مارکووالدو (ساسان م. ک. عاصی)نوشتهی ایتالو کالوینو
ترجمهی سمانه سادات افسری
انتشارات سروش، چاپ اول 1370
یکبار همینطوری دلخوشکنک پیش خودم گفتم اگر قرار بود «شیخاگ» واقعاً وجود داشته باشد (آن خدای نمایشنامهی «سندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم» عباس خان نعلبندیان را میگویم که چون نیک در انسان نگریست و به زاری اقبال او پی برد، بر آن شد که از سریر خویش فرود آید و به چارهجویی دردهایش بپردازد)؛ به قولی دیگر اگر قرار بود خدایی، اسطورهای، چیزی بیاید روی زمین تا اهل زمین را مهمان یک سرخوشی و تنعّم بیکران کند، آن خدا حتماً میتوانست کالوینوی کبیر باشد. نمیخواهم شورَش کنم، اما برای اینکه خلاقیت بیمرز یک نفر به دیگر آدمیان ثابت شود، انصافاً چند نشانه لازم است؟ سهگانهی نیاکان ما یا «شهرهای نامریی» یا «کمدیهای کیهانی» و «تی صفر» کافی نیستند برای آنانکه هنوز ایمان نیاوردهاند به این اسپاگتیخور بیهمتا؟
بههرحال از این حرفها که بگذریم، از اول میخواستم بگویم چطور میشود موقع نگاه کردن به کتابخانه به شهر فکر کرد بدون قفل شدن چشمها روی کالوینوها؟
ترکیب کالوینو و شهر، احتمالاً پیش از هر چیز «شهرهای نامریی» را به ذهن میآورد. اما من کاری به این کتاب ندارم؛ چون باید اعتراف کنم که در ذهنام، پیش از این، نام کتاب دیگری طنین میاندازد. کتابی که به زعم من شهریترین اثر کالوینوست. «مارکووالدو» را میگویم. کتابی که ترجمهی فارسیاش با این جملات شروع میشود:
"وقتی باد از دور دست به شهری میوزد، هدیههای غریبی با خود میآورد که فقط جانهای حساس به آن پی میبرند..."
نگویید که هنوز نخواندهایدش!
مکالمات (مخلوق)مکالمات (گفتوگو با ملک ابراهیم امیری)
اکبر رادی
نشر ویستار
1379
"... معتقدم یک مصاحبهیِ هنری، هرچه هم دراندشت و باز، قالبِ مطلوبی برایِ تحلیلهایِ خشک و استدلالهایِ باتکلفِ آکادمیک نیست، هیچ، (اگرچه من خود گاه از مضرتِ این زبانِ سرد در امان نماندهام.) برعکس، تمام جوانی و زیبایی حرف و گپهایی از این دست بسته بهآن حاشیههایِ طلایی، آن حس خلوصی است که نویسنده خرقه از دوش برداشته، با گوشههایِ دل، به آهنگهایِ درون حرف میزند... که ای مهربان! این «مکالمات» یک مصاحبهیِ «زنده» در فرم روز نیست؛ شهادتی است دستِکم صادقانه که من به زمانهیِ خود دادهام؛ نه بیشتر... چنانکه امروز وقتی از دور نگاه میکنم، میبینم کل این مصاحبه در حقیقت «فصد»ی بوده است که هر چه خونِآلوده داشتم ریخته، و مرا از درون صاف و پالوده کرده است." (از مقدمهیِ رادی بر کتاب)
«مکالمات» روایتِ زندگی، آثار و دیدگاهِ اکبر رادی نسبت به هستی، هنر، ادبیات، نمایش و نویسندگانِ بزرگ است. نثر سراسر این گفتوگوها، با سرپنجهیِ عاشقانهیِ رادی ویرایش و بازبینی شده است. از همین رو متن گفتوگو، بسیار دلنشین و خاطرهانگیز گردیده است. آشنایی با آثار نابِ ایران و جهان همراه با توصیفِ زیبایِ هر یک، تنها یکی از وجوهِ ارزشمندِ این کتاب است.
Scent of a Woman (مستعارنما)با سلام و درود به تمامی جان بر کفان راه سینما و فیلم و غیره و غیره.

قسم میخورم که اگر در این فیلم فقط یک تغییر میدادند، یعنی به جای سرور بازیگران دو عالم (حضرت ال پاچینو عز اسمه) کسی دیگر نقش سرهنگ سلـِید را بازی میکرد، میشد فیلم را با خیال راحت انداخت توی سطل آشغال. پس نه برای دیدن یک فیلم خوب، که برای دیدن یک بازی خداگونه، باز هم (برای هزارمین بار) بروید سراغ «شمیم یک زن» یا «بوی خوش زن» یا «بوی زن» یا هر چه که اسمش هست و حالش را ببرید.
بائودولینو (نگین)
بائودولینو / اومبرتو اکو - ترجمهی رضا علیزاده
شرححال بائودولینو یک دروغنمای تاریخی است که سرانجام از روی مصلحت با استدلالی از تاریخ حذف میشود:"دیر یا زود دروغگویی بزرگتر از بائودولینو آن را تعریف خواهد کرد"
و این کنایه ازداستانسرایی اکو٬ اشاره به پنهان کردن بسیاری از ریشههای تاریخی-خاصه دربارهی مذاهب- به نام راستی است؛ عدم قطعیت در حقیقت٬ وارونه شدن پیدرپی دروغ و راستی در گذر زمان. داستان بائودولینو طنز تاریخ است. به سخرهگرفتن هرآنچه از تاریخ و روایات میدانیم -که هرگز نخواهیم دانست- چنانچه در داستان بائودولینو اشیای مقدس و اسناد تاریخی جعل میشوند و سپس توسط خود جاعل چنان باورپذیر میگردند که تمام عمر را صرف جستجوی آن میکند. این روایت طنز تلخ و تراژدی بینظیری از ساختن ایدهآلها و سپس دربدرشدن نافرجامی در پی آنهاست. ناکامی روزافزون بشر درپی باورهای ساختگی و ریشههای تقدیسی که در طی تاریخ در خدمت قدرت بوده است.بائودولینو شرح ویرانیهای پیدرپی و جاهطلبیهای پنهان در رفتارهای بهظاهر جمعی است و حقیقت در آن امری بدون قطعیت و درکناشدنی است.
بستر داستان نیز همچون غالب رمانهای امبرتو اکو وقایع واقعی قرون وسطی است و بنابراین آکنده از اشارات تاریخی و نیز افسانههای آن دورهی تاریخی بههمراه اشارات و کنایات ظریف و استعاری به موضوعات مذهبی است. همینطور حضور موجودات عجیبالخلقه و اساطیری در داستان مخاطب را غافلگیر و مجذوب خود میکند؛ بخصوص که در این رمان٬ داستانِ موجودات افسانهای همانقدر واقعیت دارد که سرگذشت مقدسین و اشیای متبرکه؛ و نام تعداد بسیار زیادی از نویسندگان و شاهان و امیران و شخصیتهای تاریخی هم با موجودات و شخصیتهای اسطورهای و ساخته تخیل اکو چنان در کنار هم قرار میگیرند که بازی-شوخی خاص اکویی را نمودار میکنند که وقتی داستانی را دربارهی یک داستان میخوانیم٬ خود آن داستان حاوی لایههای دیگری از داستان است.میدانیم که قرار است روایت را از جایی باور نکنیم٬ اما گذاشتن نشانه برای مرز باورناپذیری ما را به دردسر میاندازد.
در رمان بائودولینو مرز واقعیت و خیال درهم میشکند و از جایی دیگراصلاً نمیدانیم که از بائودولینو٬ که خود معترف به دروغگوییش است٬ داستانهایی را که از دروغپردازیهایش روایت میکند٬ باور کنیم یا تمام آنها را دروغگوییش در روایت بهشمار آوریم؛ و یا تمام اینها را از دروغپردازی اکو یا تاریخ ببینیم؛ یا آنچه از تاریخ پنهان میشود تا جهانی مقدستر و قطعیتر داشتهباشیم.
زگفتار دهقان (ازموسیس)سلطان محمود غزنوی آخرین نفری بوده که شاهنامه را کامل خوانده است. این کتاب که ترکیبی است از نظم و نثر، حاوی خلاصهای شیرین از داستانهای شاهنامه است و هرجا لازم بوده ابیات مهم هم به متن اضافه شدهاند و به این ترتیب شاهنامه به شکل یک کتاب خواندنی در آمده است. اگر دکامرون بوکاچیو و افسانههای ایتالیایی کالوینو را میخوانیم، این کتاب را هم باید بخوانیم و البته حواسمان باشد که تاریخ یک ملت، نشانای است که به یقهی کتمان آویزان میکنیم، نه طنابی که دو دستی آویزانش شویم که مبادا به درّه افتیم.
سیاستهای خیابانی: جنبشِ تهیدستان در ایران (امیرپویان شیوا)نوشتهی آصف بیات
ترجمهی سید اسدالله نبوی چاشمی
انتشارات شیرازه، 1379
آصف بیات مدیر ایرانی کنونی مؤسّسهی بینالمللی پژوهش دربارهی اسلام در دنیای مدرن (ایسیم) در لیدن هلند و استاد پیشین جامعهشناسی در دانشگاه آمریکایی قاهره، نقشِ تهدیدستان شهری را در پیروزی انقلاب ایران در سال 1357 تصویر میکند. کتاب، بر مبارزاتِ آن بخش از گروههای اجتماعی تأکید دارد که به واسطهی عدم تعلّق به طبقه یا قشر معیّنی، سرنوشتِ مبارزات و تلاشهای روزمرهشان برای بقا از دید جامعهشناسی و علوم سیاسی جدید پنهان مانده؛ یعنی حاشیهنشینهای شهری، فروشندگان دورهگرد و کارگران روزمزد.
در سالگردِ پیروزی انقلاب ایران، خواندنِ کتاب را که علمی و هوشمندانه نوشته شده و به شیوههای مختلفِ تلاش پیگیر تهیدستان شهری برای معیشت بهتر و نتیجهی آن برای انقلاب اشاره کرده، توصیه میکنم.
There will be blood (امین)مردم ليتل بوستون به کشيش نيمهديوانهای باور دارند که میگويد رابط روحالقدس است و شفادهنده. در زمينهای اين مردم نفت پيدا میشود و معدنچی خودساختهای میآيد تا از اين فرصت استفاده کند. مردی که باور کرده موفق است، مرد خانواده است و میتواند با آموزش، رفاه و افزايش ثروت مردم، آيندهی بهتری برای همه بسازد. معدنچی از تقديس کشيش پرهيز میکند و کليسای او را به مسخره میگيرد. به نفت میرسد اما عنوان فيلم و موسيقی زمينه شوماند و وعدهی خون میدهند.
حکايتِ نفت و دين و خون ما را خوش میآيد چون حکايت ماست که در حديث ديگران آمدهاست. در نتيجه آخر فيلم هيجان ويژهای برای ما دارد!
فيلم را «همشهری کين» جديد لقب دادهاند، داستان موفقيت و تنهايی، به دست آوردن پول و نفرت. کسی درست نمیداند چه چيزی از يک فيلم شاهکار میسازد. عالی بودنِ همهچيز لازم است اما کافی نيست. نتيچهی ديدن يک شاهکار اين است که حسِ يگانهای را به دست میآوريد که هر بار با شنيدن نام آن فيلم به خاطر خواهيد آورد.
سمفونی تهران (بامداد)سمفونی تهران
علیرضا مشایخی
مؤسسهی فرهنگی-هنری ماهور
بابک احمدی در جایی از یادداشت خود دربارهی علیرضا مشایخی که چندی پیش در هفتهنامهی «شهروند امروز» به چاپ رسید مینویسد: "او به این اعتبار موسیقی ایرانی ساخت که بیکسی، تنهایی، حساسیت و اشتقاقهای سرکوبشدهی آدم ایرانی را بیان کرد."
مصرف (بهار)رابرت باکاک. ترجمهی خسرو صبری. نشر شیرازه
کتاب حاضر به تغییر نقش مصرف در رابطه با ساختار غالب اقتصادی در کشورهای غربی پرداخته و نشان میدهد چگونه این پدیده که در واقع عقلانی شدن و محدود ماندن آن در دورهای به عنوان یکی از عوامل اساسی در برآمدن نظام سرمایهدارانه تلقی شده است، اگر نگوییم به وجه غالب، دست کم به یکی از عوامل محوری در پایدار ماندن این نظام تبدیل شده است. از اینرو نویسنده مطالعه این مفهوم را امری الزامی در مطالعات جامعهشناسی در عصر حاضر به شمار میآورد. تلاش برای ارائه نتایج مثبت و منفی گسترش مصرف به طبقات اجتماعی مختلف و نیز صورتبندیهای اجتماعی_سیاسی متفاوت یکی از ویژگیهای این کتاب است. (به نقل از پشت جلد کتاب)




