صدرالدین شرف
اخلاق، از نظریه تا عمل


هر بار که عنوان «فلسفه اخلاق» مطرح می‌شود، پای انبوهی از مسایل ریز و درشت فلسفی به میان می‌آید که پرداختن به هر یک از آنها تعداد زیادی از متفکران را به خود مشغول داشته است. اینکه خوبی و بدی چیست ،باید و نباید چه مفهومی دارد و تابع چه شرایطی است، اصولا آیا می‌توان فرض کرد که اخلاق، گزاره‌ها و تصمیم‌گیری‌های اخلاقی تابع شرایط و مقتضیات خاصی باشد، آیا باید در بحث اطلاق و نسبیت اخلاق همچنان بر سر مواضع گذشته اصرار کرد یا تفسیر و معنایی دوباره و متفاوت از آن به دست داد و.... اگر قرار باشد تنها فهرستی از مباحث عمده فلسفه اخلاق عرضه کنیم به مجالی گسترده‌تر نیاز داریم. اما در این نوشته سخن بر سر مطلبی دیگر و البته ساده‌تر و قابل فهم‌تر است. بر آنیم تا از منظر اخلاق به احوال جامعه خود نگاهی واقع‌گرایانه و به دور از خود فریبی اندازیم. پیش از هر سخن باید اهمیت و ضرورت پرداختن به همه زوایای فلسفه اخلاق را مورد تذکر قرار دهیم تا خواننده از این نوشته بوی دشمنی و جدال با این شاخه مهم از معرفت را استشمام نکند. چیزی که نویسنده را قدری به تامل تو‌ام با نگرانی وا می‌دارد عادت ماست که معمولا در ورطه افراط و تفریط می‌افتیم. پرداختن به مباحث انتزاعی که تنها گروهی متخصص آن را می‌فهمند دردی است که جامعه علمی ما همواره از آن رنج برده است. دانایان گاه چنان با توده در می‌آمیزند که به ناگاه همه چیز را فراموش می‌کنند و گاهی آنقدر از مردم فاصله می‌گیرند که هیچ یک از دغدغه‌های آنان را در نظر نمی‌آورند. بدین ترتیب شاید هنوز سخن معلم اول، ارسطوی بزرگ درست باشد که نبوغ همان یافتن حد وسط است. در حوزه اخلاق نیز با این مشکل روبه‌رو هستیم یعنی یا یکسره به مباحث انتزاعی و دیرفهم می‌گراییم یا به اندزگویی‌های تکراری و کسل کننده متمایل می‌شویم.

همه ما بخشی از وقت خود را در جامعه و در میان مردم می‌گذرانیم. با کمی دقت می‌توانیم انبوهی از اعمال غیر اخلاقی کوچک و بزرگ را که از دیگران و خود ما سر می‌زند به روشنی ببینیم .اگر بخواهیم صریح و ساده سخن بگوییم باید توجه جدی خود را به فاصله زیاد و معنادار میان نظریه‌پردازی و عمل در ساحت اخلاق معطوف کنیم. نگارنده سخت بر این باور است که هر قدر جدی‌تر، خشن‌تر و به دور از تعارفات معمول به این فاصله، علل و نتایج آن بیندیشیم بهتر می‌توانیم به نگاهی شفاف درباره وضعیت جامعه خود دست یابیم. برای دیدن و دریافت کاستی‌های اخلاقی لازم نیست فیلسوف یا جامعه‌شناس باشیم بلکه همین آگاهی عرفی و متوسط کافی است تا خود را در برابر پرسش‌های مهم و اندیشه‌سوز قرار دهیم. اینکه چرا در جامعه‌ای که به ریشه‌های ستبر تاریخی و فرهنگنی خود می‌بالد و از صدها الگوی شایسته برای تبعیت در لایه‌های گوناگون اخلاق فردی و اجتماعی برخوردار است باید این حجم دروغ، ریا، تهمت، بی‌نظمی و... وجود داشته باشد. این در حالی است که انبوهی کتاب، جزوه، نوار و فیلم در فلسفه اخلاق، اخلاق، وعظ و اندرز و دیگر حوزه‌های مرتبط دست به دست می‌شود بدون اینکه تاثیری بسزا داشته باشد. مساله زمانی دشوار‌تر می‌شود که می‌بینیم جامعه ایرانی به علل و دلایل گوناگون جامعه‌ای بسیار دینی و پایبند به مبانی عقیدتی قلمداد می‌شود چرا که حضور پدیدارها و ظواهر دینی در بخش‌های مختلف حیات اکثر ایرانیان موج می‌زند. کافی است به خاطر بیاوریم که چه تعداد از آیات، نیزاحادیث و رفتارهای بزرگان دین اسلام اعم از معصومین (علیهم السلام) و عالمان برجسته در راستای تحکیم اخلاق و چگونگی اخلاقی زیستن بوده است. اگر هوشمند باشیم همین تامل کافی است تا جنس، حجم و صداقت دینی مان را نیز بر ما آشکار سازد .

باب گفت‌و‌گو باز است تا نظر شما چه باشد.
نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.