم باس به ساز عود نیز از نوآوری‌های اوست.
برای این‌شماره «هزارتو» قطعه‌ای در مقام بیات از کنسرت منیر بشیر در پاریس در نظر گرفته شده است.
در دو نسخه سبک و سنگین. بشنوید
Jan Garbarek ()
قطعه «هیولای کمودو» از ساکسفونیست نروژی «یان گاربارک» یکی از قطعات جالب در موسیقی جاز اروپایی است. و البته بایستی همین‌جا توضیح داد که هیولای کمودو از آثار استثنایی اوست. گوش دوست‌داران موسیقی گاربارک بیشتر به ساند صاف و شفاف و قطعات شاعرانه‌ و دلنواز‌ او عادت دارد. برای معرفی او حتی قطعه‌ای از آلبوم‌های دیگر او که با هنرمندان هندی خلق شده‌اند مناسب‌تر می‌بود. اما موسیقی این شماره «هزارتو» در هم‌آهنگی با موضوع آن انتخاب شده است: جنگ.
کمودو یکی از جزایر اندونزی و محل زندگی نوعی از رپتیل‌ها یا سوسماران غول‌پیکر است. البته هر موسیقی‌یی همان چیزی هست که هست و مرتبط ساختن آن با تصاویر، وقایع و تعابیر مختلف باعث غفلت از جوهر آن می‌گردد که ورای «حرف» است. اما نامگذاری این قطعه توسط خالق آن ذهن را در این مسیر به تقلا وامی‌دارد. مگر نه این‌که انسان جزیره‌ای است از مجمع‌الجزایر جهان؟ مگر کسی هست که هیولای زخم‌خورده‌‌ی ساکن این جزیره را نشناسد؟ هیولایی در همین نزدیکی که گاه از درد به خود می‌پیچد و ‌گاه آرام می‌گیرد.
قطع موزیک در دقیقه ١١:١٧ نشان‌دهنده اشکال در مدیاپلیر شما نیست بلکه پایان موقت کابوس «جنگ»، نوعی «آتش‌بس» کوتاه برای دریافت حس آرامش بعد از طوفان است.
در دو نسخه سبک و سنگین. بشنوید

The Beast of Kommodo
Jan Garbarek: t.sax & flute
Rerje Rypdal: e.guitar
Arild Andersen: bass
Jon Christensen: percussion
زرد، سرخ، ارغوانی ()
آهنگساز: امیرحسین سام / خواننده: اشکان کمانگری
دومین محصولِ «روایتی نو از موسیقی کهن ایران» است که در امتدادِ عنوانِ کِش‌دار «حمایت از استعدادهای جوان و آثار تجربی» در مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری کار شده و بناست «طلوع دوباره‌ی این میراثِ معنویِ کهن» را پشتیبانی کند. به این حرف‌ها کاری نداریم. شاید بشود از یکی دوتا تصنیف‌اش هم آسان گذشت و حرفی نزد. اما ساز و آواز اصفهان و خودِ ترانه‌ی «زرد، سرخ، ارغوانی» و یکی دوتا کار دیگرش شنیدن دارد. نوای کمانچه‌ی سینا جهان‌آبادی و سه‌تار امیرحسین سام هیچی از آنچه‌که باید باشد کم ندارد. صدای کارکرده‌ی اشکان کمانگری را هم اگر بشنوید، باور نمی‌کنید که فقط بیست‌ودو سالش باشد. حالا گیریم تمام آن نویدِ طلوع دوباره‌ی میراثِ معنویِ کهن هم هیچ...
Keith Jarrett ()
در ذهن دوستداران پیانوی جاز، کیس جارت جای مخصوص خود را دارد. تحصیل‌کرده رشته پیانوی کالج موسیقی برکلی است، از سه‌سالگی پیانو می‌زند و در هفت‌سالگی اولین قطعه خود را تصنیف کرده است.
آشنایی دوستداران موسیقی اروپا با او به سال‌های هفتاد برمی‌گردد. کنسرت او در برمن (آلمان ١٩٧٣) شامل دوقطعه بداهه‌نوازی بود که یکی ٣٠ و دیگری ٤٠ دقیقه طول کشید و با استقبال بی‌نظیر حضار روبرو شد. فضای جدید موسیقیایی، زیبایی نغز موسیقی جارت و نوازندگی پرشوروهیجان او دوست‌داران موسیقی را جادو کرد و باعث شهرت بسیار او در اروپا گشت.
اثر دیگر او آلبومی است به نام «کنسرت کلن» (کلن ١٩٧٥) که چهار میلیون نسخه از آن در مدت کوتاهی فروش رفت و از این نظر، در عالم موسیقی جاز، یکی از آلبوم‌های رکوردشکن محسوب می‌شود.
برای این شماره هزارتو قسمت اول همین کنسرت به مدت ٢٦ دقیقه (حجم ٨ مگابایت) در نظر گرفته شده است. البته دانلود فایلی به این حجم، مشکل و وقت‌گیر است، اما «هزارتو» به دوست‌داران موسیقی تضمین می‌دهد که از زحمتی که می‌کشند پشیمان نخواهند شد. طاووس است و رنج هندوستان... بشنوید
بوباکار تراوره ()
«بوباکار تراوره» (Boubacar Traore) خواننده و نوازنده گیتار محبوب‌ترین هنرمند کشور «مالی» (Mali) است که در آفریقا از شهرت به سزایی برخوردار است. مردم «مالی» هنوز ترانه‌های میهن‌دوستانه‌ای را که بوباکار تراوره در سال‌های شصت به مناسبت استقلال «مالی» خوانده است از حفظ می‌دانند و آن‌ها را در جشن‌های سالگرد استقلال می‌خوانند و به ریتم آن‌ها در خیابان‌ها می‌رقصند. در سال‌های نود در پی اجرای کنسرت‌هایی در اروپا و آمریکا غربی‌ها نیز با موسیقی او آشنا شدند و نام او نزد دوستداران موسیقی این قاره نیز شهره گشت.
موسیقی بوباکار تراوره را، با این‌که آن را نوعی «بلوز آفریقایی» می‌نامند، نمی‌توان در چهارچوب مشخصی جای داد. اشعار ترانه‌های او متن‌های ساده‌ای هستند که اغلب از تجربیات شخصی او حکایت می‌کند.
در طول دو دهه اخیر بوباکار تراوره که امروز در پاریس زندگی می‌کند، محبوبیت خود را نزد دوستداران موسیقی حفظ کرده است و موسیقی او کمافی‌السابق هواخواهان بی‌شماری دارد.
به قطعه «دونا ما یلما» (Duna Ma Yelema) از آلبوم Macire با صدا و گیتار بوباکار تراوره، به همراهی گروه «حبیب کویته» (Habib Koite). بشنوید
سفر ()
درک کمپل، یان هندریسکه، گروه سازهای بادی ملل، نشر هرمس
این دو سال‌هاست به پژوهش و آموزش سازهای بادی در شش‌گوشه‌ی جهان مشغولند. در این آلبوم قطعاتی از سازهای بادی ملل مختلف، از هندی و ترکی گرفته تا ایرلندی و اسکاتلندی آمده است. نتیجه کلکسیونی از زیباترین آهنگ‌های سنتی جهان است.
باران ()
کیهان کلهر، شجاعت حسین‌خان، مؤسسه آوای دوست
باران حاصل خویشاوندی موسیقی شجاعت حسین‌خات و کیهان کلهر و به اعتباری موسیقی ایران و هند پس از هفت سال همکاری است. آن چه مشهود است این که مدت زمان سپری شده، کنسرت‌های متعدد و کیفیات لحظه‌های اجرا هر دو را به هم نزدیک ساخته است. باران که شاید نهایت هم‌دلی و هم‌حسی این دو در یک احرای زنده است در تابستان 1380 در رادیو برن سوئیس به صورت کنسرت اجرا و ضبط شده است.
آلبا ()
گروه نور، آلبا، نشر هرمس، 1384
آلبوم که در قلعه اردشیر بابکان ضبط شده است تلفیقی است از موسیقی اروپای قدیم و موسیقی مقامی کردی، اشعار نیز ترکیبی هستند از اشعار لاتین و کردی. «گروه نور می‌کوشد تا با بازآفرینی سنت‌های دیرین موسیقیایی که در بطن آن انگیزه و منابع الهام مشابهی وجود داشته است، خاستگاه مشترک موسیقی شرق و غرب را بیابد.»
بارانی بر دریا ()
سیاوش کامکار، بارانی بر دریا، حوزه هنری، 1384
بارانی بر دریا اولین تجربه تک‌نوازی سنتور سیاوش کامکار است. کامکار جوان بعد از سال‌ها گوش سپردن به نوای سنتور پدرش استاد پشنگ کامکار و عمویش استاد اردوان کامکار، سعی دارد جا پای پدر بگذارد.
ری‌را ()
سهیل نفیسی، ری‌را، نشر هرمس، 1384
سهیل نفیسی در ری‌را اشعاری از نیما یوشیج، شاملو، اخوان ثالث، منوچهر آتشی و ... را با ظرافت اجرا کرده است. در اکثر آوازها تنها همراهی‌کننده گیتار خود نفیسی است و گه‌گاه فلوت و کیبورد.
کتاب


داستان بی‌پایان (ساسان م. ک. عاصی)

یک مثلی هست که می‌گوید «یارو مثل گربه‌ی مرتضی‌علی می‌مونه» یعنی از هر جا ول‌اش کنی چار دست و پا روی زمین فرود می‌آید (بعضی گویندگان این بخش را هم اضافه می‌کنند) و منظور هم اینکه طرف گیر داده به یک موضوعی و هرجا ببری‌ش باز برمی‌گردد سر حرف اول، مثل گربه! این نکته را که در نظر بگیریم و کلاً با مقدار خیلی کمی کسب اطلاعات درباره‌ی گربه‌ها، می‌فهمیم که نیازی هم نیست گربه حتماً گربه‌ی مرتضی‌علی باشد و گربه‌ی فریبرز یا زری یا زید یا عمرو هم که باشد باز از هرجا ول‌اش کنی، اگر از هستی ساقط نشود وسط راه، چار دست و پا روی زمین فرود می‌آید. اما به‌هرحال قصد من اینجا نقد مثل‌ها نیست! می‌خواهم بگویم عموماً من هم در زندگی‌ام یک همچین آدمی هستم و این مثل کم پیش نمی‌آید که درباره‌ی شیوه‌ی حرف زدن‌ام صدق کند. مثلاً یکی از همین فرودگاه‌هایم «داستان بی‌پایان» میشائل انده است. (می‌بینم که جماعتی می‌زنند توی پیشانی‌شان و جماعتی هم لبخند می‌زنند. این جماعات دوستانی هستند که می‌دانند من چطور و با چه شدتی روی این کتاب فرود می‌آیم!)
بله! داشتم فکر می‌کردم برای دریچه‌ی آخرین هزارتو چه کتابی را معرفی کنم و به خودم گفتم چه کتابی بهتر از «داستان بی‌پایان»! جدای از اینکه کلاً خواندن این کتاب بر هر کتاب‌خوانی واجب است، فصل‌های آخرش پر است از حرف‌های خوب و تامل‌برانگیز درباره‌ی تمام کردن و رفتن و وداع گفتن... و البته و صد البته این تمام کتاب نیست.
خلاصه که بخوانیدش تا خیلی دیر نشده... کلاً عرض می‌کنم.
کتاب ونوشه،‌ زیر مجموعه‌ی نشر چشمه، با ترجمه‌ی شیرین بنی‌احمد چاپ و منتشرش کرده. برای چاپ جدیدش، اگر اشتباه نکنم، چهار هزار تومان می‌دهید و یک عمر لذت‌اش را می‌برید.
شش مسئله برای دن ایسیدرو پارودی (سپینود ناجیان)

Shesh_masale_baraye_Don_isidro_Parodi.jpg

نوشته‌ی خورخه لوئیس بورخس و آدلفو ببویی کاسارس/ مترجمان احسان نوروزی و نیما ملک محمدی/ نشر نیلا

هرچه فکر کردم به‌ترین کتابی را که امسال خوانده‌ام چه بود تا معرفی کنم، جز این کتاب نبود که نبود. چند داستان به هم پیوسته‌ی کارآگاهی-نه بنا به عرف معمول که تازه اگر هم باشد بد هم نیست!- سرشار از طنز و تخیل ناب بورخسی. قبل‌تر هم از این کتاب گفته بودم. دوست داشتید این‌جا کلیک کنید.

هیاهویِ بسیار برایِ هیچ (یحیی بزرگمهر)

هیاهویِ بسیار برایِ هیچ
ویلیام شکسپیر
ترجمه‌یِ عبدالحسینِ نوشین
نشر قطره
چاپِ اول، 1383

کمدیِ «هیاهویِ بسیار برایِ هیچ» را ویلیام شکسپیر در سالِ 1599 نوشته است. داستانِ این کمدی از یک قصه‌یِ ایتالیایی گرفته شده، ولی شکسپیر تغییراتِ زیادی در آن داده است. متنِ شکسپیر در این نمایشنامه پر است از شیطنت‌هایِ طنزآمیز. کنایه‌هایی که بئاتریس و بندیک به یکدیگر نثار می‌کنند در نوعِ خود بی‌نظیر و بسیار جذاب است! عشقِ هه‌رو و کلودیو نیز سرشار از ظرافت‌هایِ رمانتیک است! شخصیتِ کمیکِ ورجس و داگبری (مستخدمینِ ابله) نیز یکی دیگر از ویژگی‌هایِ ارزشمندِ این نمایشنامه است. در این متن ما شاهدِ دو نوع عشق هستیم؛ خودآگاه و ناخودآگاه. در اولی عشقی پنهان در جامه‌یِ طعنه ابراز می‌شود و در دومی عشقی عیان در لباسِ ستایش. همانندِ همیشه بدخواهانی هم هستند که از هر وصالی غمگین و از هر جدایی شادمان می‌شوند. در نهایت اما پاکدامنیِ معشوقِ وفادار برایِ همگان روشن می‌گردد. ترجمه‌یِ عبدالحسینِ نوشین روان، روشن و زیباست!

يك سال در ميان ايرانيان (نگین)

ادروارد گرانويل براون/ ترجمه مانی صالحی علامه/ نشر اختران/ چاپ اول-هشتاد‌وچهار/

ادوارد براون به زبان و ادبيات فارسی تسلط كامل داشته‌است و به‌همين دليل، نوشته‌ی وی از يك سفرنامه معمولی بسيار فراتر می‌رود و غنی‌تر از مشاهدات يك غربی از آن‌چه در سرزمينی بيگانه می‌يابد، می‌گردد.
اين كتاب علاوه بر ارائه‌ی تصويری زنده و دقيق از مردمان آن‌زمان ايران، اين موضوع جالب‌توجه را نيز درخود نهفته دارد، كه روح فرهنگ رفتاری و زيستی ايرانی‌ها از آن زمان تاكنون، تفاوت چندانی نكرده‌است. همينطور اين سفرنامه اطلاعات جالبی درمورد درگيری‌های مذهبی و به‌خصوص درباره‌ی پيدايش بابيت و بهاييت در ايران و تشكيلات آن زمانشان دارد؛ به‌طوری‌كه اين شبهه را ايجاد می‌كند كه وی، درواقع به‌خاطر تحقيق درباره‌ی همين موضوع به ايران سفر كرده‌است.
این‌سوی رودخانهٔ ادر: یودیت هرمان، (آزاده کامیار)

images.jpgترجمه محمود حسینی زاد، نشر افق گران هم نیست همه‌اش 1600 تومان.
می‌توانید با خیال راحت این کتاب را بخوانید و نگران پرداخت حقوق نویسنده نباشید چون نشر افق کپی رایت این کتاب را پرداخت کرده است.  پنج تا داستان کوتاهِ حسابی.  دیگر چه می‌خواهید.  اگر روزها سر کارهستید و تمام روز دلتان خوش است که شب بشود بروید به رختخواب و مراسم آیینی کتاب‌خوانی را به جا بیاورید این کتاب از آن کتابهایی است که می‌شود با آن خوابید و از این هم‌خوابگی لذت برد. کتاب پنج داستان دارد، من اگر جای شما باشم حرص نمی زنم و هر شب یک داستان را می‌خوانم. هرچند خودم این کار را نکردم و حالا نادم و پشیمانم که چه حیف زود تمام شد.
 ادبیات جدید آلمان را در "گذران روز" هم دنبال کرده بودم، دوست داشتم، به نظرم به شدت، حداقل این داستانهایی که ترجمه‌اش به دست ما رسیده، تحت تأثیر ادبیات آمریکا، همینگوی و کارور است.
چیزی که من در این داستانها دوست داشتم، یعنی نه این که دوست داشته باشم، نه، به نظرم جالب آمد، آدمهای آشنا بودند، شخصیتهایی که دو رو برت هستند.  اینکه می‌بینی همه شبیه هم هستیم، همه فکرهای عجیب و غریب می‌کنیم و همه دلیل خیلی کارهایمان را نمی‌دانیم، همه، همه، همه.  دیگر از تفاوتها تعجب نمی‌کنیم این شباهتهاست که ما را حیران می‌کند.
اپراي قورباغه‌هاي مرداب‌خوار (محمد‌حسین واقف)

frog.JPG«گفت: مسخره‌بازی در بیاری و کسی را بخندانی پدرت را در می‌آورم. مثل بقیه می‌روی بالای چهار‌پایه منتظر می‌شوی طناب را بی‌اندازند دور گردنت.»

داستان‌های خیلی خیلی کوتاه جواد سعیدی پور که انتشارات کاروان با قیمت 1400 تومان منتشرش کرده است.
نظریّه‌های روایت (امیرپویان شیوا)
نوشته‌ی والاس مارتین، ترجمه‌ی محمّد شهبا، نشر هرمس

روایت‌ها در اقسامِ گوناگون – از داستان و فیلم تا اخبار و ترانه و حتّا زندگینامه‌های خودمان و نوشته‌های وبلاگ‌ها – بخش بزرگی از متن‌های هر روزه‌ی پیش چشم‌مان را پوشش می‌دهند. به همین دلیل، نظریّه‌های روایت – که می‌توانند دست‌مایه‌ای برای تحلیل‌های روایی باشند – اندک‌اندک خود را از حیطه‌ی تنگِ رُمان و داستان جدا می‌کنند و به عرصه‌های بزرگ‌تر و گسترده‌تر می‌اندیشند. طوری که می‌توان پیش‌بینی کرد توجّه به نظریّه‌های روایت می‌تواند حتّا تغییر پارادایمی را در حیطه‌ی علوم انسانی و اجتماعی پدید آورد. کتاب – هرچند به تمامی حوزه‌های پیش‌گفته‌ی روایت اقبال نشان نداده – امّا در بین منابع فارسی معرّفی خوبی‌ست از نظریّه‌های روایت ادبی. با این‌حال، مطالعه‌ی کتاب حتّا درهایی را به روش‌های خلّاقانه‌تر در بررسی‌های اجتماعی می‌گشاید.

درد جاودانگی (سیما)

میگل د اونامونو، ترجمه: بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات ناهید

 

اونامونو، (ف. 1935) از تحلیل‌گران تأثیرگذار وضعیّت انسانی و نویسنده‌ی معتبر اسپانیایی متون و داستانهای فلسفی‌ست؛ که بیش از همه تحتِ تأثیر پاسکال و کیرکگارد بوده. سرشتِ سوگناکِ زندگی یا دردِ جاودانگی بیانیّه‌ی اصلی اونامونو درباره‌ی عطشِ بی‌مرگی و زوال‌ناپذیری شخصی قلمداد می‌گردد و در این کتاب است که ریشه‌های این اندیشه خودنمایی می‌کند که آگاهی انسانی چیزی نیست جز بیماری‌ای مادام‌العمر. او توصیه می‌کند که باید به شیوه‌ای دُن‌کیشوت‌وار با تقدیر بجنگیم؛ ولو آنکه بدانیم هیچ امیدی برای پیروزیمان نباشد.

«هابيل و چند داستان ديگر» (آیدا)
نويسنده: ميگِل دِ اونامونو
مترجم: بهاءالدين خرمشاهی
انتشارات اميرکبير

ميگل د اونامونو متفکر، شاعر، داستان‌‌نويس و فيلسوف اگزيستانسياليست اسپانياست. «قديس مانوئل، نيکوکار شهيد» که آخرين و نافذترين داستان اوست، داستان کشيشی‌ست که ايمان ندارد يا خيال می‌کند که ايمان ندارد. اونامونو شک را پرورنده و بارورکننده‌ی ايمان می‌داند. قديس مانوئل بی‌آن‌که ايمان داشته باشد، يا لااقل به ايمان خود ايمان داشته باشد، به ديگران ايمان می‌آموزد.

از خط-کشيده‌های کتاب:
حقيقت؟ شايد حقيقت چندان تحمل‌ناپذير و هول‎انگيز و تلخ و مرگ‌بار باشد که مردم عادی نتوانند باهاش زندگی کنند! ... مهم اين است که مردم بدون تشويش و در صلح و صفا زندگی کنند؛ و با حقيقت، حقيقتی که من قبول دارم، يک لحظه هم نمی‌توانند سر کنند. بگذاريم زندگی‌شان را بکنند. اين همان کاری‌ست که کليسا می‌کند، زندگی را برای‌شان زيستنی جلوه می‌دهد. ... مهم اين است که آشفته‌شان نکنی و بگذاری با همين آب باريک عواطف، و نه با تجمل پرتلاطم حقيقت زندگی کنند. در هر حال مستضعفين رستگارند! ... بگذار بشر هر طور می‌خواهد عمل کند، بگذار خود را از محنت تولد و به جهان آمدن تسلی دهد، بگذار هر قدر می‌خواهد به اين فريب دل خوش کند که همه‌چيز غرض و غايتی دارد.
نیروی اهریمنی‌اش (دوره‌ی 5 جلدی) (ساسان م. ک. عاصی)

 

hdm4r.jpg

فیلیپ پولمن
ترجمه‌ی فرزاد فربد
ناشر: کتاب پنجره
قیمت دوره: 20000 تومان

«... ابر نیرو، زئوس، ژوپیتر ـ این نام‌هایی است که او بر خود نهاده. او فر شته‌ای مثل ما بود ـ اولین فرشته بود، درست، قوی‌ترین بود، اما او هم مثل ما از غبار ساخته شده بود و غبار فقط نامی است برای وقتی که ماده‌ای به ماهیت خود پی می‌برد. ماده عاشق ماده است. می‌خواهد درباره‌ی خود بیشتر بداند، و این زمانی است که غبار شکل می‌گیرد. اولین فرشته‌ها از متراکم شدن غبار به وجود آمدند و ابر نیرو اولین آنها بود. او به آنها که پس از او آمدند گفت که خالق آنها اوست، اما این یک دروغ بود. یکی از آنها که بعدها آمد از او باهوش‌تر بود و این فرشته‌ی مونث حقیقت را دریافت، پس ابر نیرو او را تبعید کرد. ما هنوز به آن فرشته خدمت می‌کنیم. و ابر نیرو هنوز پادشاهی را در اختیار دارد و متاترون نایب‌السلطنه‌ی اوست.» (ص.42 جلد چهارم،‌دوربین کهربایی)

همین کافی نیست تا وسوسه‌تان کند به خواندن این شاهکار  یگانه‌ی فیلیپ پولمان؟ کتابی که شرط می‌بندم تا مدت‌ها پس از تمام شدن ذهن‌تان را رها نمی‌کند.
اگر همین کافی نیست بگذارید کمی بیشتر درباره‌اش بگویم. مثلاً اینکه می‌شود این کتاب را به نوعی ادامه‌ای بر «بهشت گمشده» شاهکار جان میلتون دانست. در واقع در کتاب اشاره‌ای غیر مستقیم به داستان «بهشت گمشده» می‌شود و می‌فهمیم کسانی قصد دارند جنگی را که در آن کتاب شروع شده تمام کنند. تا یادم نرفته به حضور پر رنگ ماده‌ی سیاه در این داستان هم اشاره کنم. همان ماده‌ی سیاه معروف و محبوب کیهان‌شناس‌ها. بیشترش را خودتان خواهید خواند.
خلاصه این‌طور بگویم که بشتابید تا تمام نشده (البته واقعا امیدوارم این‌طور نشود). وقتی خواندید حتما منظورم را می‌فهمید. مطمئن باشید از خواندن‌اش پشیمان نمی‌شوید. حتی اگر علاقه‌ای به ادبیات فانتزی هم نداشته نباشید، این کتاب باز چیزی برای جذب شما خواهد داشت.

الاهیات ِ جدید (میثم صدر)
فصل‌نامه‌ی ِ ارغنون ـ شماره‌ی ِ 5 و 6
تهران: وزارت ِ فرهنگ و ارشاد ِ اسلامی؛ سازمان ِ چاپ و انتشارات؛ 1383
 
حتّا اگر خدایی هم وجود نداشته باشد، صد البته که درباره‌ی ِ خدا ـ که دل‌مشغولی ِ عمده‌ای ست ـ مباحث ِ جذّاب و فراوانی وجود دارد که تحت ِ مقوله‌ی ِ الاهیات و کلام طبقه‌بندی شده‌اند. اگر پرسشی داشته باشید، یا نظری خاص، از بسیاری‌شان می‌توان درس‌های ِ خوبی گرفت. و شاید در نظر ِ شما این طور نباشد، امّا حتّا آن‌هایی هم که بحث‌های ِ خداشناسی را مرور کرده‌اند گاهی حاوی ِ تک‌عبارات و آرایش‌های ِ کلامی ِ تصادفی و تراش‌خورده‌ای هستند که می‌توانند بازگوکننده‌ی ِ تمام ِ احساس ِ ما از یک موضوع باشند. فصل‌نامه‌ی ِ مرحوم و مشهور ِ ارغنون، مجموعه‌ی ِ متنوع و بسیار جالبی در این باره دارد که تازه و خواندنی ست.
عاشقانه‌هاي ابو نواس اهوازي (محمد‌حسین واقف)

حسن ابن هاني فرزند گلنار اهوازي شاعري چيره دست در دوران عباسيان بود كه تحولي عميق در شعر عرب آن روزها و تمام روزگاران بعدش را باعث شد. سيد علي صالحي بازسرايي اشعارش را انجام داده و به غايت زيبا. كتاب را نشر سالي در سال 83 به قيمت 1800 تومان منتشر كرده است.
در انتظار گودو (یحیی بزرگمهر)

در انتظار گودو
ساموئل بکت
ترجمه‌یِ بهروز حاجی‌محمدی
نشر ققنوس
زمستانِ 1385

برخی می‌گویند الحادی‌ترین نمایش‌نامه‌یِ معاصر است و برخی آن را سیاسی‌ترین درام عصر حاضر می‌دانند. نمایش‌نامه داستانِ دو مرد است که در انتظار منجی و رهایی‌دهنده‌ای به نام گودو (گاد؟) به‌سر می‌برند. نوستالژیِ یهودی، تشکیک در روایتِ اناجیل چهارگانه از تصلیبِ عیسی، تردید و فراموشی شخصیت‌ها نسبت به وقایعی که برایِ‌شان رخ داده، یاس از انتظار و ناامیدی از آمدنِ گودو، اراده‌یِ راه‌افتادن و گفتن ”برویم“ اما همچنان برجای‌ماندن در سکونی نحس، روایتِ اسارتِ ناگزیر و در عین حال خودخواسته‌یِ انسان در جهانی نفرین‌شده و سرانجام به‌تصویرکشیدنِ عمق پوچی و تنهایی زندگی فردی در قالبِ دیالوگ‌هایی که به‌واقع سهل و ممتنع خلق شده‌اند، تنها گوشه‌هایی از شاهکار بکت است. جملات ساده هستند اما چینش ویران‌گر آن‌ها در کنار یکدیگر متنی آفریده که باید آن را جادویِ شکاکیتِ انسان‌شناختی نامید. خدا در این متن کم‌ترین چیزی ست که زیر قدرتِ واژگانِ بکت له شده است.
آدمکش کور (دالانِ دل)

آدمکش کور/ مارگارت اتوود/ ترجمه: شهین آسایش/ انتشارات ققنوس

 

پابه‌پای سرنوشت خانواده‌ای که جنگ مستقیم و غیر مستقیم بر بادش می‌دهد، مردی ناشناس برای زنی ناشناس به روایت داستانی سورئالیستی نشسته‌است. هر دو داستان در بزمگاهی با هم ترکیب می‌شوند و «آدمکش کور» را پدید می‌آورند؛ داستان کشندگانی که همان قدر هولناکند که دوست‌داشتنی و همان‌قدر ظالمند که مظلوم.

× کتاب برنده‌ی جایزه‌ی بوکر سال 2000
 

قمار عاشقانه (لانگ شات)

قمار عاشقانه شمس و مولانا/عبدالکریم سروش/موسسه فرهنگی صراط، 1379

پشتِ جلدش نوشته: «این کتاب شرح جهش جانانه و جنون‌آمیز جان جوانمردی است که پیش از آنکه صبح معرفت از مشرق سرّش بردمد و «شمس» عشق در افق اقبالش طالع شود، زاهدی با ترس، سجاده‌نشینی باوقار، شیخی زیرک، مرده‌ای گریان و شمع جمع منبلان بود و وقتی در چنگال شیری «شیخ‌گیر» افتاد و دولت عشق را نصیب برد، زنده‌ای خندان، عاشقی پرّان، یوسفی یوسف‌زاینده و آفتابی بی‌سایه شد و این همه را وامدار آن بود که دلیرانه و کریمانه و فارغ از بندگی و سلطنت و شریعت و ملت تن به قضای عشق داد و پا در قماری عاشقانه نهاد و سرخوش از باختن و فارغ از بردن، خان و مان خود را به سیل تند عشق سپرد و دیوانه‌ی عشق دیوانه و امّاره‌ی نفس امّاره گشت.»
 

همه می‌میرند (نگین)

hame_mimirand.jpg
همه می‌میرند/ سیمون دوبوار – ترجمه‌ مهدی سحابی

فرهنگی نشر نو/ چاپ پنجم ۱۳۸۴

این رمان٬ شرح رنج‌های رویین‌تنیِ "رایموندو فوسکا" است: مردی که هرگز نمی‌میرد.
او در قرن چهاردهم میلادی بر شهر کارمونای ایتالیا فرمان می‌راند و در اثر حادثه‌ای –بزعم من ناپخته و کودکانه٬ به‌نسبت مفاهیم عمیقی که در کل رمان بدان برمی‌خوریم- عمر جاویدان می‌یابد.
ابتدای امر٬ این موضوع برای او مغتنم و برای اطرافیانش غبطه‌برانگیز است؛ اما هرچه داستان جلوتر می‌رود ما همراه او در‌می‌یابیم که تمام ابعاد ارزشمند زندگی از فاصله‌ی دور٬ تا چه‌اندازه حقیر است. و به‌همان نسبت برای انسان فانی هم‌ارز زندگیش مفهوم دارد: زندگیِ او را تعریف می‌کند٬ پس ارزشمند است و حتی می‌توان بخاطرش مْرد. درحالی‌که زندگی فوسکا بارها و بارها می‌تواند تکرار شود. هرآنچه امروز از دست دهد سال‌ها بعد دوباره خواهد توانست بدست بیاورد. او حتی نمی‌تواند هرگز یک عمل شجاعانه انجام دهد٬ عمل قهرمانانه‌ای در جنگ انجام دهد یا حتی تلاش‌هایش در عشق بی‌ارزش می‌شود٬ چراکه هرگز قادر نیست بخاطر عشق٬ بهایی-عمرش را- بدهد.ابتدا تصور می‌کند که عشق برایش باقی‌ خواهد ماند٬ اما بعد از سالیان درمی‌یابد که بالاخره یک‌روزی می‌رسد که انسان‌های مرده به‌تمامی فراموش می‌شوند.
فوسکا احساس انسان‌بودن را همراه احساس زنده‌بودن از دست‌ می‌دهد... او تا ابد فرصت دارد و زندگیش موقتی نیست. پس زمان ارزشش را از دست می‌دهد و دنیا واروونه می‌شود: همه‌چیز برای فوسکا موقت است. هیچ‌چیز تا آخر عمر طول نمی‌کشد و هیچ‌چیز آن‌قدر اهمیت ندارد که بتوان بخاطرش رنج کشید یا از شادی گریه‌ کرد."در زمان بی‌کرانه هیچ‌کاری نمی‌ماند که ارزش آغازیدن٬ کوشیدن و به‌پایان‌رسانیدن را داشته‌باشد.زمان٬ که برای انسان‌های میرا ارزشی یگانه دارد٬ برای فوسکا خط پایان‌ناپذیری می‌شود که او در امتدادش یله و سرگردان است. همه‌ی آن‌چه روزی جستجو می‌کرده پوچ و تباه می‌شود. انسان‌هایی که دوست می‌دارد می‌میرند و مرگی که همه‌ی ارزش زندگی به اوست٬ از فوسکا می‌گریزد."و فوسکا از انسان‌ها٬ از زندگی٬ جدا می‌افتد." انسان‌هایی که سنگ نیستند٬ می‌خواهند سرنوشتشان کار خودشان باشد. روزی همه می‌میرند٬ اما پیش از مردن زندگی می‌کنند"
داستان در اواخر قرن نوزدهم ٬ با یک بازیگر اپرا شروع می‌شود و سپس ما فوسکا را از طریق ارتباط خاصی که بین این زن و او برقرار می‌شود می‌شناسیم و داستان زندگی و بی‌مرگی او را در خاطراتی که تعریف می‌کند٬ می‌خوانیم.

واهمه‌های بی نام و نشان (دالانِ دل)

واهمه‌های بی نام و نشان/ غلامحسین ساعدی/ انتشارات نیل

این کتابی که در دست من است چاپ قدیم است. روی جلد نوشته 2535 شاهنشاهی. نمی‌دانم تجدید چاپ شده یا نه. مشتمل است بر شش داستان کوتاه که «آرامش در حضور دیگران» یکی از آن‌هاست. داستان‌هایی با محتوای اجتماعی‌ست که کشش جذابی را برای خواننده به همراه دارد. از لحاظ معنایی می‌توانم بگویم نباید انتظار اتفاق افتادن چیز خاصی را -چون دنیای متعارف- در آن داشته باشید ولی عمق فاجعه همان‌جاست که نویسنده بدون اشاره‌ی مستقیم و در لفافه بیان می‌کند. تراژدی‌های نسبی دنیای اکنون ِ ما را در قالب داستان جمع می‌کند و می‌گوید.

درس و آوازخوان تاس (بامداد)

اوژن یونسکو، داریوش مهرجویی، نشر هرمس

خود آوازخوان تاس در نمایش‌نامه‌ی «آوازخوان تاس» رسمن در حکم همان مک‌گافین‌های جناب هیچکاک‌ است؛ حتا مک‌گافین‌تر. به‌عبارتی تمام ماجرا مک‌گافین است. اگر اصلن ماجرایی وجود داشته‌باشد البته. خُب می‌دانید ماجرایی در کار نیست، هیچی نیست. چندتا آدم نشسته‌اند و شر-و-ور می‌گویند، همین! باور کنید به‌جان خودم همین! ساعت هم هی برای خودش زنگ می‌زند، هفده‌تا، سی-و-دوتا، چهارده‌تا... باور که نمی‌کنید، خب خودتان بخوانید که باورتان شود.

آوازخوان تاس را پیش از مهرجویی «سحر داوری» ترجمه‌کرده‌بود. فارسی ِ آقای یونسکو در ترجمه‌ی خانم داوری مدام می‌افتد توی دست‌انداز! آقای یونسکو در این ترجمه اصلن بلد نیست درست دیالوگ بنویسد. آقای مهرجویی این مشکلات و نادانی‌های آقای یونسکو را در ترجمه اش برطرف کرده!!!
معتقدات و آدابِ ایرانی (لانگ شات)

تألیفِ هانری ماسه / ترجمه‌ی مهدی روشن‌ضمیر / دوجلدی / انتشاراتِ مؤسسه‌ی تاریخ و فرهنگِ ایران / چاپِ اول: تبریز، اسفندماهِ پنجاه‌وهفت

کتاب در مجموع هجده فصل و دو فهرست اعلام و یک غلط‌نامه دارد که اگر گیرتان آمد و خواندید، دعایش را به‌جانِ ما بفرمایید. این فرانسوی جوری فرهنگِ عامیانه‌ی مملکت‌ را کادوشده تحویل‌تان می‌دهد که حظ کنید. از قواعدِ اوسا به‌دوش گرفته تا سُفره‌ی بی‌بی سه‌شنبه و درمانِ عسرتِ بول!

اولیس-جیمز جویس (ازموسیس)

جویس نویسنده‌ی خوبی است. من این کتاب را نخوانده‌ام ولی در همه‌ی لیست‌هایی که از طرف اینگیلیسا منتشر می‌شود، اول است. ترجمه‌ کردن آن به فارسی، تفاوتی با ترجمه‌ی لوحه‌های بابلی عصر حمورابی ندارد. اگر یک فرد فارسی‌زبان به شما گفت که کتاب را به انگلیسی خوانده و حال کرده، بدانید که دروغ می‌گوید. .
دل سگ (نگین)

dele_sag.jpg

دل سگ/ میخائیل بولگاکف – ترجمه مهدی غبرایی
کتابسرای تندیس/ چاپ سوم ۱۳۸۵

داستانی هجوآمیز درباره‌ی سگی که در اثر آزمایشات پروفسور"فیلیپ فیلیپوویچ" کم‌کم تبدیل به انسان می‌شود.
خلق این داستان٬ در دوره‌ای است که بولگاکف برای روزنامه‌ها مقاله و داستان‌های طنز‌آمیز می‌نوشت.
داستان٬ از یک جنبه ماجرای مضحک و سرگرم‌کننده‌ای است که شرایط و ناهنجاری‌های زندگی مسکو در دهه‌ی بیست را دست می‌اندازد؛ و از طرفی معنایی ژرف‌تر دارد : بولگاکف این "سگ" را تمثیلی از مردم روسیه گرفته و در این داستان درواقع دارد درباره‌ی انقلاب روسیه حرف‌ می‌زند.
پرفسور عمل پیوند دشواری را که برای تبدیل سگ به انسان لازم است انجام می‌دهد: پیوند عمل قلب انسان به یک سگ. در ادامه٬ این جانورخوی درمان‌ناپذیر چنان عرصه را بر خود او تنگ می‌کند که پرفسور روند معکوس درپیش‌گرفته و این "انسان نوین" را دوباره به "سگ" مبدل می‌سازد.
بولگاکف در این داستان٬ نظریات تلخ خود را درباره‌ی انقلابیونی که به اشتباه خود پی می‌برند٬ بیان می‌کند: روشنفکر روسی که مبنای انقلاب را گذاشت٬ خود محکوم به تن دادن به حکومتی است که توسط مردمانی اداره می‌شود که سرشتشان توسط خود او تغییر یافته٬ انسان‌هایی که تفویض قدرت به آن‌ها فاجعه‌بار خواهد بود. با این تفاوت که دیگر نمی‌توان تاریخ را به عقب برگرداند.
این داستان یکی از بهترین مثال‌های شگرد "رئالیسم خیال‌پردازانه‌"ی بولگاکف است٬ با همان سرشت غیرعادی آزاردهنده‌ی خاص او٬ و عقاید بی‌تناسبی که در قالب روایتی بی‌پیرایه و خالی از احساس جلوه‌گر می‌کند.

ریخت‌شناسی قصّه‌های پریان (امیرپویان شیوا)

ولادیمیر پراپ، ترجمه‌ی فریدون بدره‌ای، انتشارات توس 

کارِ پراپ، از مهمترین آثارِ کلاسیکِ ساختارگرایی‌ست. پراپ تلاش می‌کند نشان دهد قصّه‌های پریان چطور سامان یافته و نظم پیدا کرده. آنچه او انجام داده، مورفولوژی – شناختِ فرم و ساختار – روایت‌های داستان‌های عامیانه و شناسایی و دسته‌بندی آن‌هاست. هرچند پراپ از این شیوه برای تحلیلِ داستان‌های عامیانه استفاده کرده؛ روشِ او – خصوصاً به شکل روایت‌شناسی – می‌تواند در دیگرِ متون – نظیر خبر، فیلم و موسیقی – به کار رود و نتایجِ خیره‌کننده‌ای به دست دهد. از این کتاب به گمانم ترجمه‌ی دیگری به نامِ ریخت‌شناسی قصّه سال‌ها پیش با ترجمه‌ی مدیا کاشیگر منتشر شده. کتابِ حاضر، ترجمه‌ی دقیق و خوش‌خوانِ فریدونِ بدره‌ای‌ست، که زمستانِ هشتاد و شش برای دوّمین بار منتشر شده.

ذن و عکاسی یا چطور با دوربین ذهن خود عکس بگیریم: پل مارتین لستر (آزاده کامیار)

کتاب را زانیار بلوری ترجمه و نشر حرفه هنرمند به قیمت 4800 تومان منتشر کرده اما من می‌دانم ترجمه دیگری هم از این کتاب در بازار هست که بدون عکس است و قیمت پایین‌تری دارد. شبی بسی غرغر کردم که چرا من دوربین دیجیتال ندارم و باید با دوربیم موبایلم عکس بگیرم. فردا شب خان داداش این کتاب را برایم خرید که انگار پاسخی بود به سوال من. این کتاب مجموعه‌ای است از جملات قصار آقای عکاس مثل این یکی:
"این عکس است که عکاس را نشان می‌دهد نه برعکس."
بعد از خواندن این کتاب چیزی را خیلی خوب فهمیدم در تمام این مدت که سعی می‌کردم تصاویر را با دوربین کوچک موبایلم ثبت کنم، خودم را از تماشا محروم می‌کردم. حالا کمتر عکس می‌گیرم بیشتر نگاه می‌کنم.
گدا (کیوان)


نجيب محفوظ
داستان شرح حال مردي ميانسال و مرفه است كه دچار سرگشتگي شديدي نسبت به روند زندگي‌اش و روزمرگي حاكم بر آن شده است. شرح حال "عمر"، شرح حال مردان و زنان بسياري است كه دير يا زود از نظام سازمان يافته و ناپوياي زندگي‌شان خسته يا آزرده مي شوند و هوس و روياي هيجانات جواني يك بار ديگر در سرشان مي‌چرخد. از اتفاق بسياري از اين سرگشتگان در كار و زندگي خانوادگي خود موفقند و "عمر" قهرمان داستان "گدا" نيز يكي از همين انسان‌هاي موفق اما ناراضي است. نويسنده بدون هيچ قضاوتي "عمر"‌ را وارد ماجراهايي پرهزينه و دردسرساز مي كند تا به ميل خودش براي بازيابي هيجان و اشتياق در زندگي خود ريسك كند و كل ماجراي كتاب درمورد همين قمار بزرگ است. اين داستان را نمي‌شود يك شاهكار به‌حساب آورد،‌ اما فرازهايي در ميانه‌ي كتاب هست كه بسيار تاثير گذار و عميقند.

 

زگفتار دهقان (ازموسیس)

سلطان محمود غزنوی آخرین نفری بوده که شاهنامه را کامل خوانده است. این کتاب که ترکیبی است از نظم و نثر، حاوی خلاصه‌ای شیرین از داستان‌های شاهنامه است و هرجا لازم بوده ابیات مهم هم به متن اضافه شده‌اند و به این ترتیب شاهنامه به شکل یک کتاب خواندنی در آمده است. اگر دکامرون بوکاچیو و افسانه‌های ایتالیایی کالوینو را می‌خوانیم، این کتاب را هم باید بخوانیم و البته حواسمان باشد که تاریخ یک ملت، نشان‌ای است که به یقه‌ی کت‌مان آویزان می‌کنیم، نه طنابی که دو دستی آویزانش شویم که مبادا به درّه افتیم.
مارکووالدو (ساسان م. ک. عاصی)

نوشته‌ی ایتالو کالوینو
ترجمه‌ی سمانه سادات افسری
انتشارات سروش، چاپ اول 1370

یک‌بار همین‌طوری دل‌خوش‌کنک پیش خودم گفتم اگر قرار بود «شیخاگ» واقعاً وجود داشته باشد (آن خدای نمایشنامه‌ی «سندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم» عباس خان نعلبندیان را می‌گویم که چون نیک در انسان نگریست و به زاری اقبال او پی برد، بر آن شد که از سریر خویش فرود آید و به چاره‌جویی دردهایش بپردازد)؛ به قولی دیگر اگر قرار بود خدایی، اسطوره‌ای، چیزی بیاید روی زمین تا اهل زمین را مهمان یک سرخوشی و تنعّم بی‌کران کند، آن خدا حتماً می‌توانست کالوینوی کبیر باشد. نمی‌خواهم شورَش کنم، اما برای اینکه خلاقیت بی‌‌مرز یک نفر به دیگر آدمیان ثابت شود، انصافاً چند نشانه لازم است؟ سه‌گانه‌ی نیاکان ما یا «شهرهای نامریی» یا «کمدی‌های کیهانی» و «تی صفر» کافی نیستند برای آنان‌که هنوز ایمان نیاورده‌اند به این اسپاگتی‌خور بی‌همتا؟

به‌هرحال از این حرف‌ها که بگذریم، از اول می‌خواستم بگویم چطور می‌شود موقع نگاه کردن به کتابخانه به شهر فکر کرد بدون قفل شدن چشم‌ها روی کالوینوها؟
ترکیب کالوینو و شهر، احتمالاً پیش از هر چیز «شهرهای نامریی» را به ذهن می‌آورد. اما من کاری به این کتاب ندارم؛ چون باید اعتراف کنم که در ذهن‌ام، پیش از این، نام کتاب دیگری طنین می‌اندازد. کتابی که به زعم من شهری‌ترین اثر کالوینوست. «مارکووالدو» را می‌گویم. کتابی‌ که ترجمه‌ی فارسی‌اش با این جملات شروع می‌شود:
"وقتی باد از دور دست به شهری می‌وزد، هدیه‌های غریبی با خود می‌آورد که فقط جان‌های حساس به آن پی می‌برند..."
نگویید که هنوز نخوانده‌ایدش!

مکالمات (یحیی بزرگمهر)

مکالمات (گفت‌وگو با ملک ابراهیم امیری)
اکبر رادی
نشر ویستار
1379
"... معتقدم یک مصاحبه‌یِ هنری، هرچه هم دراندشت و باز، قالبِ مطلوبی برایِ تحلیل‌هایِ خشک و استدلال‌هایِ باتکلفِ آکادمیک نیست، هیچ، (اگرچه من خود گاه از مضرتِ این زبانِ سرد در امان نمانده‌ام.) برعکس، تمام جوانی و زیبایی حرف و گپ‌هایی از این دست بسته به‌آن حاشیه‌هایِ طلایی، آن حس خلوصی است که نویسنده خرقه از دوش برداشته، با گوشه‌هایِ دل، به آهنگ‌هایِ درون حرف می‌زند... که ای مهربان! این «مکالمات» یک مصاحبه‌یِ «زنده» در فرم روز نیست؛ شهادتی است دستِ‌کم صادقانه که من به زمانه‌یِ خود داده‌ام؛ نه بیشتر... چنانکه امروز وقتی از دور نگاه می‌کنم، می‌بینم کل این مصاحبه در حقیقت «فصد»ی بوده است که هر چه خونِ‌آلوده داشتم ریخته، و مرا از درون صاف و پالوده کرده است." (از مقدمه‌یِ رادی بر کتاب)
«مکالمات» روایتِ زندگی، آثار و دیدگاهِ اکبر رادی نسبت به هستی، هنر، ادبیات، نمایش و نویسندگانِ بزرگ است. نثر سراسر این گفت‌وگوها، با سرپنجه‌یِ عاشقانه‌یِ رادی ویرایش و بازبینی شده است. از همین رو متن گفت‌وگو، بسیار دلنشین و خاطره‌انگیز گردیده است. آشنایی با آثار نابِ ایران و جهان همراه با توصیفِ زیبایِ هر یک، تنها یکی از وجوهِ ارزشمندِ این کتاب است.

سیاست‌های خیابانی: جنبشِ تهی‌دستان در ایران (امیرپویان شیوا)

نوشته‌ی آصف بیات
ترجمه‌ی سید اسدالله نبوی چاشمی
انتشارات شیرازه، 1379

آصف بیات مدیر ایرانی کنونی مؤسّسه‌ی بین‌المللی پژوهش درباره‌ی اسلام در دنیای مدرن (ایسیم) در لیدن هلند و استاد پیشین جامعه‌شناسی در دانشگاه آمریکایی قاهره، نقشِ تهدی‌دستان شهری را در پیروزی انقلاب ایران در سال 1357 تصویر می‌کند. کتاب، بر مبارزاتِ آن بخش از گروه‌های اجتماعی تأکید دارد که به واسطه‌ی عدم تعلّق به طبقه یا قشر معیّنی، سرنوشتِ مبارزات و تلاش‌های روزمره‌شان برای بقا از دید جامعه‌شناسی و علوم سیاسی جدید پنهان مانده؛ یعنی حاشیه‌نشین‌های شهری، فروشندگان دوره‌گرد و کارگران روزمزد.
در سال‌گردِ پیروزی انقلاب ایران، خواندنِ کتاب را که علمی و هوشمندانه نوشته شده و به شیوه‌های مختلفِ تلاش پی‌گیر تهی‌دستان شهری برای معیشت بهتر و نتیجه‌ی آن برای انقلاب اشاره کرده، توصیه می‌کنم.

مصرف (بهار)

رابرت باکاک. ترجمه‌ی خسرو صبری. نشر شیرازه

کتاب حاضر به تغییر نقش مصرف در رابطه با ساختار غالب اقتصادی در کشورهای غربی پرداخته و نشان می‌دهد چگونه این پدیده که در واقع عقلانی شدن و محدود ماندن آن در دوره‌ای به عنوان یکی از عوامل اساسی در برآمدن نظام سرمایه‌دارانه تلقی شده است، اگر نگوییم به وجه غالب، دست کم به یکی از عوامل محوری در پایدار ماندن این نظام تبدیل شده است. از این‌رو نویسنده مطالعه این مفهوم را امری الزامی در مطالعات جامعه‌شناسی در عصر حاضر به شمار می‌آورد. تلاش برای ارائه نتایج مثبت و منفی گسترش مصرف به طبقات اجتماعی مختلف و نیز صورت‌بندی‌های اجتماعی_سیاسی متفاوت یکی از ویژگی‌های این کتاب است. (به نقل از پشت جلد کتاب)
بائودولینو (نگین)

Baodolino.jpg

بائودولینو / اومبرتو اکو - ترجمه‌ی رضا علیزاده
شرح‌حال بائودولینو یک دروغ‌نمای تاریخی است که سرانجام از روی مصلحت با استدلالی از تاریخ حذف می‌شود:"دیر یا زود دروغگویی بزرگ‌تر از بائودولینو آن را تعریف خواهد کرد"
و این کنایه ازداستان‌سرایی اکو٬ اشاره به پنهان کردن بسیاری از ریشه‌های تاریخی-خاصه درباره‌ی مذاهب- به نام راستی است؛ عدم قطعیت در حقیقت٬ وارونه شدن پی‌در‌پی دروغ و راستی در گذر زمان. داستان بائودولینو طنز تاریخ است. به سخره‌گرفتن هرآنچه از تاریخ و روایات می‌دانیم -که هرگز نخواهیم دانست- چنانچه در داستان بائودولینو اشیا‌ی مقدس و اسناد تاریخی جعل می‌شوند و سپس توسط خود جاعل چنان باورپذیر می‌گردند که تمام عمر را صرف جستجوی آن می‌کند. این روایت طنز تلخ و تراژدی بی‌نظیری از ساختن ایده‌آل‌ها و سپس دربدر‌شدن نافرجامی در پی‌ آنهاست. ناکامی روزافزون بشر درپی باورهای ساختگی و ریشه‌های تقدیسی که در طی تاریخ در خدمت قدرت بوده است.بائودولینو شرح ویرانی‌های پی‌درپی و جاه‌طلبی‌های پنهان در رفتارهای به‌ظاهر جمعی است و حقیقت در آن امری بدون قطعیت و درک‌ناشدنی است.
بستر داستان نیز همچون غالب رمان‌های امبرتو اکو وقایع واقعی قرون وسطی است و بنابراین آکنده از اشارات تاریخی و نیز افسانه‌های آن دوره‌ی تاریخی به‌همراه اشارات و کنایات ظریف و استعاری به موضوعات مذهبی است. همینطور حضور موجودات عجیب‌الخلقه و اساطیری در داستان مخاطب را غافلگیر و مجذوب خود می‌کند؛ بخصوص که در این رمان٬ داستانِ موجودات افسانه‌ای همانقدر واقعیت دارد که سرگذشت مقدسین و اشیای متبرکه؛ و نام تعداد بسیار زیادی از نویسندگان و شاهان و امیران و شخصیت‌های تاریخی هم با موجودات و شخصیت‌های اسطوره‌ای و ساخته تخیل اکو چنان در کنار هم قرار می‌گیرند که بازی-شوخی خاص اکویی را نمودار می‌کنند که وقتی داستانی را درباره‌ی یک داستان می‌خوانیم٬ خود آن داستان حاوی لایه‌های دیگری از داستان است.می‌دانیم که قرار است روایت را از جایی باور نکنیم٬ اما گذاشتن نشانه برای مرز باور‌ناپذیری ما را به دردسر می‌اندازد.
در رمان بائودولینو مرز واقعیت و خیال درهم می‌شکند و از جایی دیگراصلاً نمی‌دانیم که از بائودولینو٬ که خود معترف به دروغگوییش است٬ داستان‌هایی را که از دروغ‌پردازی‌هایش روایت می‌کند٬ باور کنیم یا تمام آن‌ها را دروغگوییش در روایت به‌شمار آوریم؛ و یا تمام این‌ها را از دروغ‌پردازی اکو یا تاریخ ببینیم؛ یا آنچه از تاریخ پنهان می‌شود تا جهانی مقدس‌تر و قطعی‌تر داشته‌باشیم.

فلسفه تحلیلی در قرن بیستم (سولوژن)
نویسنده: اورام استرول (Avrum Stroll)
مترجم: فریدون فاطمی
ناشر: نشر مرکز

کتاب فلسفه‌ی تحلیلی در قرن بیستم -همان‌طور که از نام‌اش بر می‌آید- مروری است بر تاریخ‌چه‌ی فلسفه‌ی تحلیلی در قرن‌ای که گذشت. در این کتاب نویسنده توضیح می‌دهد که چگونه روی‌کرد منطقی به فلسفه توانست بسیاری از ابهامات پیشین زبان فلسفی را از بین ببرد.
در این کتاب نویسنده از فیلسوفانی چون فرگه، راسل، ویتگنشتاین، مور، رایل و آستن و کواین، و هم‌چنین حلقه‌های فکری‌ای چون حلقه‌ی وین (پوزیتیوست‌های منطقی) و نظریه‌های ارجاع مستقیم سخن می‌گوید.

کتاب -به اعتقاد من- بسیار خواندنی است اگر ترجمه‌ی کتاب در مرز قابل‌خواندن و غیرقابل‌خواندن نبود. مترجم تقریبا برای هر اصطلاح فلسفه‌ای، کلمه‌ای معادل ایجاد کرده است و خیلی وقت‌ها معادل اصلی‌ی آن را اصلا نمی‌آورد (و البته وقتی هم که می‌آورد، نه در زیرنویس که فقط در فهرست‌ای در انتهای کتاب می‌آورد). چنین کاری باعث دشوارخوانی‌ی کتاب -کمینه برای من- می‌شود. همین بس که ترجیح می‌دادم (می‌دهم) که کتاب را به زبان اصلی‌اش بخوانم.
سه نمایشنامه (دالانِ دل)

سه نمایشنامه [عروسی خون-یرما-خانه‌ی برنارد آلبا]/ فدریکو گارسیا لورکا (Federico Garcia Lorca)/ ترجمه‌ی احمد شاملو/ نشر چشمه
"در واقع تآتر لورکا را نباید یک تآتر شاعرانه به حساب آورد. قضاوت درست در این‌باره این است که بگوییم: «آثار نمایشی لورکا، تراژدی‌هایی سخت واقع‌بینانه است که در تمامی‌شان، همه‌ی آن‌چه ارزشِ شعری لورکا را برآورده می‌کند ملحوظ شده‌است" برگرفته از متن کناب
کتاب حاوی سه نمایشنامه‌ی پربار، ترجمه‌ی سلیس احمد شاملوست که به قول مترجم پرده‌هایی رنگین و متحرک در ابعادِ وسیع از عکس‌هایی‌ست که از سالوادور دالی برداشته است.
ها کردن (امیرپویان شیوا)

ها کردن، نوشته‌ی وبلاگ‌نویس و عکّاس هنری پیشین پیمان هوشمندزاده مجموعه‌ی چهار داستان پیوسته‌ست که همگی در خانه‌ای آپارتمانی رخ می‌دهند. کتاب را نشر چشمه منتشر کرده.
زندگی در پیش رو (سرزمین رویایی)

زندگی پیش رو یکی از جاودانه‌های رومن گاری نویسنده‌ی خداحافظ گاری کوپر است. با ترجمه‌ی زیبا و بی‌تکلف و تیز لیلی گلستان. زندگی در پیش رو برنده‌ی جایزه‌ی کنگور است. در 217 صفحه توسط انتشارات بازتاب نگار به قیمت 2800 تومان منتشر شده است.
دیالکتیک تنهایی (بهار)

اکتاویو پاز. ترجمه‌ی خشایار دیهیمی. نشر لوح فکر

دیهیمی در یادداشتی برای این کتاب نوشته است: «مقاله‌ی دیالکتیک تنهایی در واقع فصل پایانی کتاب هزارتوی تنهایی است. پاز این کتاب را در 1950 و با تأثیرپذیری از دیدگاه‌های متفکر مکزیکی، ساموئل راموس نوشت... این کتاب را مهم‌ترین رساله در زمینه‌ی آسیب‌شناسی فرهنگی در سرتاسر آمریکای لاتین در قرن بیستم دانسته‌اند.» کتاب دیالکتیک تنهایی، کتاب کوچک و کم حجمی‌ست که زمان کمی هم برای مطالعه خواهد گرفت.

کبریت خیس (آزاده کامیار)

مجموعه اشعار عباس صفاری در سالهای 81 تا 83/ نشر مروارید

چه بگویم؟ بگویم برنده جایزه کارنامه است، بگویم مگر یدالله رویایی پشت کتاب چند شاعر چنین مدحی می‌نویسد. بگویم مثل من بوکوفسکی را دوست دارد انگار. یا بگویم هر که کتاب را خواند و دوست نداشت بیاید پولش را از من بگیرد. یا بگذار از خودش بگویم: از هزاران زنی که فردا/ پیاده می‌شوند از قطار/ یکی زیبا/ و مابقی مسافرند. بند آخر شعر "in a station of metro"

تاک، خانواده‌ای با عمر جاویدان (ساسان م. ک. عاصی)

نوشته‌ی ناتالی ببیت
ترجمه‌ی نسرین وکیلی
انتشارات سروش، چاپ اول 1372

تنهایی بستگی دارد. می‌تواند مثل یک بسته‌ی تمام‌نشدنی شکلات باشد یا هر چیز خوش‌مزه‌ و خوش‌آیند دیگری و همین تاکید می‌کند روی بستگی داشتن‌اش. گاهی فکر می‌کنم فقط یک‌جور تنهایی ِ واقعا شوم هست و آن‌هم تنهایی در میان دیگران (اما کمی بعد به این نتیجه می‌رسم که حتی این هم بستگی دارد). به‌هرحال کتابی هست که در کنار تمام حس‌های متفاوتی که خواندن‌اش در من ایجاد می‌کند، این حس تنهایی شوم را هم تمام و کمال نشان‌ام می‌دهد.
«تاک، خانواده‌ای با عمر جاویدان» داستان زندگی خانواده‌ای‌ست که از آب چشمه‌ای می‌نوشند و دچار همان چیزی می‌شوند که در اسم کتاب هم آمده...
راست‌اش آن‌قدر این کتاب را دوست دارم که دل‌ام نمی‌آید با تعریف کردن قسمتی دیگر از آن، لذت مثال‌زدنی خواندن و مواجه شدن با ریز به ریز حوادث و تصویرهای کتاب را از کس دیگری بگیرم. برای من این داستان آن‌قدر حرف داشته که طی 12 سال بارها خوانده‌امش و به بسیاری از دوستان‌ام خواندن‌اش را پیشنهاد کرده‌ام... و هر بار بعد از خواندن‌اش مدت‌ها گرفتار فکر کردن به تنهایی آدم‌های داستان شدم. تنهایی آدم‌هایی که نمی‌میرند و قرار نیست بمیرند... و تنهایی آدم‌هایی که تنها به نظر نمی‌رسند...
راست‌اش فکرش را که می‌کنم، می‌بینم خود کتاب هم کتاب تنهایی‌ست.

شهرهای نامریی، ایتالو کالوینو، ترانه یلدا (سر هرمس مارانا)

شهرهای نامریی برای سر هرمس مارانا شبیه به یک جور کتاب‌دعا است که لازم است و ضروری است که هرازچندوقتی، سری به آن بزند و چند خطی بخواند تا قسمت‌های یخ‌زده‌ی روح‌اش را آب کند. کتاب، شرحِ شهرهایی است که مارکوپولو در راه سفر به دربار امپراتور قوبلای‌خان، از آن‌ها گذشته و حالا، نشسته و دارد برای شخص امپراتور، روایت و توصیف‌شان می‌کند. شهرهایی، طبعن خیالی، که هریک نام زنی بر خود دارند و مضمونی. آقای کالوینو البته طاقت نمی‌آورد و این قطعیت‌گریزیِ همیشه‌گیِ مفهومِ روایت را از یک جایی وارد قضیه می‌کند. جایی که قوبلای‌خان شک می‌کند به صحتِ روایت‌های مارکو و مارکو البته تایید می‌کند این شک را. زین‌پس، غروب‌هایی هست که هر دو نشسته‌اند در ایوانِ دربار، روبه‌هم، و این قوبلای‌خان است که برای مارکو شرحِ شهرهای نامریی قلمرو بی‌پایانِ امپراتوری‌اش را می‌دهد. خیالات‌تان را پروار می‌کند این کتابِ کوچک.
باغهای شنی (کیوان)

حمیدرضا نجفی - انتشارات نیلوفر
چند صفحه‌ی اول کتاب خواننده را گیج می کند،‌ مجموعه‌ی گسترده‌ای از لغات نامانوس و عبارات به‌شدت کوچه‌بازاری و بعضن کهنه. اما نویسنده مخاطبش را با صبر و حوصله و مهارت فراوان به قلب فضای داستانیش می کشد و در قالب چند داستان نسبتن مرتبط (و از نگاهی بی ارتباط) آن حس لات مابانه را به نرمی منتقل می کند.
کتاب از دو جنبه جذابیت فوق‌العاده‌ای دارد،‌ یکی وازگان و عباراتی که با دقت و مطالعه استفاده شده و دیگری انتقال بی‌نظیر حال و هوای زندان. شاید نه برای همه، اما برای برخی سلیقه‌ها می‌تواند فوق‌العاده جذاب باشد.
آمریکا وجود ندارد (مستعارنما)

خوشم می‌آید از این پتر بیکسل. چون یک قصه نوشته که به گمان من به سرتاپای همه‌ی داستان کوتاه‌نویس‌های آمریکایی می‌ارزد. اسم قصه هست «زن». این جوری است که:
نورای سه ساله یک کاری یاد گرفته. یاد گرفته که زنان چطور با حرکت سر موها را از روی صورتشان پس می‌زنند.
حالا او هم این کار را انجام می‌دهد – همه‌ی عمر – و او هم یک زن شده.

اسم کتاب: آمریکا وجود ندارد
مترجم: بهزاد کشمیری‌پور
ناشر: مرکز
آخرالزمانی در همین نزدیکی (بهار)

مجموعه مقالاتی که احمد صدری در طی سال‌های اخیر و در زمینه‌ی جامعه‌شناسی دین و فرهنگ نگاشته، در کتابی تحت عنوان «آخرالزمانی در همین نزدیکی» توسط امیرحسین تیموری حمع‌آوری و ترجمه شده است. در نگارش برخی از مقالات این کتاب، برادر نویسنده، محمود صدری نیز همکاری داشته. کتاب شامل چهار فصل و با محوریت جامعه‌شناسی دین و فرهنگ است و فصل اول آن با عنوان «تمدن و روشنفکری» به تعریف رسالت روشنفکران، مضامین روشنفکری در اسلام و روشنفکران دینی هم‌چون عبدالکریم سروش می‌پردازد.
احمد صدری جامعه‌شناسی‌ست که خود را در زمره‌ی روشنفکران چندفرهنگی می‌داند و معتقد است «روشنفکران چندفرهنگی وظیفه‌ای خطیر در مرزهای تمدن‌های جهانی بر عهده دارند. آنها نه تنها دیده‌بان فرهنگ خود هستند بلکه باید نقش معرف فرهنگ‌های بیگانه را نیز برای فرهنگ خودی ایفا کنند.»
جامعه‌شناسی روشنفکران ماکس وبر (امیرپویان شیوا)

بهترین کتابِ سال آکادمیک در سال 1992 از سوی نشریه‌ی چویس (نشریه‌ی انجمن کتابداران آمریکا)، نوشته‌ی دکتر احمد صدری‌ست - که علاوه بر کار آکادمیک در ایالات متحد، به عنوان روشنفکری مذهبی در ایران شناخته است. در این اثر صدری به بررسی روشنفکران و پایگاه اجتماعی آنان در جامعه‌شناسی ماکس وبر می‌پردازد.

زندگی در دنیایِ متن (میثم صدر)

جهان با ارتباطِ کلامی گشوده شده، به روایت درمی‌آید. پیام رویِ زبان می‌نشیند و کیفیتِ جهان بدین طریق رُخ می‌گشاید. متن‌ها پدید می‌آیند و «نوشتار، نیرویِ حفظِ سخن را پس از ناپدید شدن و درگذشتِ گوینده» ادامه می‌دهد و با خود حمل می‌کند. همه چیز به متن تبدیل می‌شود، به روایت. به مددِ تخیل ِ آفریننده، میانِ چیزهایي که به‌ظاهر با هم بیگانه اَند همانندی‌هایي دیده می‌شود و از پی ِ این همانند دیدن، مناسباتي جدید و روایاتي جدید سر برمی‌آورند که به شیوه‌هایِ مختلف، مدام تکرار و بازتولید گشته و تو گویی همّت‌شان فتح ِ جهان است. ولیک، طُرفه این‌جا ست که «متن لال است و پاسخ نمی‌دهد»، باید او را به صدا واداشت. هرمنوتیک دانش ِ به صدا درآوردنِ متن ِ لال است، با این استدلال که؛ چون هر سخني جهتي دارد وابسته به افق ِ دیدِ گوینده، سخن همواره ناتمام می‌مانَد و با این امکان دوام می‌یابد که توسطِ دیگری پی گرفته شده و ادامه یابد. دنیایِ متن، متن ِ دنیا ست، خودِ دنیا آن‌جور که می‌شناسیم‌اش، و این مجموعه بر آن است که از همین منظر، یعنی از منظر ِ متن‌بودگی به جهان بنگرد.

مجموعه‌اي از شش گفتگو با ریکور در این کتاب آمده. موضوعاتي که دست‌مایه‌یِ گفتگوها قرار گرفته از این قرار اَند: پدیدار شناسی و نظریه‌یِ ادبی / شعر و امکان / استعاره و روایت / جهانِ متن، جهانِ خواننده / آفرینندگی ِ زبان / اسطوره چون دارنده‌یِ دنیاهایِ ممکن.
سوایِ این‌ها، بحثي خواندنی، که میان ریکور و گادامِر درگرفته، آخرین بخش ِ کتاب را تشکیل می‌دهد: اختلافِ تأویل‌ها.

بابکِ احمدی کتاب را ترجمه کرده و یک پیشگفتار ِ مختصر در معرفی ِ ریکور و آثارش به آن افزوده.

مشخصات: زندگی در دنیایِ متن (شش گفتگو و یک بحث) / پُل ریکور (Paul Ricoeur) / ترجمه‌یِ بابکِ احمدی / تهران: نشر ِ مرکز / چاپ چهارم: 1384.
ارتباط گسیخته (نیما قاسمی)

"ارتباط گسيخته" (The Broken Connection) نام مهم ترين اثر رابرت جي ليفتون (Robert J. Lifton) است. تا آنجا که جستجوهاي من در کتابخانه هاي داخل و در صفحات پارسي اينترنت نشان داده است اين روانشناس را در ايران نمي شناسند. ليفتون از روانشناساني ست که ترس از مرگ و متعاقب آن اراده ي معطوف به جاودانگي نقش مهمي در نظريه ي روانشناختي او براي تبيين رفتار روحي انسان دارد: انسان نياز دارد که حيات را به مثابه ي يک پيوستار درک کند، به همين خاطر در فرهنگ هاي مختلف شاهديم که همواره در قالب باورهاي مختلف به استمرار حيات پس از مرگ جسماني تآکيد مي کنند.ليفتون جدا از دلالت هاي متافيزيکي اين قبيل باورهاي معادشناختي، به عنوان يک روانشناس مي کوشد نشان دهد که به لحاظ رواني تا چه حد انسان به اين قبيل باورها نياز دارد تا بتواند يک حيات سالم و طبيعي را تجربه نمايد.

ليفتون معتقد است که انسان پس از جنگ دوم جهاني، در هراس از يک جنگ هسته اي به سر مي برد. جنگ هسته اي، که نمونه اي از آن را در بمباران هيروشيما و ناکازاکي شاهد بوديم، براي عموم مردم به منزله ي نابودي ناگهاني همه چيز در پيرامون است، يعني يک گسست قاطع و بي رحمانه. چنين تصوري از بمباران هسته اي، که چندان بيراه هم نيست، در فيلم هاي سينمايي بازتاب پيدا کرده است (مثلا به خاطر بياوريد قهرمان زن فيلم نابودگر دو را وقتي که حمله ي هسته اي موجودات ماشيني را در خيال خود تصور مي کند). ليفتون خود اثرات رواني يک بمباران هسته اي را در دو شهر هيروشيما و ناکازاکي بر روي بازماندگان از نزديک مطالعه کرده است، مطالعه بر روي مردمي که اغلب افراد خانواده و همسايگان و آشنايان خود را در چشم به هم زدني از دست داده بودند و در شوک رواني عميقي فرو رفته بودند، به ليفتون نشان داد که تا چه حد انسان نيازمند است تا حيات را به منزله ي واقعيتي مستمر تصور کند، به طوري که هر گاه به نحوي اين تصور مخدوش شود، اگرچه حيات جسماني هنوز تداوم داشته باشد، به معناي توقف حيات رواني در فرد است. به عبارت ديگر کليه ي کارکردهاي رواني يک روان سالم، بر زمينه ي پنداره ي پيوسته بودن حيات استوار است.

اگر اين درست باشد که ترس از يک بمباران هسته اي کل فضاي روانشناختي حاکم بر انسان امروز را تحت تآثر قرار داده است، بنابراين روانشناسي ليفتون، روانشناسي انسان امروز است. آنچه که باعث شد "ارتباط گسيخته" را به هموطنان پارسي زبانم معرفي کنم، اين است که صرفنظر از نقاط ديگر جهان، خاورميانه اکنون يک رقابت هسته اي را شاهد است که در بطن خود کابوس يک جنگ هسته اي را مي پروراند. اين نکته که ايرانيان از وقوع يک جنگ هسته اي مي ترسند يا خير، محل بحث است، چون اخبار هسته اي توسط حکومت قويآ سانسور مي شود. اما قليلي از نخبگان فرهنگي که به اخبار دسترسي دارند و ايرانيان خارج از کشور، در معرض چنين هراسي قرار دارند. بنابراين شايد براي درک رفتار فردي و جمعي دست کم پاره اي از ايرانيان روانشناسي ليفتون راه گشا باشد، ايرانياني که سرنوشت خود را در داخل و خارج در دست ديوانه اي مي بينند که بنيادگرايي نام دارد.

موسیقی آب گرم (آزاده کامیار)

نوشته چارلز بوکوفسکی/ترجمه بهمن کیارستمی/نشر ماه ریز
"رسیدم به فرودگاه لوس آنجلس. آنی دوستت دارم. امیدوارم ماشینم استارت بزنه. امیدوارم لولهء توالت نگرفته باشه. خوشحالم که با کسی نبودم. خوشحالم که یه ابلهم. خوشحالم که هیچی نمی دونم. خوشحالم که کسی قصد جونم رو نکرده. وقتی دستهام رو نگاه می کنم و می بینم به مچم چسبیده اند با خودم فکر می کنم آدم خوشبختی هستم."
از داستان لباس سر هم.
مجموعه داستانهای کوتاه چارلز بوکوفسکی، برای من که این کتاب چیزی در مایه های کتاب مقدس است و هر بار از خواندنش بیش از دفعه قبل کیفور می‌شوم. تو را نمی‌دانم.
گارد سفيد/بولگاكف/ نشر زمان (خلبان كور)
نمايش‌نامه‌ی گارد سفيد البته به شاه‌كارهای بولگاكف هم‌چون دل سگ يا مرشد و مارگريتا نمی‌رسد اما مطابق انتظاری که از بولگاکف می‌رود کتابی ست عمیق در عین ساده‌ بودن موضوع‌اش. نمایش‌نامه به پیش‌آمدهایی می‌پردازد که برای یک خانواده در شهر کیف اوکراین پیش می‌آید، هنگامی که بولشویک‌ها برای اشغال کیف پیش می‌آیند.
ان شاء الله بعد از اتمام ساخت و ساز مصلای بزرگ تهران، اگر تاتر شهر بالاخره بعد از یک سال مرمت‌ شد یک شیر پاک خورده‌ای این نمایش را به روی صحنه می‌برد.
اگزیستانسیالیزم و اصالتِ بشر (یحیی بزرگمهر)

اگزیستانسیالیسم و اصالتِ بشر
ژان پل سارتر
ترجمه‌یِ مصطفی رحیمی
انتشاراتِ نیلوفر
چاپِ دهم 1380
این کتاب متن مهم‌ترین و جنجالی‌ترین سخنرانی پیامبر اگزیستانسیالیزم است. عنوانِ اصلی سخنرانی چنین است: "اگزیستانسیالیزم، نوعی اومانیزم است."
سارتر در این سخنرانی به انتقاداتِ طرح شده نسبت به فلسفه‌یِ وجودی پاسخ داده و مهم‌ترین اصولِ این گرایش فلسفی را به زبانی ساده و دقیق بیان کرده است.
پس از سخنرانی، پرسش و پاسخ حاضرین نیز گنجانده شده و خصوصاً ایرادهایِ ناویل به سارتر، خرده‌گیریِ یک مارکسیستِ تمام‌عیار به فیلسوفی نیمه‌مارکسیست، خواندنی و آموزنده است.
در بخش پایانی کتاب مصاحبه‌ای بسیار جذاب با سارتر (در آستانه‌یِ هفتاد سالگی‌اش) به چاپ رسیده است. او در این مصاحبه از ادبیات، فلسفه، نحوه‌یِ نگارش نمایشنامه‌ها و رمان‌هایش و نیز فراز و فرودِ دلبستگی‌اش به مارکسیزم و تاثیر رابطه‌اش با سیمون دوبوار بر زندگی و آثارش سخن گفته است.

مکزیکی ها (نیما دارابی)

مکزیکی ها! بیانیه ی املیانو زاپاتا به خلق آزاد مکزیک، برگردان پژمان رضایی، قطع جیبی، نشر شورآفرین، 1386

ترجمه اش آن قدر خوب است که دل ات می خواهد همین الان بریزی توی خیابان انقلاب کنی.
فاصله و داستان‌های دیگر (لانگ شات)

ریموند کارور/ مصطفی مستور/ نشر مرکز/ چاپ اول 1380، تهران

خواندنش یک حُسن بزرگ دارد، آن‌هم این‌ست که هرچه‌‌قدر طول بکشد رشته از دست‌تان درنمی‌رود. «کارور» را که می شناسید؟ ترجمه‌ی خوبی هم دارد. منتها بعضی جاها تنوع رسم‌الخط توی ذوق می‌زند.
کتاب دوبخش است. بخش اولش «در شناخت ریموند کارور» دوتا مقاله دارد، که یکی بیوگرافی زندگی آقاست، یکی هم «نگاهی تحلیلی به یکی‌از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین عناصر مفهومی داستان‌های کارور یعنی عشق». دوتا هم گفت‌و گو دارد. یکی با کارور، یکی با عیالش. بخش دومش هم دوازده داستان کوتاه است که گویا از مجموعه‌ی «از کجا تلفن می‌کنم» انتخاب شده‌اند. سرآخر هم دوتا پیوست دارد. یکی سال‌شمار زندگی نویسنده، یکی هم کتاب‌شناسی.
داستان صفحه‌ی آخر این شماره، از همین کتاب انتخاب شده است.

پاییز پدر سالار (دالانِ دل)

پائیز پدر سالار/ گابریل گارسیا مارکز/ برگردان: کیومرث پارسای/ تهران-انتشارات آریابان 1385

«هرچه طول عمر بیشتر باشد، بازهم انسان تصور می‌کند کارهای بسیاری را هنوز انجام نداده است و باید فرصت بیشتری اعطا شود تا مسوولیت‌ها را به انجام برساند.... و ماجرای پدرسالار نیز، این‌گونه است» برگرفته از مقدمه‌ی مترجم
نفس نکش بخند بگو سلام (سیما)

نوشته‌ی حسن بنی‌عامری، انتشارات نیلوفر

«مردی، خواسته ناخواسته، جنین زن و مردی آشنا و دم مرگ را بی‌خبر از آن‌ها در بطن خود و دور از چشم همه پرورش می‌دهد و با کمک دوستی دکتر و در سخت‌ترین شرایط روحی، به دنیاش می‌آورد.»

کتاب - که به گفته‌ی نویسنده طوماری‌ست نقالی در یک مجلس - حاصل‌جمع نثری تواناست با روایتی بر زمینه‌ی جنگ. بسیاری از مضمون‌های داستان، بعدتر در کتاب آهسته وحشی می‌شوم، تکرار شد.
خاطره‌ی روسپیان سودازده‌ی من (سرزمین رویایی)

کتاب درباره روزنامه‌نگاری که همه عمرش را بی زن و فرزند در تنهایی گذرانده و در نود سالگی بار دیگر عشق را تجربه می‌کند.

در ایران با نام خاطره‌ی دلبرکان غمگین من چاپ شد که هفته‌ی گذشته توقیف شد. این کتاب را انتشارات نیلوفر با ترجمه‌ی کاوه میرعباسی با قیمت 1500 تومان چاپ کرد. گابریل گارسیا ماکز اين كتاب را چنان كه خود گفته است با الهام از نويسنده ژاپنی "ياسوناری كاواباتا" نوشته است. با توجه به توقیف این کتاب، متن ترجمه‌ی امیرحسین فطانت را می‌توانید از اینجا دانلود کنید.
نیمه‌ی تاریک ماه (سپینود ناجیان)

نیمه‌ی تاریک ماه، مجموعه‌ی آثار هوشنگ گلشیری، انتشارات نیلوفر

یا گلشیری را دوست دارند و شیفته‌ی آثارش هستند یا داستان‌های‌اش را نمی‌پسندند. فکر می‌کنند پیچیده است. فکر می‌کنند خیلی فرم‌گرا است. فکر می‌کنند قدرت‌نمایی می‌کند. گمان می‌کنم تنها کمی تلاش می‌خواهد. بدون پیش‌داوری‌های مرسوم. نیمه‌ی تاریک ماه برای شروع خواندن از گلشیری و فهم او اولین قدم است.داستان‌های کوتاه او به ترتیب انتشار جمع‌آوری شده‌اند، غیر از چندتایی که مجوز چاپ نداشتند که همه را می‌توانید از سایت بنیاد گلشیری بخوانید.این روزهای پاییزی هم که در آستانه‌ی رسیدن به سال‌مرگ او هستیم. حرف و حدیث‌ها هم بسیار است. پس شاید به‌تر است سکوت کرد و فقط خواند. کمی تلاش می‌خواهد.تلاش برای رسیدن یا باز رسیدن به نویسنده‌ای که جریان ادبی این سال‌ها را ساخت. جریانی غیر قابل انکار.
کافکا در ساحل (سپینود ناجیان)

کافکا در ساحل، هاروکی موراکامی، گیتا گرکانی، نشر کاروان

اول برای‌ام مهم بود که کافکا در ساحل دو مترجم(البته سه مترجم، چون یکی از ترجمه‌ها دوئت است!) دارد و دو نشر. اما بعد که خواندم، همه‌ی هفتصد صفحه‌ی حدودی را یک باره، توفیر چندانی نداشت. به هر حال من لذت‌ام را برده بودم. اما داستان...زیاد با تعریف کردن داستان راحت نیستم. این که بگویی کافکا تامورا نام مستعار پسری پانزده ساله است که از خانه فرار می‌کند و می‌رود جایی بسیار دور و در یک کتاب‌خانه‌ی خصوصی و افسانه‌ای آرام می‌گیرد و ماجراهایی دارد، خیلی کم لطفی می‌شود در حق مثلن ناکاتایی که با گربه‌ها حرف می‌زند و عاشق مارماهی است و کاری می‌کند که از آسمان باران ساردین ببارد یا اوشیما که هم زن و هم مرد است یا خانم سائکی یا هوشینو یا ساکورا یا جانی واکر. اما یک چیز مسلم شد با خواندن این رمان، که: دوره‌ی رئالیسم یا بهتر بشود گفت؛ واقع‌گرایی مفرط به سر رسیده. خیال و رویای خالی هم خواننده را راضی نمی‌کند. رئالیسم جادویی هم که بیش‌تر تعریف‌اش را از مناطق جغرافیایی خاصی می‌آورد. کافکا ملغمه‌ی قابل قبولی است از واقعیت و رویا برای انسان این قرن.

ویژه‌گی رمان پرداخت ساده‌، در برابر موضوعات بزرگ است. تقابلی نیست میان خیال و واقعیت. و موراکامی آن چنان ساده و البته با تیزهوشی روایت را پیش می‌برد که خواننده خودش را ناگهان میان جنگلی می‌بیند در حال صحبت با یک سنگ. همه در این داستان به گونه‌ای فیلسوف هستند. یا کتاب‌خوان. اما روایت هیچ‌گاه به پیچیده‌بافی و زیاده‌گویی نمی‌افتد. این درس بزرگی است برای نویسنده‌گان ما که تمایل زیادی دارند تا موضوعات بسیار ساده را پیچیده کنند. اما موراکامی در کافکا در ساحل درست مسیر خلاف این شیوه را برگزیده و این به فهم داستان و گشترده‌گی مخاطب آن کمک می‌کند.
قرن من (نگین)

گونترگراس/ ترجمه روشنک‌ داریوش/ نشر دیگر/ چاپ اول۱۳۷۹/

این کتاب برخلاف رمان‌های حجیم گونترگراس که به‌زبانی شیوا ولی پیچیده نوشته‌شده٬ مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه با زبان ساده است؛ به‌طوریکه هر داستان موزاییکی از واقعه‌ای مهم در یک سال از قرن بیستم آلمان است: صد موزاییک.

راوی‌ داستان‌ها اغلب از افراد طبقات پایین -تاثیر‌پذیرترین قشر جامعه‌اند و بسته به شخصیت و موقعیتش٬ هر قطعه زبان و سبک خاص خود را دارد.در لابلای این داستان‌ها به نظرات و علایق شخصی گراس نیز برمی‌خوریم.تا جایی که در قطعه‌ی آخر قرن گراس از زبان مادر مرده‌اش سخن می‌گوید که اگر زنده‌بود...و ناگهان درمی‌یابیم که حتی در قطعه‌هایی که ظاهراً از زبان خود گراس نیست٬ چقدر از خود او٬ زندگی خصوصیش و از تجربیاتش نهفته‌است.

درخواندن این کتاب به‌مرور تجربه می‌کنیم که این قطعه‌ها سالی از پی سالی دیگر و هربار از زبان دیگری٬ یک کلّ را تشکیل می‌دهند٬ تجربه و دریافت شخصی گراس از یک قرن٬ از کشورش آلمان و تاریخ آن.این کتاب پر از شگردهای نویسندگی است که گاه تنها با تغییر زبان و لحن ایجاد می‌شود و گاه با سبک ترکیب آن‌ها.و از آنجا که در این قطعه‌ها اشارات تاریخی فراوانی نهفته که ندانستنشان از لطف و درک داستان کم می‌کند٬ مترجم متن هر کجا لازم است٬درباره‌ی واقعه تاریخی یا شخصیت نامبرده زیرنویسی توضیحی آورده‌است.
عبارت از چيست (محمد‌حسین واقف)


كتاب "از سكوي سرخ" مصاحبه‌هاي دهه‌هاي چهل و پنجاه يدالله رويايي بود با اين و آن. حالا سالهاست كه ناياب شده. جديداً كتابي درآمده با نام "عبارت از چيست؟" كه جلد دوم همان كتاب از سكوي سر خ است. مي‌گويد:"شعر پناه است و نجات است..."
كتاب را نشر آهنگ ديگر با قيمت 57000 ريال منتشر كرده است.
نامه به پدر (بامداد)

نامه به پدر، نوشته‌ی فرانتز کافکا، ترجمه‌ی فرامرز بهزاد، نشر خوارزمی

«نامه به پدر» نام یک داستان نیست، واقعن نامه‌ای به پدر است. نامه‌ای که می‌خواهد فاصله‌ها را، فاصله‌های میان یک پدر و پسر را، اگر نه بردارد، دست‌کم کاهش دهد. در این‌نامه حرف فاصله‌های مگو است. فاصله‌های مگو میان ما و پدرهامان. نامه‌ای است که شاید خیلی‌هامان دل‌مان می‌خواست جرأت و توان نوشتن‌اش را می‌داشتیم.
ترجمه‌ی «فرامرز بهزاد» از «نامه به پدر» به‌شدّت کم‌یاب است. ترجمه‌ی دیگری از این کتاب را «امیر جلال الدین اعلم» توسّط «نشر نیلوفر» با نام "«تمثیلها و لُغَزواره‌ها» همراه با «نامه به پدر»" منتشر کرده که در بازار موجود است. اما من تأکید داشتم که ترجمه‌ی خوب «فرامرز بهزاد» را معرفی کنم. ترجمه‌ی «اعلم» -مانند همه‌ی دیگر ترجمه‌هایش- نثر مغلق و زشتی دارد که مدام در خوانش متن سکته ایجاد می‌کند.
تهوع (دالانِ دل)

تهوع، ژان پل سارتر، ترجمه:امیرجلال‌الدین اعلم، انتشارات نیلوفر، چاپ هشتم:1384

"پسربچه‌ای که آرزو می‌کند قهرمان مشت‌زنی، یا دریاسالار، یا فضانورد بشود، امر واقعی را برمی‌گزیند. اگر نویسنده امر تخیلی را برمی‌گزیند، از آن روست که این دو قلمرو را مشتبه می‌کند" برگرفته از درآمد کتاب.
این کتاب در قالب روزنگار شخصی‌ایست که به موازات پرداختنش به رویدادهای تاریخی، بالا و پایین‌های روانی شخص را در زمانه‌ی مادی‌گرایی صرف، مورد کنکاش قرار می‌دهد...
دید امپرسیونی سارتر در این کتاب به دنیای پیرامون اعم از شکل و طرح و رنگ و موسیقی جذابیت دوچندان به آن داده است.
مارسل دوشان از حاضر-آماده‌ها حرف می‌زند (میثم صدر)

کتابِ جذابی است، گفتگویِ مارسل دوشان با فیلیپ کولن. حتماً کسانی که از کتاب‌هایی با سبکِ گفتگویی و محاوره‌ای لذت می‌برند، از این اثر نیز خوش‌شان خواهد آمد. کتاب را خانم ِ لیلی ِ گلستان ترجمه کرده و نشر ِ فرزانِ روز آن را چاپ کرده، فقط در 32 صفحه. بشتابید!
هزارتوهای بورخس (امیرپویان شیوا)

هزارتوهای بورخس، نوشته‌ی خورخه لوئیس بورخس، ترجمه‌ی احمد میرعلائی

بورخس، برای خواننده‌ی فارسی‌زبان آشناتر از آن است که نیازِ به معرّفی داشته باشد. کاوه سیدحسینی در آغازِ «کتاب‌خانه‌ی بابل» ترجمه‌اش را به روانِ پاک احمد میرعلائی تقدیم کرده که «ما را با آثار بورخس آشنا کرد.» این آشنایی از طریق ترجمه‌ی مجموعه‌ای از شعر و داستان اتّفاق افتاده که نامش را به زیبایی «هزارتوهای بورخس» گذاشته‌اند. غرضم بی‌شک معرّفی کتاب نیست – که گفتم بی‌نیاز از معرّفی‌ست؛ هدف معرّفی داستانِ «زخمِ شمشیر» است از این مجموعه – که اتّفاقاً احمد گلشیری به فارسی برش گردانده و نه احمد میرعلائی. داستان، به گمانم یکی از بی‌نظیرترین روایت‌هایی‌ست که با تم و مضمونِ خیانت نوشته شده. 

و نیچه گریه کرد (نگین)

معرفی برای نخواندن: "و نیچه گریه کرد"

نوشته اریش یالوم/ترجمه مهشید میرمعزی/نشر نی/ چاپ چهارم ۱۳۸۳

کتابی که به‌هیچ‌وجه خواندنش را پیشنهاد نمی‌کنم و اگر کسی هستید که به آرای نیچه علاقه‌مندید یا چیزهایی –اندک-از او می‌دانید این کتاب٬ کتابی است که لابد خواندنش حسابی عصبانیتان می‌کند و از خریدنش پشیمان می‌شوید.

نویسنده‌ی این کتاب به سبک رمانهای عامه‌پسند امریکایی قسمتی از زندگی نیچه را به‌همراه زنجیره‌ای از قضاوت‌های روانشناسانه و برداشت‌های عامیانه به تخیل درآورده‌ و ماجرای عاشقانه‌ی لوساومه را تاثیرگذارترین و مهم‌ترین وجه زندگی و عقاید او به‌حساب آورده‌است.

این فقط پیشنهادی است به‌مثابه‌ی هشداری دوستانه ٬که پولتان را دور نریزید و اگر خواستید حتماً بخوانیدش٬اول از کسی قرض بگیرید و بعد برای خریدنش تصمیم بگیرید!
در تکاپوی معنا - ترینا پلاس (سورا)

کتاب زیبا و پر مفهوم" در تکاپوی معنا" نوشته" ترینا پالاس" ترجمه خانم طیبه زندی پور در سال 1378 توسط انتشارات میترا چاپ شد و تاسال 1381 به چاپ سوم رسید. این کتاب فوق العاده که به زبانی بسیار ساده و روان داستان دو کرم ابریشم را بازگو می کند، در بطن خود داستان پی بردن به حقیقت و تلاش تمامی انسانها را به نمایش گذاشته و از راهی نمادین به انسانهای حقیقت جو چگونه ره پیمودن در این وادی را می آموزد. این کتاب در حال حاضر و به تازگی مجددا توسط همین نشر آماده چاپ گردیده و در کتابخانه ها توزیع می گردد. در پشت جلد کتاب آمده است:
کتابی برای همه بجز آنهایی که کاملا مایوس شده اند.
( و حتی آنها هم ممکن است پنهانی از آن لذت ببرند.)
چندی پیش که این کتاب را خواندم مبهوت زبان ساده آن و معنای سترگ آن شدم و باید اعتراف کنم تا صبح خوابم نبرد. نمیتوانم فکر کنم کسی این کتاب را بخواند وبتواند مثل قبل به زندگی نگاه کند. خواندن این کتاب کوچک اما بزرگ را به همه توصیه می کنم.

در نیمه راه برزخ (یحیی بزرگمهر)
در نیمه راه برزخ: گزیده اشعار پل ورلن
گزینش و برگردان از محمدرضا پارسایار
نشر نگاه معاصر
1384
"" پل ورلن نیز چون آرتور رمبو فرزند پدری است نظامی و مادری با دیانت. ... از همان نوجوانی پیوسته دو گرایش در او مشاهده می‌شود: "از یک سو به خدا، و از دیگر سو به شیطان". او خود را "کیوانی" می‌خواند، چرا که "سلطه‌ای شوم" را بر خود حس می‌کند و "از تیره‌بختی سهم بسیار دارد". ... ورلن فردی است عصبی و حساس که از یک‌سو در پی لذات زندگی است و از سویِ دیگر در پی نیکبختی و دستیابی به آرامش درون. دل او که زود به تباهی می‌گراید، همواره به از دست رفتن سادگی غبطه می‌خورد. او پیوسته رؤیای کودکی را می‌بیند که به خواسته‌هایش جامه‌ی عمل می‌پوشانند و می‌خواهد آن "دل کودکانه و ظریف" را بازیابد. گاه روح پژمرده و آلوده‌اش در رنج شست و شو می‌یابد. آنگاه دل به ندای الهی می‌سپارد و به رستگاری می‌اندیشد. ... پل ورلن از ستایشگران و مریدان شارل بودلر، بانی مکتب سمبولیسم است و شعر او نیز چون شعر بودلر عاری از خردگرایی است. از دید او "آهنگ کلام برتر از هر چیز است". "" برگرفته از پیشگفتار مترجم
بخشی از شعر "هراس" را با هم می‌خوانیم:
"بی ایمانم به خدا، روگردانم از دین،
هر اندیشه را رد می‌کنم و می‌خواهم از عشق،
آن طنز قدیمی، سخن به میان نرود.

بیزارم از زندگی، هراسانم از مرگ،
به سان کشتی گمگشته‌ای بازیچه‌یِ جزر و مد،
روح من بهر گرداب‌هایِ هولناک ساز سفر می‌کند."

باكره و كولی (خلبان كور)
باکره و کولی/ديويد هربرت لارنس/ نشرِ لوحِ فکر
«وقتی هم‌سرِ کشيش با مردی جوان و بی‌پول فرار کرد افتضاحی برپا شد که نگو و نپرس. کشيش شوهر خيلی خوبی بود. خوش‌سيما به نظر می‌رسيد و هنوز با شور و شيدايی پنهان به زنِ عنان‌گسيخته و زيبا‌ی‌اش عشق می‌ورزيد. چرا رفت؟ کسی پاسخی به ذهن‌اش نرسيد. فقط خشکه‌مقدس‌ها گفتند که زنِ ناپاکی بود. حال آن‌که بعضی زن‌هایِ نجيب سکوت اختيار کردند. آن‌ها می‌فهميدند.»
داستانِ باکره و کولی اين‌گونه آغاز می‌شود. داستانی نوشته‌یِ ديويد هربرت لارنس، نويسنده‌یِ انگليسی که بيش از هر چيز با ارزش‌هایِ قرنِ نوزده‌امی دشمنی داشت و می‌کوشيد با واژگونیِ آن ارزش‌ها، و نشان دادنِ اين‌که سکس همان عشق است و فی‌نفسه امری ست زيبا و ارزش‌مند که هرگز نبايد با ارزش‌هایِ به‌اصطلاح اخلاقی از قبييلِ پاک‌دامنی يا وفاداری محدود شود، آزادی را به انسانِ نوين بچشاند. گمان می‌رود همين اندازه برایِ معرفیِ لارنس کفايت کند.
پژوهش‌های فلسفی (امین)

نوشته‌ی لودويگ ويتنگنشتاين - ترجمه‌ی فريدون فاطمی - نشر مرکز - شابک 964-305-596-5

دومين اثر فلسفی بزرگ ويتگنشتاين بعد از رساله‌ی منطقی-فلسفی، از تلاش نافرجام برای تعريف کردنِ مفهوم «بازی» به پيچيدگی‌های زبان و معنا می‌رسد و به ابداعِ مفهومِ «بازی‌های زبانی» می‌رسد که نتيجه‌اش تصريح به اجتماعی بودنِ معنای گفتار است که ضمن اين بازی‌ها پرداخته می‌شود. ويتنگنشتاين فرضيات قبلی و ابتدايی مورد قبول در ابتدای قرن بيستم  را (که خود نيز در کتابِ اول‌اش آن‌ها را مبنای کار قرار داده بود) رد می‌کند، فرضياتی که می‌پنداشتند که می‌توان به زبان کاملاً بی‌نقص و منطقی رسيد و هر جمله را به گزاره‌های اتمی و هر مفهوم را به تعاريف دقيق و مشخص فروکاست. فرضيه‌ی جديد ويتگنشتاين آن است که زبان در کارکرد اجتماعی خود معنا می‌يابد نه در شکل‌های مصنوعی و اغلب غلط‌اندازش.

متأسفیم از... (امیرپویان شیوا)

متأسفیم از...، دینو بوتزاتی، ترجمه‌ی محسن ابراهیم، نشر مرکز
«متأسفیم از...» یادداشت‌های نابغه‌ی داستان‌نویسی ایتالیا، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه، شعر، بریده‌ی مقالات و یادداشت‌های روزمره‌ست که نشان می‌دهد نویسنده‌ی خلاق، چطور دست به ابداع می‌زند و نوشته‌های ارزشمندش را خلق می‌کند.

ناخمن (سیما)

ناخمن، لئونارد مایکلز، ترجمه‌ی مهتاب کلانتری، نشر نی
ناخمن مجموعه‌ی پنج داستان و دو مقاله‌ست؛ که داستان‌ها همگی بیانی شگرف از حیرانی و سرگشتگی‌ند. داستان‌ها حاصل دوران پختگی نویسنده‌اند و شخصیتِ ثابتِ آن‌ها، شباهت غریبی با نویسنده دارد. دو مقاله‌ی کتاب هم بسیار خواندنی‌ند.

کامی کلودل (نگین)

یک زن(سرگذشت کامی کلودل پیکرتراش:camille claudel) / آن دلبه / ترجمه مهستی بحرینی / انتشارات نیلوفر /چاپ اول ۱۳۸۰
این کتاب داستان زندگی واقعی هنرمند پیکرتراشی به‌نام "کامی کلودل" است٬ که به صورت رمان نوشته شده‌است.
وی نخستین زنی بود که در اواخر قرن نوزده به هنر پیکرتراشی ٬ که تا آن زمان در انحصار مردان بود٬ روی آورد و طولی نکشید که استعداد خارق‌العاده‌اش تحسین هنرشناسان را برانگیخت.
او خواهر شاعر نامدار فرانسوی "پل کلودل" بود و رابطه‌ی عاشقانه‌ی منجر به تلخکامی او با استادش "اگوست رودن" به همراه فقر و حسادت‌ها و طعن‌هایی که برآمده از دستاوردهای هنری درخشان او بود٬ زندگی را بر او دشوار کرد و در جوانی او را به جنون و سپس مرگ کشاند.
نویسنده‌ی رمان٬ از کارگردانان باذوق تاتر و سینمای فرانسه٬ با نوشتن شرح حال این هنرمند٬ او را از گمنامی درآورد و به خود کتاب نیزجایزه ادبی مجله "ال" تعلق گرفت.
قیمت کتاب ۲۵۰۰ تومان است.
بازی‌ها (سپینود ناجیان)

بازی‌ها، اریک برن، اسماعیل فصیح، نشر آسیم 1385
این کتاب با زبان ساده به روانشناسی روابط میان انسان‌ها می‌پردازد.«بازی رشته‌ای تبادل مکمل با هدف نهفته است، که تا حصول نتیجه‌ی پیش‌بینی شده و کاملا مشخص پیش می‌ىود و جریان پیدا می‌کند، یعنی هر بازی رشته‌ای تبادل مشخص و غالبا تکراری است، با ظاهری قابل قبول و دارای انگیزه‌ای پنهانی یا به زبان عامیانه‌تر رشته‌ای حرکت است با دام یا کلک».

لذتِ فضا (میثم صدر)

شاید برای‌تان جالب باشد کتابی بخوانید که پُر از تصویر است، و نویسنده سعی و تلاش ِ زیادی کرده که هر چیزی که می‌گوید را با عکس‌ها و طرح‌هایِِ گویا و در عین ِ حال زیبا توضیح بدهد. شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید جایی هست که تحلیل‌هایی بسیار خواندنی و مطبوع درباره‌یِ فضایِ معماریِ شهرهایِ مختلف و معروف ارائه می‌دهد. کتابی که تصاویر و نوشته‌هایِ استادانه‌اش دست در دستِ هم، اثری جذاب و آموزنده و فرح‌بخش آفریده‌اند. با این کتاب می‌توانید نرم‌-نرمک از آتن ِ باستانی شروع به قدم زدن کرده و فضا را در کمالِ متانت و خرسندی، تا برزیلیایِ مُدرن سیاحت کنید؛ سفری در زمان و مکان، هر دو با هم!
مشخصاتِ کتاب:
طراحی ِ شهرها / ادموند بیکن / ترجمه‌یِ فرزانه طاهری / انتشاراتِ مرکز ِ مطالعات و تحقیقاتِ شهرسازی و معماریِ ایران / چاپِ اول: 1376
زورق مست (یحیی بزرگمهر)

زورق مست
گزیده‌یِ اشعار آرتور رمبو
گزینش و برگردان از محمدرضا پارسایار
نشر نگاهِ معاصر
1384
آرتور رمبو چنانکه زندگی پر فراز و نشیب و کمابیش آشفته‌ای داشت، اشعارش نیز نشانی از این فراز و فرودهایِ زندگی شاعر را در خود ثبت کرده است. رمبو که در هجده سالگی از مسیحیت روگردان شده بود در پایانِ عمر و زمانی که تنها سی و هفت سال داشت به اصرار خواهرش و دم مرگ، کشیش را به بالین خود فراخوانده و نزدِ او اقرار می‌کند. این تردید و تردد میانِ ایمان و الحاد در اشعار رمبو نیز خود را نشان داده است. شعر رمبو زیبا، پر نگاره و تصویرگر احساساتِ عاشقانه‌یِ شاعر نسبت به زن، طبیعت و هستی است. کتاب شامل زندگینامه‌یِ رمبو، پیشگفتار مترجم و دسته‌بندیِ نوشته‌هایِ شاعر در چهاربخش به این ترتیب است: اشعار، ابیاتِ نو و نغمه ها، فصلی در دوزخ و اشراق‌ها.
رساله های میرزا ملکم خان ناظم الدوله (نیما دارابی)
گرد آوری و مقدمه: حجت الله اصیل، نشر نی، 1381.
ملکم خان از تئوریسین های جنبش مشروطه و از دولتمردان با نفوذ در عهد قاجار بوده است. وی از پیام آوران مؤثر تجدد در ایران بوده و بی شک از نخستین روشنفکرانی است که در تاریخ معاصر ما از اصلاح ساختار سیاسی و اداری سخن گفته و چنین روشنگری هایی را مکتوب کرده است. این کتاب با شرحی بر زندگی او، وجوه گوناگون اندیشه اش را در قالب بیست و پنج رساله گرد آورده است.
بی‌بال و پَر (طنزهایِ وودی آلن) (میثم صدر)

محمود مشرف آزاد تهرانی کتاب را ترجمه و نشر ِ ماه‌ریز آن را در قطع ِ جیبی منتشر کرده. این کتاب مجموعه‌ای ست از چندین داستان و نوشته‌یِ کوتاه از همه‌جا و همه‌کس، با تنوعی شگفت‌آور و طنزی وودی آلنی - که خیلی وقت است برایِ خودش تبدیل به یک ژانر ِ مستقل شده.
...
یک دختر با صد دلار صفحه‌هایِ بارتوکِ خود را به شما امانت می‌دهد، با شما شام می‌خورد، و بعد، وقتی حَشَری شدید، می‌گذارد تماشایش کنید. با صد و پنجاه دلار می‌توانید چسبیده به هم، رادیویِ اف‌ام گوش کنید و با سیصد دلار چنین عملیاتی نصیب‌تان می‌شود: یک دختر ِ سبزه‌یِ یهودیِ نارک‌اندام، وانمود می‌کند که شما را در موزه‌یِ هنر ِ مدرن بلند می‌کند، می‌گذارد که رساله‌یِ فوق‌لیسانس‌اش را بخوانید، در اِلاین شما را در یک جَدَلِ پُرجیغ و داد بر سر ِ برداشتِ فروید از زن شرکت می‌دهد و بعد هر طوری که شما دوست داشته باشید، تظاهر به خودکشی می‌کند - یک شبِ کامل برایِ بعضی‌ها، کلاهبرداریِ کامل، شهر ِ بزرگ، نیویورک.
درباره رنگ‌ها (مهدی انصاری)
"درباره رنگ‌ها" يادداشت‌هايي است كه ويتگنشتاين در هيجده ماهه‌ي پيش از مرگ نوشته و با ترجمه ليلي گلستان و با پي‌گفتاري از بابك احمدي توسط نشر مركز به چاپ رسيده است.
"بازپسين گفتگو" مصاحبه‌يي كه بني لويي با ژان پل سارتر انجام داده وپس از مرگش چاپ شده است،حرف‌هاي شنيدني كه جلال ستاري ترجمه كرده و از نشر مركز به بازار آمده است.
درستایش شرم (نگین)
درستایش شرم (جامعه‌شناسی حس شرم در ایران)
نوشته‌ی حسن قاضی مراد
نشر اختران-چاپ اول ۱۳۸۳

رنگ شرم٬ سرخ است.رنگ خشم و عصیان.در‌تجربه‌ی حس شرم٬سرخی حاصل خشم به خود و در‌پی آن٬ تمایل به عصیان علیه خود است؛ خود چه به مثابه‌ی یک فرد٬ و چه یک گروه٬یا طبق و یا یک ملت.
از همین‌رو چه کمیاب می‌نماید این سرخی!
آن هم برای ما ایرانیان که چه بسیار از نگریستن به خود و نقد خود گریزان‌ایم و چه کم سرخ می‌شویم.
در این رساله٬ ابتدا سعی شده تمایز حس شرم ٬ با حس گناه و حس تقصیر و حس اشتباه نشان داده شود.
سپس بر موضوع خود‌انگیختگی درونی فرد در تجربه‌ی حس شرم به‌عنوان تمایز اصلی میان درک سنتی و نوین از حس شرم تاکید شده است.
بطور مختصر دریافت‌های سنتی ایرانیان از حس شرم در قلمرو فرهنگی مورد توجه قرار گرفته و ارجاعاتی به متون کلاسیک دارد.
در پایان جایگاه شرم در قلمرو سیاسی-اجتماعی ایران و چگونگی تحقق آن در فرد و جامعه مورد توجه قرار گرفته است.
این کتاب خوان ۱۴۴ صفحه بیشتر ندارد.
گوربه‌گور (سر هرمس مارانا)
گوربه‌گورِ آقای فاکنر را معمولن ساده‌ترین و در عین حال کامل‌ترین رمان ایشان می‌دانند و خوش‌بختانه ترجمه‌ی گران‌قدر آقای دریابندری را نشر چشمه به چاپ چندم رسانده است. As I Lay Dying را نمی‌شد به‌تر از این ترجمه کرد. گوربه‌گور قصه‌ای است که به زور جلو می‌رود. جلو که نمی‌رود، انگار دو قدم به عقب برمی‌دارد و یک قدم به جلو. تا جایی که باورتان نمی‌شود چه‌طور بالاخره جنازه را به مقصد می‌رسانند. به قول آقای دریابندری، ساده‌گی آن تا حدی فریبنده است و دقایق و ظرایف آن غالبن در نگاه اول آشکار نمی‌شود. هر فصل، نام یکی از راوی‌های چندگانه‌ی این خط روایی پیش‌پاافتاده را بر خود دارد. روایت‌هایی که هرکدام ذره‌ای، واقعن ذره‌ای فقط، قصه را جلو می‌برند و اتفاقن خبری از تقاطع روایت‌ها و تناقض‌هایی که انتظارش را دارید، در آن نیست. گاس که اصلن همین برگ برنده‌ی آقای فاکنر بوده باشد. اما در نسخه‌ای که من دارم، طراح جلد و تصاویر کتاب، خانم مریم حسن‌نژاد است که به طرز عجیبی فضای خسته و ملال‌آور داستان را درک کرده است. بی‌خود نیست که این رنگ کاهیِ مقوای بازیافتی، و قهوه‌ایِ چِرکِ لکه‌های شبه‌فیگور روی جلد، در قیاس با فضای رمان، این همه در جای خودش قرار گرفته است. باید همین رنگ و حال و هوای جلد کتاب باشد که وقتی ماجرا را می‌خوانی، فضاها و آدم‌ها و رودخانه و جسد و حیوان را این همه انگار با فیلتر سپیا داری می‌بینی. گوربه‌گورِ آقای فاکنر، نه تنها شانس بزرگی بابت مترجم آورده‌ است، طراح هوشمند و نکته‌سنجی را نیز در انتخاب رنگ و بافت جلد و طرح‌ها و تصاویرش به خود دیده است.

خواب (میثم صدر)

نوشته‌یِ یان اُزوالد (Ian Oswald). ترجمه‌یِ محمدرضا باطنی. نشر ِ توتیا. چاپِ سوم: 1385. اگر می‌خواهید به زبانِ ساده و روان، چیزهایی علمی و دانستنی درباره‌یِ خواب بدانید، کتابِ «خواب» می‌تواند راهنمایِ خوبی برایِ شما باشد. ترجمه‌یِ خوب هم از محاسن ِ این کتاب است، و خلاصه، اگر در این زمینه، دغدغه و سوال دارید، با خواندن‌اش، شروع ِ خوب، بی-سر-و-صدا و نسبتا مفرّحی خواهید داشت.

هزار خورشید رو (سرزمین رویایی)
در ماهی که گذشت رمان هزار خورشید رو اثر دوم خالد حسینی نویسنده‌ی رمان پرفروش بادبادک باز که هشت میلیون از آن در سی‌ کشور فروش رفت به بازار امریکا و اروپا وارد شد. هزار خورشید رو در حالی منتشر می‌شود که چهار سال از زمان انشار بادبادک‌باز می‌گذرد. رمانی که عنوان پرفروش را برای خودش در سال 2003 کسب کرد. تا پایان سال جاری میلادی نیز فیلمی بر اساس آن توسط یک شرکت هالیوودی ساخته خواهد شد. هزار خورشید رو به زودی به فارسی هم ترجمه خواهد شد حس لطیف رمان‌های خالد حسینی را از دست ندهید.

كتاب موجودات خيالي (ازموسیس)
اين كتابي‌ست كه شبيه هيچ كتاب ديگري نيست. اين كتابي‌ست كه به اندازه‌ي يك ديمانسيون شما را به سرزمين خيال «دورتر» مي‌كند. دائرةالمعارف كوچكي‌ست براي معرفي موجودات خيالي از اين‌سو و آن‌سوي دنيا. جن و غول و نسناس را هم آنجا پيدا مي‌كنيد. و چه كسي مي‌تواند نويسنده‌ي اين كتاب باشد جز بزرگترين «خالي‌بند» تاريخ؛ بورخس
کتاب اعتیاد (سپینود ناجیان)
کتاب اعتیاد، رمان، شهریار وقفی‌پور، نشر قصه، 1384، اگر کتاب را تهیه کردید و خواندید، تصدیق می‌کنید که نوشتن از آن، حتا در حد چند خط دشوار است. این رمان با پیروی از منطق خواب و رویاگونه، روایت را داخل گردابی می‌اندازد و شمایید که در این دوایر سرگردانید. شاید بتوان به جرات گفت که شهریار وقفی‌پور از معدود نویسندگان ایراتی است که خوانشی درست از پسامدرنیسم دارد و آن را به عمل در داستان‌های کوتاه‌اش و این رمان ثابت می‌کند... اگر اهل تجربه‌های آزاد و متفاوت‌اید خواندن این کتاب توصیه می‌شود.
در جستجوی زمان از دست رفته (امیرپویان شیوا)

نوشته‌ی مارسل پروست، ترجمه‌ی مهدي سحابي، نشر مرکز
می‌گویند مشاور انتشاراتی اولن‌دورف، درباره‌ی در جستجو گفته که نمی‌فهمد چطور می‌شود دلبسته‌ی کتابی شد که سی صفحه‌ی آن وصفِ حالِ آقایی‌ست که در بسترْ این‌دنده آن‌دنده می‌شود تا خوابش ببرد. امّا به‌هرحال، کتاب اکنون دلبستگانِ فراوان دارد و فلاسفه‌ی بسیاری، درباره‌اش نوشته‌اند.
اگر از بارت تبعیّت کنیم بندِ نخست در جستجو... رمزگشای داستان است؛ بندی که با «دیرزمانی زود به بستر رفته‌ام...» آغاز می‌شود یا روشن‌تر، بندی که به «خواب» می‌پردازد. البتّه، خواب هم خوب و بد دارد. خوابِ خوب، با بوسه‌ی گران‌بها و شکننده‌ی مادر همراه است که راوی باید از ناهارخوری به اتاق خواب ببرد و در همه‌ی مدّتی که لباسش را درمی‌آورد، حفظش کند. و این به قول ریکور، زمینه‌ی آیینی معمولی‌ست که خاطرات بر آن سامان می‌یابند: «بوسه‌ی امتناع‌شده‌ی مادرانه، به هنگام آمدن سوان؛ بوسه‌ی انتظارکشیده در اضطراب؛ بوسه‌ی باز هم گدایی‌شده در پایان مهمانی؛ بوسه‌ی سرانجام دریافته‌شده، امّا در دم عاری‌شده از کیفیّت خوش‌بختی منتظَر.» یک‌کلام،در جستجو را بخوانید.
سالومه (یحیی بزرگمهر)
نوشته‌ی اسکار وایلد، ترجمه‌ی عبدالله کوثری ـ نشر هرمس
رمانِ سالومه از نویسنده یِ مشهور و جنجالی ایرلندی، اسکار وایلد، به سرپنجه یِ توانایِ عبدالله کوثری به فارسی برگردانده شده است. فضایِ رمان برگرفته از فرجام یحیی در عهدِ عتیق است. رمانی کوتاه اما بسیار دلپذیر، همراه با زیبایی منحصر بفردِ نثر اسکار وایلد و نیز ته مایه هایِ فلسفی و شک انگارانه که در نوشته هایِ وایلد بویژه نسبت به مسائلی چون خدا یا دین می توان سراغ گرفت.
آليس در سرزمين عجايب (امین)

نوشته‌ی لوئيس کرول، ترجمه‌ی محمدتقی حران، نشر جامی، ۱۳۷۴
از داستان‌های کلاسيک ادبيات انگليسی، و از پيشگامان ادبيات چرند (literary nonsense). اين مقاله معرفی خوبی است از اين کتاب و دنباله‌اش، آليس آن سوی آينه، به همراه بررسی ترجمه‌های مختلف فارسی از آن.
تطوّرات گفتمان‌های هویّتی ایران: ایرانی در کشاکش با تجدّد و مابعدِ تجدّد ()
نوشته‌ی حسین کچویان ـ نشر نی
دکتر کچویان ـ استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران ـ را بیشتر با سبکِ لباس پوشیدنِ غریبش می‌شناسند و با شرکتش در گفتگوهای سینمایی تله‌ویزیون؛ با کتابش درباره‌ی فوکو و نیز، تحلیل‌هایش از تحوّلات سیاسی روز انگلستان. او که اکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هم هست، در کتابْ با استفاده از بررسی‌های مختلف درباره‌ی هویّت ملی ایرانی‌ها، تلاش آن‌ها را در بازیابی و تعریف هویّت‌شان از پیش از نهضت مشروطه تا دوران پس از انقلاب اسلامی توصیف کرده. کتاب، دیرینه‌شناسی کوشش انسانِ ایرانی‌ست برای بافتنِ پرسشِ کیستی جمعی و بنابراین بیشتر بر جهان گفتمان‌ها تأکید دارد تا قلمرو و اعمال غیرگفتمانی.
از هويت تا خشونت ()
مقاله‌ای در باب کتاب «از هویت تا خشونت» که توسط خسرو ناقد نوشته شده است و اولین بار در بی‌بی‌سی منتشر شده است. برای خواندن مقاله در سایت شخصی خسرو ناقد روی این لینک کلیک کنید.
مشکله‌ی هویّت ایرانیان امروز: ایفای نقش در عصر یک تمدّن و چند فرهنگ ()
نوشته‌ی فرهنگ رجایی ـ نشر نی
دکتر رجایی ـ که دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه کارلتون در شهر اتاوای کاناداست ـ در این کتاب به مسأله‌ی هویّت ایرانیان امروز می‌پردازد و سعی می‌کند با معرّفی و تحلیل چهار عنصر عمده‌ی سازنده‌ی هویّت ایرانی یعنی ملیّت، دین، سنّت و تجدّد و انتخاب لایه‌ها و مؤلّفه‌هایی از هر یک از این چهار عنصر، تلفیقِ تازه‌ای از هویّت ایرانی به دست دهد و پاسخ نویی برای پرسش «ایرانی کیست؟» بیابد. عنوانِ فرعی کتاب، گویای تصوّر مؤلّف از وضعیّت کنونی‌ست که ویژگی آن وجود یک تمدّت ـ یعنی تمدّن فناواری ـ و چند فرهنگ است.
سوژه، استیلا و قدرت ()
نوشته‌ی پیتر میلر، ترجمه‌ی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده ـ نشر نی
سوژه، هم‌بسته‌ی معنایی هویّت است. کتاب، با برگزیدنِ چهار فیلسوف ـ هورکهایمر، مارکوزه، هابرماس و فوکو ـ دیدگاهِ آن‌ها را درباره‌ی سوژگی و ارتباط آن با قدرت و استیلا برمی‌رسد و مقایسه می‌کند. نگاهِ گاه معارض بعضی از این چهار فیلسوف به قدرت و نقش آن در سوژگی، خواندنِ کتاب را جذّاب ساخته. پیتر میلر استاد فلسفه‌ی سیاسی‌ست و سرخوش و جهاندیده، مترجم‌های زبردستی‌اند که اغلب با ترجمه‌ی آثار فوکو شناخته‌شده‌اند.
هویّت‌های مرگ‌بار ()
نوشته‌ی امین معلوف، ترجمه‌ی مرتضا ثاقب‌فر ـ انتشارات ققنوس
امین معلوف، نویسنده و روشنفکر عرب-فرانسوی‌ست که در ۱۹۷۶ و در سن ۲۷ سالگی لبنان را به قصدِ اقامت در فرانسه ترک می‌کند. او در مقدّمه‌ی کتاب می‌گوید بارها افرادی با نهایتِ حسن نیّت از من سؤال کرده‌اند که خود را بیش‌تر فرانسوی احساس می‌کنم یا بیش‌تر لبنانی؟ و خود پاسخ می‌گوید که «هر دو!».
کتاب نقد درکِ مفهومی ثابت از هویّت است. معلوف، با نگاهی روشنفکرانه، توهّمات حاصل از هویّت و تعلّقات متناسب با آن‌را نکوهش می‌کند و خواننده را به «انسان‌دوستی باز و بی‌کرانه» می‌خوانَد؛ تا با یک تیر و دونشان، انسان‌ها را هم از یک‌سان‌سازی نجات دهد و هم از روحیه‌ی بسته و منزوی ایلیاتی برهاند.
هویّت اجتماعی ()
نوشته‌ی ریچارد جنکینز، ترجمه‌ی تورج یاراحمدی ـ نشر شیرازه
کتاب، ترجمه‌ی اثر معروف و درسی جنکینز است که در اصل از سوی انتشارات راتلج منتشر و در مجموعه‌ی «مفاهیم علوم اجتماعی» نشر شیرازه زیر نظر مراد ثقفی ترجمه و چاپ شده. کتاب، شرح نسبتاً کاملی‌ست از مفاهیم و نظریّه‌های مرتبط با هویّت اجتماعی با نثری ساده و آسان‌خوان که به اساسی‌ترین و درشت‌ترین موضوعات در این زمینه می‌پردازد و خواننده را با دیدگاه‌های خصوصاً جامعه‌شناسی و کمتر روان‌شناسی و مردم‌شناسی درباره‌ی هویّت اجتماعی آشنا می‌سازد.
تجدّد و تشخّص: جامعه و هویّت شخصی در عصر جدید ()
نوشته‌ی آنتونی گیدنز، ترجمه‌ی ناصر موفقیان ـ نشر نی
گیدنز یکی از نام‌دارترین جامعه‌شناسان زنده‌ی دنیاست که ارتباطی هم با سیاست‌مداران انگلیسی دارد و بیش از همه با کتاب درسی مشهورش «جامعه‌شناسی» شناخته‌شده. کتاب حاضر، ربطِ بین تجدّد ـ یا مدرنیته ـ و هویّت شخصی ـ یا تشخّص ـ را وامی‌کاود و استدلال می‌کند که نظم مابعدِ سنّتی با ویژگی‌های خاص خودش، چطور فعّالیّت‌های شخصی و زندگی روزمرّه را دستخوش تغییر می‌سازد و چطور در اثر این تحوّلات هویّت شخصی افراد و روایت آن‌ها درباره‌ی خودشان مورد تجدید نظر قرار می‌گیرد.
هم‌نام ()
نوشته‌ی جومپا لاهیری، ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت ـ نشر ماهی
کتاب، بیش از آن مشهور است که نیازی به معرّفی داشته باشد. امّا به بهانه‌ی شماره‌ی ويژه‌ی هویّت می‌توانید آن‌را بازخوانی کنید. گفته می‌شود انسان‌ها پیش از تولّد هم دارای هویّت‌ند؛ چراکه معمولاً اسمی برایشان انتخاب می‌شود. آن‌ها ناخواسته پیش از گام نهادن به دنیای آدم‌ها و به نظم خیالی، یک‌بارْ با انتخابِ نام به نظم نمادین پای می‌گذارند. حالا تصوّر کنید کودکی را که در لحظه‌ی تولّد نامی ندارد. چالش قهرمانِ داستان با هویّتش پیش از تولّد آغاز می‌شود و در سراسرِ زندگیش ادامه می‌یابد. او که مانند نویسنده‌ی کتاب، چندفرهنگی‌ست، معضل هویّتیش را از بدو تولّد با خود به دوش می‌کشد.
جومپا لاهیری، متولّد ۱۹۶۷ لندن و از پدر و مادری مهاجر است و اکنون در نیویورک زندگی می‌کند. لیسانس ادبیات انگلیسی را از بارنارد کالج گرفته. از دانشگاه بوستون، فوق لیسانس در سه رشتة انگلیسی، نویسندگی خلاق و مطالعات تطبیقی در هنر و ادبیات و نیز دکتری مطالعات رنسانس دریافت کرده. امیرمهدی حقیقت را هم جز با ترجمه‌های دقیقش، اهالی دنیای مجازی با وبلاگِ خوبش می‌شناسند.
هفت به‌علاوه یک ()
اين كتاب گفتگوهای کوروش ضیابری با هفت نويسنده‌ي ايراني است. از جمله گفتگوی با جواد مجابي كه با آثار متعدد ادبي، يكي از سرشناسترين نويسندگان ايراني است و كارهايش به زبانهاي مختلف ترجمه شده‌اند، و نيز شهرام رحيميان، نويسنده‌ي ايراني ساكن آلمان كه تنها در ايران به غير از كوروش، يك بار ديگر مصاحبه كرده بود، گفت‌وگو كرده است.
عدد «يك» باقيمانده در عنوان كتاب، گفت‌وگويي است كه روزنامه‌ي جام جم پس از كسب عنوان جوانترين خبرنگار دنيا با كوروش ضيابري انجام داد.
لذّت متن ()
رولان بارت، ترجمه‌ی پیام یزدانجو، چاپ اوّل، ویراستِ دوّم، ۱۳۸۳، نشر مرکز
میسن کولی، درباره‌ی بارت می‌گوید که شهرتش در فرانسه ـ قابلِ مقایسه با سارتر ـ در حدّی بود که در کشورهای دیگر، تنها ستارگان ورزش و سینما می‌توانستند به آن دست یابند. هنگامی‌که در ۱۹۸۰ میلادی در اثر سانحه‌ی رانندگی، در گذشت، کرسی استادی کولژ دو فرانس را در اختیار داشت و در اوجِ قلّه‌ی نظام آکادمیک فرانسه نشسته بود و سخنرانی‌هایش، مخاطبان بی‌شمار داشت.
لذّت متن، گزین‌گویه‌ها و تکّه‌نوشته‌هایی‌ست در دفاع از خواندن و نوشتن. بارت در کتاب، نشان می‌دهد که آثار ادبی محمول شناخت و دانش نیستند؛ بلکه، محمولِ لذّت‌اند. بارت، دو گونه‌ی متفاوتِ خوشی ـ یعنی لذّت و سرخوشی یا کامجویی ـ را از هم تفکیک می‌کند و دوّمی را ناشی از متن‌هایی می‌داند که خواننده باید نویسنده‌وار عمل کند و اجزای متن را به هم بپیوندد. در حالی‌که اوّلی، از متن‌های خواننده‌وار برمی‌خیزد؛ متونی که خواننده با ارجاع به اشکال و رمزگان‌های ادبیات، آن‌را در می‌یابد.
تأمّلات ()
مارکوس اورلیوس، ترجمه‌ی عرفان ثابتی، چاپ اوّل، اسفند ۱۳۸۴، نشر ققنوس
«وقتی کسی تو را ناراحت می‌کند و می‌رنجاند، پیش از هر چیز از خود بپرس که او از خوب و بد چه برداشتی دارد؟ اگر این را بفهمی، با او هم‌دلی خواهی کرد و خشمگین و عصبانی نخواهی شد. ممکن است فهم تو از خوب و بد شبیه یا عین فهم او باشد. در این‌صورت، باید او را ببخشایی. شاید هم فهم تو از خوب و بد با فهم او متفاوت باشد. در این‌صورت وی گمراه و شایانِ دل‌سوزی‌ست. آیا این کار، خیلی سخت است؟»
مارکوس اورلیوس، همان امپراتور-فیلسوفِ رواقی همیشه غمگین است که بین سال‌های ۱۲۱ تا ۱۸۰ میلادی زندگی و حکومت کرد و در دوره‌ی زندگی‌ش سختی‌های فراوان ـ زمین‌لرزه، ناخوشی‌های همه‌جاگیر و جنگ‌های دراز و دشوار و طغیان‌های نظامی ـ دید. کتابِ «تأمّلات» یا «اندیشه‌ها»، احتمالاً برای انتشار نوشته نشده است. مخاطبِ کتاب ـ که مشتمل بر دوازده بخش است ـ خودِ اوست. راسل معتقد است که کتاب، نشان می‌دهد او وظایفش را چونان باری سنگین بر دوش خود حس می‌کرده و از خستگی شدید رنج می‌برده. اورلیوس، امپراتوری بود که برای روحیّه‌ی حکمران‌ها را نداشت. در برابرِ او، اپیکتتوسِ غلام، (در حدود ۶۰ تا ۱۲۰ میلادی) فیلسوفی رواقی ولی از طبقه‌ی فرودست بود. اگر امپراتور، از اوج رفعت و جلال به پایین نگریست و در دل هر شادی و شعفی، رنج و غمِ نهفته دید، به قول توماس، غلام از حضیضِ خفّت و خواری سربلند کرد و دید حتّا در دل رنج و غم هم می‌توان سراغ لذّت و شادی و سرور را گرفت.
کتاب، از این‌جهت نیز خواندنی‌ست که رواقی‌گری تقریباً هم‌زمان با اپیکورگرایی پدید آمد. امّا نگاهِ این دو مکتب به زندگی و لذّت، نگاه‌های متفاوت و نیز در دوّمی متغیّری بود ـ که بیش از همه در نوشته‌های اورلیوس نمود پیدا کرده است.
بلوار دل‌های شکسته ()
مجموعه‌ی داستان، پرویز دوائی، ، چاپ اوّل، ۱۳۸۴، نشر روزنه‌کار
پرویز دوائی، منتقد و تحلیل‌گرِ فیلم را همه با سینما و احتمالاً این اواخر با ترجمه‌اش از «تنهایی پرهیاهو» می‌شناسیم. امّا خواندن خاطرات و داستان‌هایش بسیار لذّت‌بخش‌اند. از همه بهتر، شاید قطعاتِ بلوار دل‌های شکسته باشد. داستان‌های بلوار دل‌های شکسته، به قول هوشنگ گلمکانی در ستایش عشق و زیبایی و رؤیاست و کتاب، سرآمدِ سبکِ دوائی. گلمکانی در درآمدی که بر آن نوشته، از فیلمسازِ گرجستانی جوانی یاد می‌کند که در تاجیکستان با او برخورد کرده. جوانی که فیلم‌ش گلمکانی را به یادِ نوشته‌های دوائی انداخته. گلمکانی به جوانِ فیلمساز می‌گوید که فیلمش را دوست داشته و اضافه می‌کند که ساخته‌اش بسیار شبیه نوشته‌های نویسنده‌ای ایرانی‌ست.
فیلمسازِ گرجی، علاقه‌مند می شود نسخه‌ای از «بلوار دل‌های شکسته» را داشته باشد تا به کمک فارسی‌زبانی در کشورش، آن‌را بخوانَد. گلمکانی، نوشته‌اش را این‌طور تمام می‌کند: «حالا منتظرم این کتاب از چاپ دربیاید تا یک نفرِ دیگر را هم در این عیش و لذّت و سرمستی شریک کنم.»
نشانه‌شناسی کاربردی ()
فرزان سجودی، نشرقصه، چاپ دوم 83
این کتاب پژوهشی است از استاد نشانه‌شناسی، فرزان سجودی، که مبنای تحقیقات و رساله‌ی دکتری او و از منابع درسی دانشگاهی است. در این کتاب علاوه بر مقدمه‌ای به نشانه‌شناسی و زبان‌شناسی از نظریات مختلف، رمزگان، محورهای هم‌نشینی و جانشینی و اسطوره‌ها و تحلیل متن با زبانی ساده و قابل فهم سخن به میان می‌آید و در بخش آخر، نظریه‌ای توسط مولف به نام نشانه‌شناسی‌ لایه‌ای مورد بحث قرار می‌گیرد.
شرق بنفشه ()
مجموعه‌ی داستان، شهریار مندنی‌پور، نشر مرکز، چاپ سوم 81
شرق بنفشه شامل نه داستان کوتاه است. داستان‌هایی که علاوه بر زبان زیبا و برجسته، دلالت‌های بسیاری یر اسطوره‌ها و نمادها دارد. استفاده‌ی به جا از نشانه‌ها و آیین‌ها که در اثر کمی ِ استفاده رو به فراموشی است، در قالب زبانی شاعرانه هم‌آهنگی با مضامین عاشقانه و فضاهای غریب و در عین حال معاصر، داستان‌های خواندنی‌ای را در این مجموعه ساخته است. بهار و یاد شکوفه‌های بهارنارنج شیراز می‌تواند بهانه‌ی زیبایی برای به دست گرفتن این کتاب باشد.
مارکووالدو ()
نوشته ایتالو کالوینو، برگردان سمانه افسری، نشر سروش
مارکووالدو کتاب دوست‌داشتنی و راحتی است. مارکووالدو از آن شخصیت‌هاست که این روزها زیاد پیدایشان نمی‌شود، برای همین اگر بشناسیدش فراموشش نمی‌کنید. اصلاً ببینید خود کالوینو چه نوشته در موردش: «... این مارکووالدو آدمی بود که چندان برای زندگی در شهر ساخته نشده بود: چراغ‌های راهنما، اعلان‌ها، ویترین‌ها، تابلوهای نئون و پوسترها که همه و همه محض جلب توجه مردم است، هرگز نگاهش را که گویی روی ماسه‌ی صحرا می‌لغزد به خود معطوف نمی‌کرد. ولی، در عوض، برگی نبود که بر شاخه‌ای زرد شود و او متوجه نشود؛ پری چسبیده بر روی سفال شیروانی، خرمگسی روی گرده‌ی اسبی، لانه‌ی موریانه‌ای درون تکه چوبی و پوست انجیری در پیاده‌رویی محال بود از نظرش مخفی بمانند...»
داستان صفحه آخر این شماره از این کتاب است: «ماه و ـیناک»
دفتر خاطرات فرشته‌ها ()
کامبیز درم‌بخش، نشر افق
خیلی‌ها با کاریکاتورهای کامبیز درم‌بخش زندگی کرده‌اند. خیلی‌ها می‌دانند چه ذوقی دارد آقای درم‌بخش که دل بسوزاند برای یک برگ درخت یا چند کتاب ترک‌شده. ولی لابد خیلی‌ها نمی‌دانند چه‌قدر دقیق یادش است وقتی فرشته بوده چه روزگاری داشته است. چه آرزوهایی، چه ناراحتی‌هایی، چه خوشحالی‌هایی. حالا آقای درم‌بخش در این کتابش همه‌شان را کشیده و نوشته. آن‌قدر زیبا که گمان نمی‌کنم به این زودی یادتان برود.
گاهی مرا به نام کوچک بخوان ()
مجموعه شعر، علی صالحی بافقی، نشر نگیما
علی صالحی متولد 1354 بوده و مهندسی پتروشیمی خوانده است. در زمینه شعر و داستان و کاریکاتور فعالیت می‌کند و این اولین مجموعه شعر منتشر شده اوست.

اعماق
ماهی از اعماق اقيانوس چه ميداند؟
من از تو چه ميدانم؟

شادی
چه شادم امروز
به اندازه تمام ابرهای زمستانی
و گريه هايشان.

وسعت
حجم تنهايی ام در مشت تو،
اندازه قلبت:
تمام درياهای جهان!
گفتگو با بورخس ()
ریچارد بورخین، ترجمه کاوه میرعباسی، نشر نی
برای هر کس که بخواهد این نابغه را بشناسد. کتاب مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های بیست سال آخر عمر بورخس است در جاهای مختلف، از دانشگاه‌های آمریکا تا خانه‌اش در بوئنوس‌آیرس. می‌توانید از شوخ‌طبعی بورخس لذت ببرید و نظراتش در مورد خدا، شعر، ادبیات انگلیسی و بسیاری مسایل دیگر را بخوانید.
فلسفه سیاسی ()
جین همپتن، برگردان خشایار دیهیمی، طرح‌نو، 1380
کتاب «فلسفه سیاسی» پنجمین کتاب از سری کتابهایی است که با کتاب «فیلسوفان سیاسی قرن بیستم» آغاز شد و با کتاب‌های فلسفه سیاسی آیزایا برلین، جان استوارت میل، فون هایک ادامه پیدا کرد. در مقدمه کتاب خانم جین همپتن که در سال 1996 در گذشت به بررسی مفهوم فلسفه سیاسی می‌پردازد و پیشینه آن را و مباحثی که در فلسفه سیاسی مطرح است را بررسی می‌کند.
در این کتاب مترجم (خشایار دیهیمی) در برابر چند اصطلاح که در متن انگلیسی وجود دارد برابرنهادهایی پیشنهاد می‌کند که شاید برای کسانی که به این حوزه علاقه‌مند باشد کمی نامانوس است که در متن کتاب نیز بسیار از آن استفاده شده است که لازم می‌شود خواننده توضیحات مترجم را به دقت بخواند.
درباره اينترنت ()
نگاهي فلسفي به اينترنت: آنچه اينترنت نمي‌تواند انجام دهد/ هيوبرت دريفوس /ترجمه علي ملائكه ناشر:گام نو /کتابی است در باره خطرات و چلشهای اینترنت و فرهنگ سایبرسپیس ، خطر نيهيليسم و وحذف واقعیت و تجسد انسانی.
صید قرل‌آلا در آمریکا ()
ریچارد براتیگان، ترجمه‌ی پیام یزدانجو، نشر چشمه
معرفی براتیگان چیزی است در حدود معرفی تولستوی. یعنی کمی پررویی می‌خواهد. ولی وقتی برای بار اول کتاب را بخوانید (بار دوم هم حتی) احساس خواهید کرد یک قطار کرگدن از رویتان گذشته است، یا یک اتوبوس آکاردئونی. توصیفش بیشتری هم لازم نیست. براتیگان یعنی یکی از یک منظومه شمسی دیگر. پشت جلد صفت خوبی برایش پیدا کرده‌اند، نویسنده‌ی سودایی. صید قزل‌آلا شاهکار براتیگان است.
وِیژه‌نامه همشهری جوان ()
همشهری جوان این ماه ویژه کارتون‌های دوران کودکی‌مان است. تقریباً هر چه که تلویزیون این مملکت به عنوان کارتون پخش کرده است حداقل یک ستونی دارد برای خودش در این ویژه‌نامه. یک سی‌دی هم همراهش هست که گویا برش‌هایی از کارتون‌ها را دارد. خلاصه نوستالژی با دوز بالا. البته قاعدتاً باید دکه‌ها تمام کرده باشندش.
یک درخت، یک صخره، یک ابر ()
برجسته‌ترین داستان‌های کوتاه دو قرن اخیر، برگردان حسن افشار، نشر مرکز
سه نفر آدم نشسته‌اند تصمیم گرفته‌اند داستان‌های کوتاه جاودان کدام‌ها هستند. نتیجه کتابی قطور است که در سه دوره زمانی زیباترین‌ها را یکجا جمع کرده است. خواندنش مانند گذراندن یک روز آفتابی در لوکس‌ترین شهر دنیا، در فاخرانه‌ترین لباس‌‌ها و با زیباترین بانوی دنیاست. این کتاب ضیافت بی‌انتهای ادبیات است.
بازگشت یکه‌سوار ()
پرویز دوایی / چاپ اول 1370
مجموعه‌ای از خاطرات کودکی و نوجوانی استاد «پرویز دوایی» است که از نثر شیوایش پیداست سال‌ها بعد نوشته شده، اما هرچه که هست، به غایت رنگی و پرحاشیه تعریف‌شان کرده. تمام فضای آن سال‌ها را می‌شود با خط‌به‌خطِ کتاب مرور کرد، باور کرد و در کوچه‌های پر دار و درختش گم شد. از آن کتاب‌هایی‌ست که راحت می‌شود دوستش داشت و بارها دوباره از نو خواندش.
تابستان 1370 وقتی "بازگشت یکه‌سوار" منتشر شد، خوشحالی "بهرام ری‌پور" که کتاب به او تقدیم شده بود کمتر از "پرویز" در آن دورترها- پراگ- نبود. چون "بهرام" در واقع قهرمان اصلی خاطرات سال‌های دور پسرخاله بود...
اولین بار این بهرام بود که پرویز را ترغیب به نوشتن خاطراتش کرده و بعد هم به صورتی مستمر پی‌گیر آن شده بود تا شاید او را از روحیه‌ی مأیوس و بی‌تفاوت ان ایّام خارج کند. چنین هم شد و پرویز بالاخره کار را شروع کرد. دوسال بعد، اولین خبرها رسید:
(...خاطرات سینمایی بنده به پایان رسیده، یعنی دست‌نویس خیلی اولیه‌اش، حالا باید مقداری خورده پاشیده‌ها را که آدم بعداً یادش می‌آید لای دستش زد و قاطی‌اش کرد، هنوز مقادیری کار دارد... من این قضیه‌ی سینما به هرحال برایم یک بهانه و یک زمینه‌ای بوده برای این‌که رویش یا دور و ورش از زندگی حرف بزنم، از کوچه‌ها و خانه‌ها و خواب‌ها و آدم‌ها و عشق‌ها، بازی‌ها و حس‌های آن‌زمان... حالا تا ببینیم چی از آب درمی‌آید...) » این‌ها را «جمال امید» پشت جلدِ همین کتاب نوشته. ما از خودمان در نیاوردیم.
پ.ن: بهرام ری‌پور / 1375– 1315 / سینمایی‌نویس، مترجم، کارگردان سینما
هم‌نام ()
جامپا لیری، برگردان امیرمهدی حقیقت، نشر ماهی، 1384
هم‌نام داستان تلخ و شیرین مهاجرت است، مهاجرت از وطن به دنیای پر زرق و برق غرب و خاطراتی که فراموش نمی‌شوند حتی توسط نسل بعدی که غرب را وطن خود می‌داند. شاید هم داستان کشف خود باشد، بعد از شناخت خود و جنگیدن با خود و در نهایت رضایت دادن به آنچه که هستیم و بودیم. شاید هم داستان نباشد، روایت زندگی یکی از ما باشد، زندگیی که قل می‌خورد، مثل سیبی که پرت کرده باشیم هوا و تا به زمین می‌رسد هزار بار می‌چرخد.
متن‌هایی برای هیچ ()
ساموئل بکت / ترجمه‌ی علی‌رضا طاهری عراقی / نشر نِی
قیافه‌ی «ساموئل بکت» با آن پوستِ زمخت و چین و چروکِ مخدوش و موهای سفیدِ به‌هم‌ریخته و ابروهای پاچه بزیِ درهم و خط‌های عرضی بی‌حساب و کتابِ روی پیشانی‌اش، بیشتر به این ناظم‌های بی‌چاک و دهانِ‌ مدرسه‌های دولتی می‌ماند، تا «ساموئل بکت». اما او عالی‌جناب «ساموئل بکت» است. هیچ وقتِ خدا هم ناظم هیچ مدرسه‌ی دولتی یا غیر دولتی‌ای نبوده.
به‌نظر نمی‌رسد سیزده نوشته‌ی سه-چهار صفحه‌ایِ «متن‌هایی برای هیچ» ربط خاصی باهم داشته باشند. اما مطمئنم اصلاً به آن آدمی که پرتره‌اش روی جلد کتاب هم هست، نمی‌آید همچین چیزهایی نوشته باشد.
پر است از عبارت‌های بسیار کوتاه که با «،» از هم جدا شده‌اند. مقدمه و مؤخره‌ای هم در کار نیست. این‌که این‌بابا این‌ها را کِی نوشته؟ کجا نوشته؟ برای چی نوشته؟ پست‌های بی‌قاعده و گاه‌به‌گاه این وبلاگ‌های روشنفکرمآب را دیده‌اید؟ عین همان‌ها.
طرح زیبای روی جلد را که رد کنید، سرجمع 84 صفحه است که تا به متن شماره‌ی یک برسید، پنج صفحه‌اش گذشته. از این سیاه‌قلم‌های باکلاس خارجی هم چندتایی وسطش دارد. خودتان حسابش را بکنید.
کاری نداریم که ترجمه‌ی متواضع و سرراستی هم ندارد و بعضی معادل‌های انتخاب شده، وسطِ متن تکه‌تکه‌ی «بکت» توی ذوق می‌زند. مثل «راه‌کوره‌های نامشخص میش‌رو»، که یحتمل همان «کوره‌راه‌های پرتِ مال‌رو» باشد. اما تویِ کتاب، اولی را نوشته. عرض کردیم که مدیونِ کسی نباشیم.
داستان‌های کوتاهِ امریکای لاتین (دو جلد) ()
گردآوری: روبرتو گونسالس اچه‌وریا / ترجمه‌ی عبداللـه کوثری / نشر نِی
همچین خیال برتان ندارد. از آن کتاب‌های قطور قطع وزیریِ خوش رنگ و لعابی که بگذارید توی کتابخانه و پزش را بدهید خبری نیست. جلد اولش بیست‌وشش داستان دارد، جلد دومش سیزده‌تا. در هردو جلد هم چندتایی از داستان‌ها مربوط به ادبیات دوره‌ی استعمار امریکای لاتین است، چندتایی مربوط به «دوره‌ی جدید»، که طبق افاضاتِ مترجم، یعنی «دورانی که ادبیات بدل به فعالیتی آگاهانه در کشورهای امریکای لاتین شده است»، بقیه هم دوره‌ی معاصر.
اصولاً فکر می‌کنم ادبیاتِ امریکای لاتین را باید بگذاری باد بخورد، تا بیاید و برسد به حوالی «بورخس». با این حساب، تکلیفِ دوره‌ی استعمار و «دوره‌ی جدید» روشن است. یعنی شش داستانِ جلد اول و چهار یا پنج داستانِ جلدِ دوم کشک...
حالا اگر زد و حوصله‌ای بود و یکی دوتایشان را خواندید، باورتان می‌شود که خلاف عرض نمی‌کنیم. اما از دوره‌ی معاصر می‌شود نمونه‌های خوبی پیدا کرد.
هرجور حساب کنید، جلد دوم کتاب خیلی از اولی فقیرتر است. چه به‌لحاظ تعداد داستان‌ها، چه آبرومندی نویسنده‌ها چه هزارتا چیز دیگر. آن‌قدر که شاید بشود رگه‌هایی از سودجویی ناشر را هم درش پیدا کرد. فکرش را بکنید؛ پشتِ جلدِ کتاب نوشته باشد: «در این قسمت با برخی از بهترین نویسندگان امریکای لاتین آشنا می‌شویم...»، پشت‌بندش هم اسم و صفت و نشانی چندتا از همین «بهترین‌ها» را داده باشد، آن‌وقت بازش ‌کنید و همین‌جور اللـه‌بختکی ورق بزنید، ببینید وسطِ کتاب به‌جای آن چندخط توضیحی که پیش از هر داستان درباره‌ی نویسنده‌ می‌آید، درباره‌ی یکی‌شان نوشته: هرچه گشتیم، هیچ‌کجا چیزی درباره‌ی این‌ نویسنده پیدا نکردیم (نقل به مضمون). حس خوبی به آدم نمی‌دهد. حالا آن 1800 تومان پولی که بالایش داده‌اید به کنار.
عقرب روی پله‌های راه‌آهن اندیمشک یا از این قطار خون می‌چکه قربان ()
رمان / حسین مرتضائیان آبکنار/ نشر نی
از خط به خطش پیداست، با نویسنده‌ای طرفیم که جنگ را خوب می‌شناسد. اما داستان روایت جنگ نیست. قصه‌ی «آدم‌ها»ی جنگ است. همین جنگ خودمان که هشت سال طول کشید. اما از توپ و تانک و فانتوم و مسلسل چیزی به رخت نمی‌کشد. آدم‌هایش به یک «حاجی» و یک «سید» محدود نمی‌شوند و از آن حاله‌ی تقدس آزار دهنده‌ای که به خوردِ هر فیلم و سریال و کتاب و نوار و چیز دیگر «جنگی»‌مان رفته، نشانی ندارد. از وحشت‌ها و کابوس‌ها و توهم‌های جنگ خالی نیست. هیچ ارزشی را هم بی‌ارزش جلوه نمی‌دهد. داستان شسته‌رفته و تمیزی از آب درآمده که خواندنش در این وانفسای بی‌کتابی، تجربه‌ی خوشایندی‌ست. یک چیز دیگر هم هست؛ فضاهای سورئالش را کمتر در نمونه‌ی داستان‌های وطنی دیده‌اید. به فیلم‌های اخیر «دیوید لینچ» می‌ماند.
خشونت ()
کتاب «خشونت» نوشته هانا آرنت ترجمه عزت الله فولادوند چاپ 1359 انتشارات خوارزمی است. این کتاب به بحث در مورد اعمال خشونت از سوی دولت می‌پردازد و یکی از سه کتابی است که هانا آرنت در مورد مفاهیمی از این دست نوشته است. دو اثر دیگر وی «انقلاب» و «دموکراسی» است. کتاب انقلاب آرنت توسط همین مترجم و همین انتشارات به فارسی برگردانده شده و به بازار عرضه شده است ولی کتاب دموکراسی آن هنوز به فارسی ترجمه نشده است.
من قاتل پسرتان هستم ()
احمد دهقان، در آخرین کتاب خود به بازنویسی خاطرات جنگ پرداخته است. اما در گزینش این خاطرات از موارد تلخ و خشن جنگ استفاده کرده. گونه‌ی روایی این داستان‌های کوتاه نیز دانای کل و در برخی از داستان‌ها، دانای کل مداخله‌گر است. داستان‌هایی که در کمال کوتاهی بیش‌ترین تأثیر را -حتی به اندازه‌ی یک رمان و یا بیش‌تر از آن- بر مخاطب خود می‌گذارد. شاید یکی از دلایل آن، واقعی بودن و نه داستان بودن است. اولین نویسنده‌ای که جگر کرد و این گونه درمورد جنگ داستان نوشت، احمد دهقان است. جنگ خشن و تلخ است. «من قاتل پسرتان هستم» گردش میمونی است در ادبیات جنگِ ایران، تحولی که شاید با فیلم به نام پدر در سینمای جنگ هم آغاز شده باشد.
استخوان خوک و دست‌های جذامی ()
استخوان خوک و دست هاى جذامى نوشته مصطفى مستور داستان بلندى است که از داستان هاى کوتاهى که به یکدیگر گره خورده اند، خلق شده است.
داستان زندگى آدم هاى مستور در مجتمع مسکونى خاوران و در آپارتمان هاى جداگانه اى روى مى دهد و هر یک از آنها داستان خودشان را دارند که با ظرافت به یکدیگر پیوند مى خورند و گاهى نیز برحسب اتفاق سر راه یکدیگر قرار مى گیرند. البته این شخصیت‌ها در کتب دیگر مستور باز هم به هم می‌رسند تا روایت‌هایی تازه از زوایای مختلف یک واقعه شکل بگیرد.
کتاب تردید ()
بابک احمدی، نشر مرکز
کتاب تردید حاوی مقالات تالیفی و ترجمه‌ی بابک احمدی است در باب: نسبی‌نگری، نسبیت و فرهنگ، دنیای انسان دیگر، سوفیست‌‌ها و شک‌آوران، خواست حقیقت از نگاه نیچه، بازی حقیقت از نگاه فوکو، تاویل و نسبی‌نگری در فلسفه‌ی علم امروز، شک و یقین از نگاه ویتگنشتاین. در بخشی از فصل آخر این جستار آمده: «شک، یقین را از پیش فرض می‌کند. شک فقط زمانی ممکن است که آزمون ممکن باشد. هر آزمایش چیزی را که مورد شک قرار نگیرد، و آزمودنی نباشد، به صورت پیش‌فرض داراست...»
انسان طاغی ()
نویسنده: آلبر كامو، مترجم: مهبد ایرانی طلب.
شاید بتوان گفت انسان طاغی جزو تنها كتاب‌های كامو هستند كه به فلسفه خارج از رمان می‌پردازد.
كامو در این كتاب به مسئله طغیان از دیدگاه‌های متفاوت مانند طغیان متافیزیكی و یا طغیان تاریخی می‌پردازد. وی در این كتاب به بررسی طغیان شخصیت‌های كتاب‌های نویسندگان بزرگی همچون نیچه، داستاویسكی، ساد و ... می‌پردازد. او مسئله طغیان را نه مسئله‌ای برای یك شخص می‌داند؛ او می‌گوید زمانی كه به طور مثال یك برده طاغی می‌شود نه تنها به رفتاری كه با وی شده است اعتراض می‌كند بلكه در اینجا برده به این نتیجه می‌رسد كه این رفتار كه با او شده است یك چیزی را زیر سوال برده است كه در تمام بشریت یكسان است. همین دیدگاه است كه گوتیو معروف او را شكل می‌دهد: « من طغیان می‌كنم پس ما هستیم»
بیست و یک داستان ()
از نویسندگان معاصر فرانسه
برگردان ابوالحسن نجفی، نشر نیلوفر
این کتاب گلچینی است از ادبیات کوتاه فرانسه، از اوژن یونسکو تا سارتر و کامو و بکت. در ترجمه فضای داستان‌ها به شکل تحسین برانگیزی حفظ شده است و از این بابت می‌توان با شمه‌ای از سبک این نویسندگان آشنا شد و «تنوع و غنای ادبیات معاصر فرانسه را از همین مقدار اندک دریافت».
فلسفه کانت ()
نوشته اشتفان کورنر، ترجمه عزت الله فولادوند
این کتاب توسط انتشارات خوارزمی منتشر شده است و می‌توان گفت جامع‌ترین کتاب برای علاقمندانی است که می‌خواهند با نظرات کانت آشنا شوند. البته همانطور که فولادوند در مقدمه خواندنی و جامع خود می‌گوید در این کتاب خیلی اندک به فلسفه سیاسی کانت پرداخته شده است که این کمبود با مقدمه زیبای و خواندنی عزت الله فوالدوند که دکترای خود را از هاروارد گرفته است و پایان نامه دکترایش در مورد کانت بوده است جبران شده است. اصل این کتاب به سفارش دانشگاه آکسفورد بوده است و در مجموعه‌ای منتشر شده است که به فیلسوفان سرشناس و مهم دیگری پرداخته است.
چیدن قارچ به سبک فنلاندی و چند داستان دیگر ()
وریا مظهر، نشر نی، چاپ اول
مجموعه‌ی داستانی است متفاوت از نویسنده‌ای ایرانی‌الاصل ساکن فنلاند. واژه‌ی متفاوت را در تعریفِ بسیاری از داستان‌ها و رمان‌ها شنیده‌اید. این‌که آیا تعریف متفاوت چیست و تفاوت ارزش است یا خیر جای بحث در این‌جا نیست. هر نویسنده‌ای نوآوری‌هایی دارد در زبان و روایت و فرم. اما داستان‌های این مجموعه هیچ‌کدام از این‌ نوآوری‌ها را ندارد. اما چیزی دارد که فرق می‌کند. شاید به‌تر باشد سری به یکی دو داستان از این نویسنده که در فضای وب هست، بزنید تا منظورم را بیش‌تر دریابید. لینک 1 و لینک 2
تاریخچه فلسفه اخلاق در قرن بیستم ()
مترجم مصطفی ملکیان
این کتاب توسط انشارات سهروردی به بازار عرضه شده است. این کتاب که توسط چند نویسنده مگاشته شده است به بررسی فلسفه اخلاق در قرن بیستم پرداخته است. البته این کتاب به فلسفه اخلاق در میان فیلسوفان آنگلوساکسون و فیلسوفان تحلیلی پرداخته است.
چه‌گوارا زنده است! ()
ترجمه‌ی نسرین گلدار، کتاب امروز
به دردِ آن‌هایی می‌خورد که یک عکس چه‌گوارای فقید را بغل عکس پدربزرگِ مرحوم‌شان زده‌اند به دیوار، هنوز هم خیال می‌کنند این‌بابا خیلی تحفه بوده. روزی سه‌وعده "خاطرات موتورسیکلت" را تماشا می‌کنند، که شاید چیزی از زندگی‌اش دست‌گیرشان بشود.
کتاب مجموعه‌ی مقاله‌هایی از خودِ چه‌گوارا، احمد بن‌بلا، کاترین آکپو، فواد لارویی و ژان لوییس بوشه است. بیشترشان هم عقیده دارند چه‌گوارا واقعاً تحفه بوده. خدا می‌داند. شاید هم بوده.
تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران ()
تألیف یحیا ذکاء، انتشارات علمی و فرهنگی
طرح روی جلدِ کتاب، تصویر نگاتیو یک عکس قدیمی‌ست. یکی از این پل‌هایِ چوبی رویِ آبگیرهای حوالی شمال. شاید هم جای دیگر. عنوان دهن‌پرکنش به‌رنگِ گلی همان وسط چاپ شده. خطِ‌خوشی هم دارد. منتها باید زور بزنید که وسطِ شلوغی خطِ شکسته‌، تمام نقطه‌هایش را پیدا کنید، اشتباه هم نشود.
حکایت عکس و عکاسی است. از آن موقعی که به این مملکت پاگذاشت، تا روزگاری که در تبریز و شیراز و تهران قوام آمد. یک پیوستِ فنی هم آخرش دارد، که اصطلاحات عکاسی را به‌رخ می‌کشد. آگاهان گفته‌اند خودِ جنس است. ویراستاری‌اش هم با مرحوم کریم امامی بوده. باز هم حرفی دارید؟
فقط اگر خواستید یکی داشته باشید، بیست‌هزار تومان مایه ببرید.
بهترین داستان‌های کوتاه همینگوی ()
گزیده و ترجمه‌ی احمد گلشیری، انتشارات نگاه
کتاب گزیده‌ای از بهترین داستان‌های کوتاه ارنست میلر همینگوی از کتاب‌های «در زمان ما»، «مردان بدون زنان» و «برنده سهمی نمی‌برد» است. جدا از ترجمه‌ی بسیار روان، احمد گلشیری مقدمه‌ای بسیار مفصل بر کتاب نوشته و زندگینامه‌ی کاملی از همینگوی آورده است. داستان آخر کتاب، شاهکار همینگوی «برف‌های کلیمانجارو» است.
داستان‌هایِ کوتاهِ کافکا ()
فرانتس کافکا، داستان‌هایِ کوتاهِ کافکا، ترجمه‌یِ علی‌اصغرِ حداد، نشرِ ماهی (۱۳۸۴)
کافکا یکی از بهترین نویسنده‌گانِ قرنِ بیستم است که در آثارش مجموعه‌ای از تکان‌دهنده‌ترین فضاهایِ ادبی را به خواننده ارائه می‌کند. فضایِ داستان‌هایِ او، برخوردار از روحیه‌یِ ساکنینِ اروپایِ شرقی، با فضایِ ایرانی نیز سازگاریِ قابلِ توجهی دارد، و عجیب نیست که پیش از معرفی‌شدنِ جهانیِ او، صادقِ هدایت با ترجمه‌يِ برخی آثارِ کوتاه‌اش او را به خواننده‌یِ فارسی‌زبان معرفی کرده. اکثرِ آثارِ جمع‌شده در این کتاب پیشتر نیز به فارسی برگردانده شده بودند، ولی ترجمه‌یِ علی‌اصغرِ حداد بسیار بهتر از کارِ مترجمِ قبلی است.
شب یک شب دو ()
بهمنِ فرسی، شب یک شب دو
بهمنِ فرسی یکی از بهترین نویسنده‌گانِ فارسی‌زبان است، که به نظر می‌آید آثارش به قدرِ کافی موردِ توجه قرار نگرفته، و پس از انقلاب نیز فرصتِ تجدیدِ چاپ نیافته‌اند. شب یک شب دو داستانی عاشقانه است، که به سبکی بسیار خاص، از لابه‌لایِ نامه‌هایِ عاشقانه روایت می‌شود. کتابی بی‌نظیر در ادبیاتِ فارسی.
گزیده‌یِ مقالات ()
اسلاوُی ژیژک، گزیده‌یِ مقالات، ترجمه‌یِ مرادِ فرهادپور، مازیارِ اسلامی و امیدِ مهرگان، گامِ نو (۱۳۸۴)
ژیژک یکی از بهترین فیلسوفانِ انتقادیِ معاصر است، که علاوه بر فلسفه، با تسلط بر روان‌شناسیِ لکانی و کارکردهایِ مذهبِ مسیحی، دریچه‌هایِ جدیدی بر تحلیلِ سیاسی می‌گشاید. مقالاتِ این کتاب به سه بخشِ نظریه، سیاست و دین تقسیم شده‌اند؛ دسته‌یِ اول درباره‌یِ ایده‌ئالیسمِ آلمانی و روان‌کاوی، دسته‌یِ دوم درباره‌یِ رخدادهایِ سیاسیِ متأخر نظیرِ جنگِ بالکان و یازدهمِ سپتامبر، و دسته‌یِ سوم درباره‌یِ خصلتِ دیالکتیکیِ مسیحیت و نقشِ آن در شکل‌گیریِ هویتِ تاریخیِ غرب.
برج فرازان ()
باربارا تاکمن، برج فرازان، ترجمه‌یِ عزت‌اللهِ فولادوند، انتشاراتِ سخن (چاپِ دوم ۱۳۸۳)
کتابی بسیار مفصل و همه‌جانبه‌نگر درباره‌یِ وضعیتِ تاریخیِ اروپا در پایانِ قرنِ نوزدهم و گذر به قرنِ بیست. مطالعه‌اش نه فقط برایِ علاقه‌مندانِ تاریخ لازم، که برایِ کسانی که مایل به داشتنِ یک دیدِ گسترده‌تر درباره‌یِ مسائلِ سیاسی-اجتماعیِ روز هستند نیز بسیار مفید و لذت‌بخش خواهد بود.
جریان‌هایِ اصلیِ مارکسیسم ()
لشک کولاکوفسکی، جریان‌هایِ اصلیِ مارکسیسم، ترجمه‌یِ عباسِ میلانی، انتشاراتِ آگاه (۱۳۸۴)
این کتاب یکی از معتبرترین منابعِ به‌روز درباره‌یِ تاریخ‌چه‌یِ مارکسیسم است. جلدِ اول به مارکسیسم در قرنِ نوزدهم می‌پردازد، موضوعِ جلدِ دوم مارکسیسم پیش از جنگِ جهانی و هم‌چنین لنینیسم است، جلدِ سوم که به گفته‌یِ ناشر به‌زودی چاپ خواهد شد جریان‌هایِ مارکسیستیِ قرنِ بیستم تا آلتوسر را موردِ بررسی قرار می‌دهد.
دیالکتیکِ روشنگری ()
تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر، دیالکتیکِ روشنگری، ترجمه‌یِ مرادِ فرهادپور و امیدِ مهرگان، انتشاراتِ گامِ نو (۱۳۸۴)
مهم‌ترین اثرِ آدورنو و هورکهایمر، و مهم‌ترین محصولِ مکتبِ فرانکفورت. کتاب که همزمان با جنگِ جهانیِ دوم نوشته شده، به نقدِ همه‌جانبه‌یِ مدرنیسم و روشنگریِ آن پرداخته، و فاشیسم را به عنوانِ نتیجه‌یِ طبیعیِ آن روند بازمی‌شناسد، و بدین‌ترتیب شالوده‌ای برایِ پیدایشِ نظریاتِ پسامدرن ایجاد می‌کند.
خاطرات آدم و حوا ()
مارک تواین، خاطرات آدم و حوا، ترجمه‌ی حسن علیشیری، نشر دارینوش، ۱۳۸۴
یکی از متفاوت‌ترین جلوه‌های طنز مارک تواین. تابوشکنی و طنازی نویسنده مبهوت‌کننده است و نتیجه کتابی است بسیار بسیار خواندنی.
کوهِ جادو ()
توماس مان، کوهِ جادو، ترجمه‌یِ حسنِ نکوروح، نشرِ نگاه ۱۳۶۷
توماس مان یکی از بهترین نویسندگانِ آلمانی است، که جایزه‌یِ نوبل را با نخستین و خام‌ترین رمانِ خود گرفته؛ این داستان، از بهترین آثارِ اوست. سیرِ عجیبِ داستان، اثر را به‌کلی از شکلِ رمانِ کلاسیک خارج کرده، و به کوشش و جستجویی فلسفی و روان‌شناختی بدل می‌کند، که با اشاراتِ مدام به امورِ اجتماعی و سیاسی تکمیل می‌شوند. بدین ترتیب در کنارِ لذت بردن از متنِ داستان، در حاشیه، تصویرِ کامل و قابلِ اعتمادی نیز از فضایِ آلمانِ آغازِ جنگ، و مباحثِ فکری و سیاسیِ (بورژوازیِ) آن نیز به خواننده ارائه می‌شود.
اخلاقِ صغیر ()
تئودور آدورنو، اخلاقِ صغیر، ترجمه‌یِ حمیدِ فرازنده، نشرِ نقشِ خورشید ۱۳۸۴
کتابی روان و خواندنی از یکی از فیلسوفانِ مکتبِ فرانکفورت، که به جایِ طرحِ مباحثِ پیچیده و دشوارفهمِ فلسفی و تاریخی، مستقیماً به نقدِ امورِ اجتماعی و شخصی در جامعه‌یِ معاصر (خود) می‌پردازد. نظمِ کتاب، شبیهِ وبلاگ است: متن‌هایِ کوتاه و مستقل، هریک درباره‌یِ موضوعی خاصِ خود. با وجودِ انتظاری که کسی ممکن است از «آدورنو» داشته باشد، و با وجودِ ترجمه‌یِ نامطلوب، خواننده هنگامِ خواندن وزنِ چندانی بر خود حس نخواهد کرد، انگار در حالِ خواندنِ وبلاگی باشد.
تعریفِ پست‌مدرن برایِ بچه‌ها ()
ژان-فرانسوا لیوتار، تعریفِ پست‌مدرن برایِ بچه‌ها، ترجمه‌یِ آذینِ حسین‌زاده، نشرِ ثالث ۱۳۸۴
کتاب، همان‌چیزی است که اسم‌اش می‌گوید: مجموعه‌یِ نامه‌هایی که لیوتار برایِ توضیحِ پست‌مدرنیسم برایِ فرزندانِ دوستان‌اش نوشته. هرچه نباشد، بهترین محلِ شروع برایِ خواننده‌یِ علاقمندی است، که همیشه از فهم‌ناپذیریِ پست‌مدرنیسم شکایت دارد.
نامه هایِ فروغِ فرخزاد ()
خاله‌زنکی هم از آن چیزهایِ ایرانی است که ترک‌اش مرض می‌آورد؛ برایِ خاله‌زنکی چه‌جایی بهتر از نامه‌هایِ خصوصیِ فروغ.
پروازِ ایکار ()
رمون کنو، پروازِ ایکار، ترجمه‌یِ کاوه سید حسینی، نشرِ نیلوفر
یک داستانِ بسیار جذاب و سرگرم‌کننده، به سبکِ سورئالیستی؛ از کتاب‌هایی که وقتی دست گرفته شد، خواننده را مجبور می‌کند یکسر تا انتهایش را بخواند.
پازولینی از زبان پازولینی ()
جان هلیدی در مصاحبه با پیر پائولو پازولینی، پازولینی از زبان پازولینی، ترجمه‌ی علی امینی نجفی، نشر نگاره‌ی آفتاب، چاپ اول ۱۳۸۴
پازولینی از مهم‌ترین کارگردانان سینمای مدرن و مستقل، و همچنین یک شاعر، نویسنده و نظریه‌پرداز نقد هنری است. این گفتگو، که مورد تأیید و پسند او قرار گرفته، منبعی معتبر و دست اول درباره‌ی زندگی و نظرات هنری پازولینی است.
مترجم دردها ()
جامپا لیری، مترجم دردها، ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت، نشر ماهی، چاپ سوم 1383
از پشت جلد: خواننده‌ی این کتاب هر داستان را در حالی به پایان می‌رساند که آرزو می‌کند کاش می‌توانست یک رمان کامل را با شخصیت‌های آن به سر ببرد. اثر قدرتمند و لطیفی که خواندنش لذت‌بخش است.
سارتر که می‌نوشت ()
بابک احمدی، سارتر که می‌نوشت، نشر مرکز، چاپ اول ۱۳۸۴، ۶۳۰ صفحه
از پشت جلد: در آستانه‌ی یک‌صدمین سال تولد ژان پل سارتر این کتاب منتشر می‌شود. کتابی که اندیشه‌های فیلسوف بزرگ فرانسوی را در زمینه‌های گوناگون از فلسفه تا ادبیات، اخلاق و سیاست دنبال می‌کند، و آفریده‌های ادبی و نمایشی او را مورد دقت قرار می‌دهد. نویسنده از یک سو ستایش‌گر نوآوری‌های فکری سارتر است و از سوی دیگر به شماری از نظریات او انتقاد دارد.
ایکور ()
گاوین بنتاک، ایکور (یک منظومه)، ترجمه‌ی احمد میرعلایی، نشر یوشیج، چاپ اول ۱۳۸۲
نقل از متن:
من خدایان را متهم می‌کنم.
از عهده‌ی کار جهان بر نمی‌آیند.
[...]
من او را متهم می‌کنم.
(من او هستم.)
من او را متهم می‌کنم.
کتاب عجایب ()
شروود اندرسن، کتاب عجایب، ترجمه‌ی روحی افسر، انتشارات نیلوفر، چاپ اول، 1383
اندرسن سبک روایی جدیدی رواج داد که در آن توصیف لحظات بدل به توصیف احساسات و افکار می‌شوند؛ انسان‌هایش نمادین ولی قابل لمس هستند. از پشت جلد: لحظاتی از زندگی آمریکاییان وجود دارد که اندرسن اولین و آخرین توصیف‌کننده‌ی آن‌ها بوده است.
اخلاق صغیر ()
تئودور آدورنو، اخلاق صغیر، ترجمه‌ی حمید فرازنده، انتشارات نقش خورشید، چاپ اول ۱۳۸۴
نقلی از متن کتاب:
نویسنده در می‌یابد که هرچه خودش را دقیق‌تر، جدی‌تر و شایسته‌تر بیان کند، متن ادبی حاصل‌شده مبهم‌تر به نظر خواهد آمد، در حالی که فرمول‌بندی‌های بی چفت و بست و نامسئولانه بلافاصله فهمیده می‌شوند و ارج و قرب می‌یابند.[...] پیش‌پا‌افتادگی غوطه‌ور در جریان کلام مرسوم، امروز به مثابه‌ی نشانه‌ی ایجاد ارتباط و تماس در نظر گرفته می‌شود: فرد می‌داند چه می‌خواهد، زیرا می‌داند دیگری چه می‌خواهد.
آمریکا ()
ژان بودریار، آمریکا، ترجمه‌ی عرفان ثابتی، انتشارات ققنوس، چاپ اول ۱۳۸۴
بودریار، فیلسوف فرانسوی، از چهره‌های مهم پسامدرنیسم است. ولی این کتاب، بر خلاف بسیاری متون پست‌مدرن، بسیار آسان‌فهم است، و خواننده‌ی ناآشنا با مسائل فلسفی این جریان نیز از مطالعه‌ی آن لذت خواهد برد.
خنده در تاریکی ()
ولادیمیر ناباکوف، خنده در تاریکی، ترجمه‌ی امید نیک‌فرجام، انتشارات مروارید، چاپ اول ۱۳۸۳
رمانی از نویسنده‌ی لولیتا. از پشت جلد: خنده در تاریکی که در دنیای سینمای برلین در دهه‌ی ۱۹۳۰ می‌گذرد، رمانی ظریف و طنزآمیز درباره‌ی عشق و فریب است، که بدبینی و شکاکیت ناباکوف با زبان دوپهلو و سنجیده‌اش از آن اثری برجسته می‌سازد.
خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دوجایگاهی ()
جولیان جینز، خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دوجایگاهی، در سه جلد، انتشارات آگاه، چاپ اول ۱۳۸۰
نظریه‌ای کاملاً ماتریالیستی درباره‌ی خودآگاهی انسان، و تحلیل پیدایش مذاهب و آثار اساطیری