رولان بارت
خیال، نه خواب

خواب دیدن (خوب یا بد) کاری کسل‌کننده است (هیچ چیز به اندازه‌ی شرح یک خواب ملال‌‌آور نیست!). از سوی دیگر، خیال‌پردازی کمک می‌کند تا فواصل انتظار، فواصل بی‌خوابی، را پشت سر بگذاریم؛ نوعی رمان جیبی است که همراه خودت می‌بری و می‌توانی همه‌جا، در قطار، در کافه، وقتی که قرار داری و منتظر ای، بازش کنی، بی این‌که کسی اصلاً متوجه شود. خواب برای من ناخوش‌آیند است، چون آدم به کلی جذب‌اش می‌شود: خواب تک‌گویانه است؛ و خیال برای من خوش‌آیند است، چون تماس خود را با آگاهی از واقعیت حفظ می‌کند (و با آگاهی از موقعیت مکانی ِخود)؛ این‌گونه است که فضایی مضاعف، فضایی ناپیوسته، لایه‌لایه، خلق می‌شود که در دل آن صدایی (هیچ‌گاه نمی‌توانم بگویم کدام صدا، صدای محیط کافه یا صدای افسانه‌ی اندرون)، همچنان که در روند یک فوگ به گوش می‌رسد، در موضع ناسرراستی می‌نشیند: چیزی بافته می‌شود، حاشیه‌دوزی می‌شود - بدون قلم و کاغذ - و این آغاز نوشتار است.

رولان بارت. نوشته‌ی رولان بارت. ترجمه‌ی پیام یزدانجو. تهران: نشر مرکز، 1383. صفحه 113 

نظرات ارسال شده

هیچ نظری تا به حال ارسال نشده است.