دل سگ (نگین)
دل سگ/ میخائیل بولگاکف – ترجمه مهدی غبرایی
کتابسرای تندیس/ چاپ سوم ۱۳۸۵
داستانی هجوآمیز دربارهی سگی که در اثر آزمایشات پروفسور"فیلیپ فیلیپوویچ" کمکم تبدیل به انسان میشود.
خلق این داستان٬ در دورهای است که بولگاکف برای روزنامهها مقاله و داستانهای طنزآمیز مینوشت.
داستان٬ از یک جنبه ماجرای مضحک و سرگرمکنندهای است که شرایط و ناهنجاریهای زندگی مسکو در دههی بیست را دست میاندازد؛ و از طرفی معنایی ژرفتر دارد : بولگاکف این "سگ" را تمثیلی از مردم روسیه گرفته و در این داستان درواقع دارد دربارهی انقلاب روسیه حرف میزند.
پرفسور عمل پیوند دشواری را که برای تبدیل سگ به انسان لازم است انجام میدهد: پیوند عمل قلب انسان به یک سگ. در ادامه٬ این جانورخوی درمانناپذیر چنان عرصه را بر خود او تنگ میکند که پرفسور روند معکوس درپیشگرفته و این "انسان نوین" را دوباره به "سگ" مبدل میسازد.
بولگاکف در این داستان٬ نظریات تلخ خود را دربارهی انقلابیونی که به اشتباه خود پی میبرند٬ بیان میکند: روشنفکر روسی که مبنای انقلاب را گذاشت٬ خود محکوم به تن دادن به حکومتی است که توسط مردمانی اداره میشود که سرشتشان توسط خود او تغییر یافته٬ انسانهایی که تفویض قدرت به آنها فاجعهبار خواهد بود. با این تفاوت که دیگر نمیتوان تاریخ را به عقب برگرداند.
این داستان یکی از بهترین مثالهای شگرد "رئالیسم خیالپردازانه"ی بولگاکف است٬ با همان سرشت غیرعادی آزاردهندهی خاص او٬ و عقاید بیتناسبی که در قالب روایتی بیپیرایه و خالی از احساس جلوهگر میکند.
Les Meilleurs (ساسان م. ک. عاصی)رقص برای دریچه؟ رقص و دریچه؟ خیلی چیزها میشود گفت و با اینحال احساس میکنم دستام برای انتخاب چندان هم باز نیست... واقعاً چه دارم بگویم؟ خب این شما و این هم بدنهایتان! بلند شوید بروید کمی برقصید! اگر هم الآن موسیقی خاصی در ذهن ندارید، علیالحساب «Les Meilleurs» را پیشنهاد میکنم، کار Jo Privat. اگر هیچ کدام از رقصهایش را هم بلد نیستید هیچ نگران نباشید... در اتاقتان را ببندید، صدا را بلند کنید... هیچ کس داوری نمیکند. هر طور دلتان خواست برقصید.
گدا (کیوان)
نجيب محفوظ
داستان شرح حال مردي ميانسال و مرفه است كه دچار سرگشتگي شديدي نسبت به روند زندگياش و روزمرگي حاكم بر آن شده است. شرح حال "عمر"، شرح حال مردان و زنان بسياري است كه دير يا زود از نظام سازمان يافته و ناپوياي زندگيشان خسته يا آزرده مي شوند و هوس و روياي هيجانات جواني يك بار ديگر در سرشان ميچرخد. از اتفاق بسياري از اين سرگشتگان در كار و زندگي خانوادگي خود موفقند و "عمر" قهرمان داستان "گدا" نيز يكي از همين انسانهاي موفق اما ناراضي است. نويسنده بدون هيچ قضاوتي "عمر" را وارد ماجراهايي پرهزينه و دردسرساز مي كند تا به ميل خودش براي بازيابي هيجان و اشتياق در زندگي خود ريسك كند و كل ماجراي كتاب درمورد همين قمار بزرگ است. اين داستان را نميشود يك شاهكار بهحساب آورد، اما فرازهايي در ميانهي كتاب هست كه بسيار تاثير گذار و عميقند.
m88:88 Minutes (مستعارنما)اول اين که آن حرف m را مجبور شدم به عنوان فيلم اضافه کنم تا عنوان را درست نشان بدهد. پس نديده بگيريدش. عنوان فيلم با عدد شروع میشود.
اين آقای Jon Avnet را نمیشناسم. اما کيف فيلم را کردم. ريتم نفسگير و تند فيلم نشان میدهد اين آقا کارگردان خوبی است. نمیدانم انتخاب بازيگرانش کار کی بوده اما واقعا کارش درست بوده. فيلمنامه هم که به جای خود. همين؟ نه دقيقا. اين نوشتهی کوتاه بدون ادای احترام کامل و هميشگی به سرور سينما Al Pacino و اين خانم Leelee Sobieski و البته باقي بازيگران چيزی کم داشت. از ديدنش پشيمان نمیشويد. يک نکتهی ديگر؛ محصول 2007 است اين فيلم.
ذن و عکاسی یا چطور با دوربین ذهن خود عکس بگیریم: پل مارتین لستر (آزاده کامیار)کتاب را زانیار بلوری ترجمه و نشر حرفه هنرمند به قیمت 4800 تومان منتشر کرده اما من میدانم ترجمه دیگری هم از این کتاب در بازار هست که بدون عکس است و قیمت پایینتری دارد. شبی بسی غرغر کردم که چرا من دوربین دیجیتال ندارم و باید با دوربیم موبایلم عکس بگیرم. فردا شب خان داداش این کتاب را برایم خرید که انگار پاسخی بود به سوال من. این کتاب مجموعهای است از جملات قصار آقای عکاس مثل این یکی:
"این عکس است که عکاس را نشان میدهد نه برعکس."
بعد از خواندن این کتاب چیزی را خیلی خوب فهمیدم در تمام این مدت که سعی میکردم تصاویر را با دوربین کوچک موبایلم ثبت کنم، خودم را از تماشا محروم میکردم. حالا کمتر عکس میگیرم بیشتر نگاه میکنم.
ریختشناسی قصّههای پریان (امیرپویان شیوا)ولادیمیر پراپ، ترجمهی فریدون بدرهای، انتشارات توس
کارِ پراپ، از مهمترین آثارِ کلاسیکِ ساختارگراییست. پراپ تلاش میکند نشان دهد قصّههای پریان چطور سامان یافته و نظم پیدا کرده. آنچه او انجام داده، مورفولوژی – شناختِ فرم و ساختار – روایتهای داستانهای عامیانه و شناسایی و دستهبندی آنهاست. هرچند پراپ از این شیوه برای تحلیلِ داستانهای عامیانه استفاده کرده؛ روشِ او – خصوصاً به شکل روایتشناسی – میتواند در دیگرِ متون – نظیر خبر، فیلم و موسیقی – به کار رود و نتایجِ خیرهکنندهای به دست دهد. از این کتاب به گمانم ترجمهی دیگری به نامِ ریختشناسی قصّه سالها پیش با ترجمهی مدیا کاشیگر منتشر شده. کتابِ حاضر، ترجمهی دقیق و خوشخوانِ فریدونِ بدرهایست، که زمستانِ هشتاد و شش برای دوّمین بار منتشر شده.
مولویه (سورا)آخرین آلبوم شهرام ناظری با عنوان "مولویه" کاری زیبا اما کوتاه است. موسیقی آن را حافظ ناظری و توسط گروه مولوی، به مناسبت سال مولانا جلال الدین بلخی اجرا شده است. این آلبوم "شور رومی" (مولویه) در دسامبر 2007 از سوی باستن گلوب و لس آنجلس تایمز به عنوان یکی از 5 آلبوم انتخابی سال موسیقی معرفی گردید.




