عادت این است برای چند سالگی یک چنین تحفههایی مفصل بنویسند که چه شد و چرا شد و چهطور قرار است بشود. این ردیف چهها در هزارتو نامعلومتر از آن است که بخواهیم چندین صفحه برایشان سیاه کنیم و وقت خلقالله را بگیریم. همهچیز این هزارتوی پیچدرپیچ عیان است و خود کارش بیان تمام نهان و ذاتش است. هزارتویمان دو ساله شده است، شاید کمی به شوخی، کمی به جدی در «تنهایی» دو ساله شد. با باقی هزارتوئیان پراکنده در گوشههای دنیا این دو سالگی را جشن میگیریم. از همدیگر تشکر میکنیم که دوام آوردیم، نه در مقابل باد و باران و روزگار، در مقابل خودمان، دوام آوردن در مقابل تمام دلسردیها و ناامیدیهای خودمان. تشکر میکنیم که حوصله به خرج دادیم، حوصلهی وقت گذاشتن برای یک دلمشغولی، یک دغدغه، یک مجله که اگر نباشد هم جای زمین و آسمان عوض نمیشود؛ ولی باز همهی ما هزارتوئیان فکر کردیم باشد بهتر است. هزارتو طی این دو سال زیاد تغییر کرده است. گمان نمیبریم کسی از پویایی هزارتو دلگیر باشد، انگار این جنب و جوش و کم و زیاد شدن آدمها در هزارتو بدل به یک رسم شده است در هزارتو، کاروانسرایی برای کلمات و راویانش که میگویند و میشنوند و میگذرند. در کاروانسرا مقصدها متفاوت است، از آن رو هنوز هم در هزارتو هدف فتح جهان نیست، اینجا هنوز اطمینانی بر تکرو بودن حقیقت نیست. هنوز حرف باید زد و شنید، هنوز هزارتوئیان سرگردانند در پیچ و خم خود و دیگران. برای همین هزارتوی سال سوم قرار نیست چندان تفاوتی با قبل داشته باشد، شاید اگر بتوانیم کمی پختهتر، کمی خواندنیتر، کمی رنگینتر. هزارتو در این سال سوم ممکن است همان بماند، ممکن است همان نماند، هر چه که هزارتوئیان بگویند، هزارتو همان میشود.
میرزا پیکوفسکی
عادت این است برای چند سالگی یک چنین تحفههایی مفصل بنویسند که چه شد و چرا شد و چهطور قرار است بشود. این ردیف چهها در هزارتو نامعلومتر از آن است که بخواهیم چندین صفحه برایشان سیاه کنیم و وقت خلقالله را بگیریم. همهچیز این هزارتوی پیچدرپیچ عیان است و خود کارش بیان تمام نهان و ذاتش است. هزارتویمان دو ساله شده است، شاید کمی به شوخی، کمی به جدی در «تنهایی» دو ساله شد. با باقی هزارتوئیان پراکنده در گوشههای دنیا این دو سالگی را جشن میگیریم. از همدیگر تشکر میکنیم که دوام آوردیم، نه در مقابل باد و باران و روزگار، در مقابل خودمان، دوام آوردن در مقابل تمام دلسردیها و ناامیدیهای خودمان. تشکر میکنیم که حوصله به خرج دادیم، حوصلهی وقت گذاشتن برای یک دلمشغولی، یک دغدغه، یک مجله که اگر نباشد هم جای زمین و آسمان عوض نمیشود؛ ولی باز همهی ما هزارتوئیان فکر کردیم باشد بهتر است. هزارتو طی این دو سال زیاد تغییر کرده است. گمان نمیبریم کسی از پویایی هزارتو دلگیر باشد، انگار این جنب و جوش و کم و زیاد شدن آدمها در هزارتو بدل به یک رسم شده است در هزارتو، کاروانسرایی برای کلمات و راویانش که میگویند و میشنوند و میگذرند. در کاروانسرا مقصدها متفاوت است، از آن رو هنوز هم در هزارتو هدف فتح جهان نیست، اینجا هنوز اطمینانی بر تکرو بودن حقیقت نیست. هنوز حرف باید زد و شنید، هنوز هزارتوئیان سرگردانند در پیچ و خم خود و دیگران. برای همین هزارتوی سال سوم قرار نیست چندان تفاوتی با قبل داشته باشد، شاید اگر بتوانیم کمی پختهتر، کمی خواندنیتر، کمی رنگینتر. هزارتو در این سال سوم ممکن است همان بماند، ممکن است همان نماند، هر چه که هزارتوئیان بگویند، هزارتو همان میشود.
ئهسرین در 30 دى 1386
|
همین هزارتو بودن و سلیقه های مختلف نویسندههاست که جذابش کرده. ما خوشحالیم به هرحال بابت هزارتوهایی که خواندیم و می خوانیم(اه چه لوس شد!) |
بهار در 30 دى 1386
| مبارک است! :) |
فربد در 30 دى 1386
| آقای ناصر خان تقوایی، جایی گفتند که "روشنفکر یعنی خوشسلیقه". دور از هر چه پاچهخاری، داشتیم فکر میکردیم که با این حساب، میرزا روشنفکرترین آدم این بلاگستان است. لازم به ذکر نیست که هزارتو ما را حسود میکند؟ |
ویان در 30 دى 1386
| با آرزوی پایداری همه ی نویسندگان و هزارتوی شان ! |
مکین در 30 دى 1386
|
هرچی هم بشه ما که ولش نمی کنیم. به جون خودم باید می نوشتم آیین هزارتو خوندن هام رو! دو سالگی مبارک! |
مکین در 30 دى 1386
| جسارتن میرزا جان این موسیقیِ دریچه درست آپلود نشده یا من نمیتونم هیچ جوره بشنومش نویز داره؟ |
Osmosis در 30 دى 1386
|
روایت اول (در بدو ورود): نون و پنیر و بامیه ... میرزا بزن تو زاویه روایت دوم (خودمانی تر می شویم): یه روز تو با دوز و کلک ... به قلب من زدی سرک |
سولوژن در 01 بهمن 1386
|
ما هم میتوانیم به خودمان تبریک بگوییم؟! اگر میشود، پس: دو سه دهم تبریک میگویم به خودم بابت قلمفرساییهای قلیلام، و شش هفت دهم تبریک میگویم به همهی نویسندههایی که در این یک سال نوشتند این همه، و هفت هشت دهم تبریک میگویم به میرزا پیکوفسکی بابت همهی زحمتهایاش -حتی اگر فقط کارش مقالهگیری از من بوده باشد. |
فرشاد در 01 بهمن 1386
| یک ار اس اس هم درست کنید برای سایت جای دوری نمیره |
sun در 01 بهمن 1386
| مبارکهههههههه! |
سپيده در 03 بهمن 1386
| مبارک باشد... |
مکین در 03 بهمن 1386
| سپاس گزار ٍ موسیقی. |
دانش در 05 بهمن 1386
| کامنت هایی که اینجا ذیل نوشته ها گذاشته میشن چقدر آشغالن ! این شماره این طوره یا همیشه ؟ واقعا به امید همین بازخوردهای دلسردکننده می نویسن خیل عظیم نویسنده های هزارتو ؟ |
محمد رضا در 17 بهمن 1386
| تشکر میکنم از خودم که هزار توی هزار تو را در آوردم . فقط یکسال دیر رسیدم میدانید که قربان ؟ |
نقطه الف در 19 بهمن 1386
|
زندهباد میرزا که خدایگان هزارتوست و جمعآورندهی مکتوبات. خدایش مستدام و باامید نگاهدارد! :) |
جونور در 25 بهمن 1386
| ای ول پس من دقیقا سال تولد 2 سالگی باهاتون آشنا شدم! خیلی خوش وقتم دوستان هزار تو!!! |
rhoo در 10 خرداد 1387
| عالی است . ایدون باشید./ |



