نینا سایمون
نشانهشناسی کاربردی فرزان سجودی، نشرقصه، چاپ دوم 83
این کتاب پژوهشی است از استاد نشانهشناسی، فرزان سجودی، که مبنای تحقیقات و رسالهی دکتری او و از منابع درسی دانشگاهی است. در این کتاب علاوه بر مقدمهای به نشانهشناسی و زبانشناسی از نظریات مختلف، رمزگان، محورهای همنشینی و جانشینی و اسطورهها و تحلیل متن با زبانی ساده و قابل فهم سخن به میان میآید و در بخش آخر، نظریهای توسط مولف به نام نشانهشناسی لایهای مورد بحث قرار میگیرد.
این کتاب پژوهشی است از استاد نشانهشناسی، فرزان سجودی، که مبنای تحقیقات و رسالهی دکتری او و از منابع درسی دانشگاهی است. در این کتاب علاوه بر مقدمهای به نشانهشناسی و زبانشناسی از نظریات مختلف، رمزگان، محورهای همنشینی و جانشینی و اسطورهها و تحلیل متن با زبانی ساده و قابل فهم سخن به میان میآید و در بخش آخر، نظریهای توسط مولف به نام نشانهشناسی لایهای مورد بحث قرار میگیرد.
شرق بنفشه مجموعهی داستان، شهریار مندنیپور، نشر مرکز، چاپ سوم 81
شرق بنفشه شامل نه داستان کوتاه است. داستانهایی که علاوه بر زبان زیبا و برجسته، دلالتهای بسیاری یر اسطورهها و نمادها دارد. استفادهی به جا از نشانهها و آیینها که در اثر کمی ِ استفاده رو به فراموشی است، در قالب زبانی شاعرانه همآهنگی با مضامین عاشقانه و فضاهای غریب و در عین حال معاصر، داستانهای خواندنیای را در این مجموعه ساخته است. بهار و یاد شکوفههای بهارنارنج شیراز میتواند بهانهی زیبایی برای به دست گرفتن این کتاب باشد.
شرق بنفشه شامل نه داستان کوتاه است. داستانهایی که علاوه بر زبان زیبا و برجسته، دلالتهای بسیاری یر اسطورهها و نمادها دارد. استفادهی به جا از نشانهها و آیینها که در اثر کمی ِ استفاده رو به فراموشی است، در قالب زبانی شاعرانه همآهنگی با مضامین عاشقانه و فضاهای غریب و در عین حال معاصر، داستانهای خواندنیای را در این مجموعه ساخته است. بهار و یاد شکوفههای بهارنارنج شیراز میتواند بهانهی زیبایی برای به دست گرفتن این کتاب باشد.
سکوت اینگمار برگمن، با بازی اینگرید تولین، گونار لیندبلام، لینک فیلم
اینگمار برگمن کارگردانی است که نمادها و نشانهها بیشترین سهم را در خوانش و تحلیل فیلمهایش دارند. پرسونا، همچون در یک آینه، مهر هفتم و... همه فیلمهایی هستند که آشکارا قابل نشانهشناسی و تحلیل برمبنای ارجاعات و رمزاند. اما سکوت، این میان فیلمی است که از این شگرد به طریق نامحسوسی استفاده میکنند. دو خواهر و یک خواهرزاده سوار بر قطار به شهری میروند و در هتلی اقامت میکنند. آنجا با انبوهی از روابط پیچیده میان دو خواهر روبه رو میشویم و ... فیلم را که دیدید از ابتدا به میزانسنهای دقیق و هنرمندانهی استاد توجه کنید تا بدانید برگمان چرا برگمان است.
اینگمار برگمن کارگردانی است که نمادها و نشانهها بیشترین سهم را در خوانش و تحلیل فیلمهایش دارند. پرسونا، همچون در یک آینه، مهر هفتم و... همه فیلمهایی هستند که آشکارا قابل نشانهشناسی و تحلیل برمبنای ارجاعات و رمزاند. اما سکوت، این میان فیلمی است که از این شگرد به طریق نامحسوسی استفاده میکنند. دو خواهر و یک خواهرزاده سوار بر قطار به شهری میروند و در هتلی اقامت میکنند. آنجا با انبوهی از روابط پیچیده میان دو خواهر روبه رو میشویم و ... فیلم را که دیدید از ابتدا به میزانسنهای دقیق و هنرمندانهی استاد توجه کنید تا بدانید برگمان چرا برگمان است.
مسافران بهرام بیضایی، با بازی مژده شمسایی، حمید امجد، جمیله شیخی، ...
بهرام بیضایی نیازی به معرفی ندارد. اگر خط و ربط او را نمیدانید دستکم چند فیلمنامه و نمایشنامه از او مطالعه فرمایید تا ارادت او را به تئاتر و تعزیه و کابوکی و نماد و نشانه و به ویژه اسطوره دریابید. مسافران، داستان روزی است که مهتاب معارفی با خانوادهاش از شمال به تهران راهی میشود تا آینهای اجدادی را برای سفرهی عقد خواهرش ماهرخ بیاورد... مهتاب(ابتدای فیلم): ما به تهران نمیرسیم. ما همه میمیریم. و... فکر میکنم بدتان نیاید اگرهم فیلم را پیشتر دیدید، یک بار دیگر همراه با هزارتو ببینید و این بار نشانههایی چون آینه، درخت، جاده و ... را از آن بخوانید.
بهرام بیضایی نیازی به معرفی ندارد. اگر خط و ربط او را نمیدانید دستکم چند فیلمنامه و نمایشنامه از او مطالعه فرمایید تا ارادت او را به تئاتر و تعزیه و کابوکی و نماد و نشانه و به ویژه اسطوره دریابید. مسافران، داستان روزی است که مهتاب معارفی با خانوادهاش از شمال به تهران راهی میشود تا آینهای اجدادی را برای سفرهی عقد خواهرش ماهرخ بیاورد... مهتاب(ابتدای فیلم): ما به تهران نمیرسیم. ما همه میمیریم. و... فکر میکنم بدتان نیاید اگرهم فیلم را پیشتر دیدید، یک بار دیگر همراه با هزارتو ببینید و این بار نشانههایی چون آینه، درخت، جاده و ... را از آن بخوانید.
مارکووالدو نوشته ایتالو کالوینو، برگردان سمانه افسری، نشر سروش
مارکووالدو کتاب دوستداشتنی و راحتی است. مارکووالدو از آن شخصیتهاست که این روزها زیاد پیدایشان نمیشود، برای همین اگر بشناسیدش فراموشش نمیکنید. اصلاً ببینید خود کالوینو چه نوشته در موردش: «... این مارکووالدو آدمی بود که چندان برای زندگی در شهر ساخته نشده بود: چراغهای راهنما، اعلانها، ویترینها، تابلوهای نئون و پوسترها که همه و همه محض جلب توجه مردم است، هرگز نگاهش را که گویی روی ماسهی صحرا میلغزد به خود معطوف نمیکرد. ولی، در عوض، برگی نبود که بر شاخهای زرد شود و او متوجه نشود؛ پری چسبیده بر روی سفال شیروانی، خرمگسی روی گردهی اسبی، لانهی موریانهای درون تکه چوبی و پوست انجیری در پیادهرویی محال بود از نظرش مخفی بمانند...»
داستان صفحه آخر این شماره از این کتاب است: «ماه و ـیناک»
مارکووالدو کتاب دوستداشتنی و راحتی است. مارکووالدو از آن شخصیتهاست که این روزها زیاد پیدایشان نمیشود، برای همین اگر بشناسیدش فراموشش نمیکنید. اصلاً ببینید خود کالوینو چه نوشته در موردش: «... این مارکووالدو آدمی بود که چندان برای زندگی در شهر ساخته نشده بود: چراغهای راهنما، اعلانها، ویترینها، تابلوهای نئون و پوسترها که همه و همه محض جلب توجه مردم است، هرگز نگاهش را که گویی روی ماسهی صحرا میلغزد به خود معطوف نمیکرد. ولی، در عوض، برگی نبود که بر شاخهای زرد شود و او متوجه نشود؛ پری چسبیده بر روی سفال شیروانی، خرمگسی روی گردهی اسبی، لانهی موریانهای درون تکه چوبی و پوست انجیری در پیادهرویی محال بود از نظرش مخفی بمانند...»
داستان صفحه آخر این شماره از این کتاب است: «ماه و ـیناک»





