ریچارد براتیگان
جلد صید قزل‌آلا در آمریکا


جلد صید قزل‌آلا در آمریکا عکسی است که نزدیک غروب گرفته شده، عکسی از مجسمه‌ی بنجامین فرانکلین[1] در میدان واشنگتن در سان‌فرانسیسکو.
بنجامین فرانکلین متولد 1706 – متوفای 1790، مثل خانه‌ای با اسباب و اثاث سنگی، روی پایه‌ی مجسمه ایستاده. چند ورق کاغذ به این دستش است و کلاهش به آن دستش.
مجسمه با زبان مرمرش این را می‌گوید:

اهدایی از طرف
اچ. دی. کاگزول
به پسران و دخترانمان
که به‌‌زودی به جای ما می‌آیند
و می‌روند.

دور پایه‌ی مجسمه چهار کلمه در چارسوی عالم حک شده، رو به شرق خوش آمدید، رو به غروب خوش آمدید، رو شمال خوش آمدید، رو به جنوب خوش آمدید. درست پشت مجسمه سه درخت سپیدار است، جز روی شاخه‌های بالایی تقریباً برگی روی آن‌ها نیست. مجسمه مقابل درخت وسطی است. چمن‌های دورتادور را باران اول فوریه خیس کرده.
در پس زمینه درخت سرو بلندی است، تقریباً تیره و تاریک مثل یک اتاق. زیر همین درخت بود که آدلی استیونسون[2] سال 1956 در حضور جمعیتی 40000 نفری ایراد سخنرانی کرد.
در همین خیابان که مجسمه قرار دارد کلیسای مرتفعی هست، با برج‌ها، ناقوس‌ها، و در بزرگی که عینهو یک سوراخ موش خیلی بزرگ است. احتمالاً از کارتون تام و جری بیرون جسته، بالای در نوشته: پدر عالم.
ساعت پنج عصر به وقت صید قزل‌آلا در آمریکای من، آن طرف خیابان، تو پارک مقابل کلیسا، یک عده جمع می‌شوند و گرسنه‌شان است.
وقت ساندویچ فقیر فقرا است.
اما آن‌ها حق ندارند از خیابان رد شوند، تا اینکه علامت داده شود. آن‌وقت همه‌شان از خیابان رد می‌شوند، می‌آیند سمت کلیسا و ساندویچ‌هاشان را که توی روزنامه پیچیده شده را می‌گیرند. بعد برمی‌گردند به همان پارک و کاغذ روزنامه را باز می‌کنند و می‌بینند که تو ساندویچ‌شان چه پیدا می‌کنند.
یکی از رفقام یک روز بعدازظهر ساندویچش را باز کرد و توش فقط یک برگ اسفناج پیدا کرد. همه‌اش همین بود.
کافکا بود که آمریکا را با خواندن زندگی‌نامه‌ی خودنوشت بنجامین فرانکلین شناخته بود...
کافکایی که می‌گفت: «من آمریکایی‌ها را دوست دارم چون خوش‌بنیه و خوش‌بین‌اند.»

ریچارد براتیگان، صید قزل‌آلا در آمریکا، برگردان پیام یزدانجو، نشر چشمه، چاپ اول، 1384


[1] دولتمرد و نویسنده و دانشمند آمریکایی (1706-1790)
[2] سیاستمدار و دیپلمات آمریکایی (1900-1965)