پینک‌فلوید در هزارتو (مانی ب.)

آلبوم «حیوانات» پینک‌فلوید یکی از به یاد ماندنی‌ترین آثار این گروه است. فضای بدبینانه، تلخ، سیاه و آخرالزمانه‌ی حاکم بر این آلبوم که اواخر سال‌های هفتاد دوستداران موسیقی پینک‌فلوید را غافلگیر کرد، امروز که قدرت‌های جهانی آشکارا از جنگ و استفاده از سلاح اتمی حرف می‌زنند، به واقعیتی قابل لمس و «نرمال» تبدیل شده است.
آلبوم «حیوانات» سه گروه اجتماعی را تصویر می‌کند. مانجرها و عمال بیزینس که برای رسیده به اهداف خود فاکتوری به نام انسان را نمی‌شناسند. کانون توجه آنان در این روزها این است: هنگامی که بم‌بها از آسمان پایین می‌آیند، منحنی سود بازارهای بورس جهانی بالا می‌رود. این‌ها «سگها» هستند.
گروه دوم: «خوکها» نماد اربابان و صاحبان قدرت هستند که خودکامگی آنان سرنوشت ملت‌ها را رقم میزند. و بلاخره «گوسفندان» که برای آگاهی از شرح حال آنان به هیچ توضیحی احتیاج نیست.
به قطعه «گوسفندان» در فرمات ام‌پی‌تری و با حجم ٤مگابیت گوش کنید.
آلبوم حیوانات: Animals
قطعه گوسفندان (یا گوسفند): Sheep
متن ترانه این جا
باكره و كولی (خلبان كور)
باکره و کولی/ديويد هربرت لارنس/ نشرِ لوحِ فکر
«وقتی هم‌سرِ کشيش با مردی جوان و بی‌پول فرار کرد افتضاحی برپا شد که نگو و نپرس. کشيش شوهر خيلی خوبی بود. خوش‌سيما به نظر می‌رسيد و هنوز با شور و شيدايی پنهان به زنِ عنان‌گسيخته و زيبا‌ی‌اش عشق می‌ورزيد. چرا رفت؟ کسی پاسخی به ذهن‌اش نرسيد. فقط خشکه‌مقدس‌ها گفتند که زنِ ناپاکی بود. حال آن‌که بعضی زن‌هایِ نجيب سکوت اختيار کردند. آن‌ها می‌فهميدند.»
داستانِ باکره و کولی اين‌گونه آغاز می‌شود. داستانی نوشته‌یِ ديويد هربرت لارنس، نويسنده‌یِ انگليسی که بيش از هر چيز با ارزش‌هایِ قرنِ نوزده‌امی دشمنی داشت و می‌کوشيد با واژگونیِ آن ارزش‌ها، و نشان دادنِ اين‌که سکس همان عشق است و فی‌نفسه امری ست زيبا و ارزش‌مند که هرگز نبايد با ارزش‌هایِ به‌اصطلاح اخلاقی از قبييلِ پاک‌دامنی يا وفاداری محدود شود، آزادی را به انسانِ نوين بچشاند. گمان می‌رود همين اندازه برایِ معرفیِ لارنس کفايت کند.
Pink Floyd, Animal, Sheep (نیما دارابی)

گوسفندِ پینک فلوید، از آلبومِ حیوانات (1977)، همان گوسفندِ مزرعه ی حیوانات جورج اورول است؛ نماینده ی طبقه ی فرودست اجتماعی و نقش انفعالی که در برابر خوک های فرادست و سگ های کارگزار آنان بازی می کنند. بشنوید و ببینید:
قسمت نخست
قسمت دوم

در نیمه راه برزخ (یحیی بزرگمهر)
در نیمه راه برزخ: گزیده اشعار پل ورلن
گزینش و برگردان از محمدرضا پارسایار
نشر نگاه معاصر
1384
"" پل ورلن نیز چون آرتور رمبو فرزند پدری است نظامی و مادری با دیانت. ... از همان نوجوانی پیوسته دو گرایش در او مشاهده می‌شود: "از یک سو به خدا، و از دیگر سو به شیطان". او خود را "کیوانی" می‌خواند، چرا که "سلطه‌ای شوم" را بر خود حس می‌کند و "از تیره‌بختی سهم بسیار دارد". ... ورلن فردی است عصبی و حساس که از یک‌سو در پی لذات زندگی است و از سویِ دیگر در پی نیکبختی و دستیابی به آرامش درون. دل او که زود به تباهی می‌گراید، همواره به از دست رفتن سادگی غبطه می‌خورد. او پیوسته رؤیای کودکی را می‌بیند که به خواسته‌هایش جامه‌ی عمل می‌پوشانند و می‌خواهد آن "دل کودکانه و ظریف" را بازیابد. گاه روح پژمرده و آلوده‌اش در رنج شست و شو می‌یابد. آنگاه دل به ندای الهی می‌سپارد و به رستگاری می‌اندیشد. ... پل ورلن از ستایشگران و مریدان شارل بودلر، بانی مکتب سمبولیسم است و شعر او نیز چون شعر بودلر عاری از خردگرایی است. از دید او "آهنگ کلام برتر از هر چیز است". "" برگرفته از پیشگفتار مترجم
بخشی از شعر "هراس" را با هم می‌خوانیم:
"بی ایمانم به خدا، روگردانم از دین،
هر اندیشه را رد می‌کنم و می‌خواهم از عشق،
آن طنز قدیمی، سخن به میان نرود.

بیزارم از زندگی، هراسانم از مرگ،
به سان کشتی گمگشته‌ای بازیچه‌یِ جزر و مد،
روح من بهر گرداب‌هایِ هولناک ساز سفر می‌کند."

در تکاپوی معنا - ترینا پلاس (سورا)

کتاب زیبا و پر مفهوم" در تکاپوی معنا" نوشته" ترینا پالاس" ترجمه خانم طیبه زندی پور در سال 1378 توسط انتشارات میترا چاپ شد و تاسال 1381 به چاپ سوم رسید. این کتاب فوق العاده که به زبانی بسیار ساده و روان داستان دو کرم ابریشم را بازگو می کند، در بطن خود داستان پی بردن به حقیقت و تلاش تمامی انسانها را به نمایش گذاشته و از راهی نمادین به انسانهای حقیقت جو چگونه ره پیمودن در این وادی را می آموزد. این کتاب در حال حاضر و به تازگی مجددا توسط همین نشر آماده چاپ گردیده و در کتابخانه ها توزیع می گردد. در پشت جلد کتاب آمده است:
کتابی برای همه بجز آنهایی که کاملا مایوس شده اند.
( و حتی آنها هم ممکن است پنهانی از آن لذت ببرند.)
چندی پیش که این کتاب را خواندم مبهوت زبان ساده آن و معنای سترگ آن شدم و باید اعتراف کنم تا صبح خوابم نبرد. نمیتوانم فکر کنم کسی این کتاب را بخواند وبتواند مثل قبل به زندگی نگاه کند. خواندن این کتاب کوچک اما بزرگ را به همه توصیه می کنم.