استفانو بننی
کِرم دی‌سی‌چو

در بالاپوشی شاهانه، مواج و شعله‌ور، درخشنده:
کرم چوب این است این.
(پل ورلن)


از میان تمام حیواناتی که بین صفحات کتاب‌ها زندگی می‌کنند کِرم دی‌سی‌چو مسلماً مخرب‌تر از بقیه است. هیچ‌کدام از همتاهایش به پای او نمی‌رسند. حتی، ساسِ مایوفاگا که حروف درشت را می‌خورد، یا بیدِ دو باله، حشره‌ی کوچکی که دوتایی‌ها را می‌خورد و البته دو «م» و دو «ه» را بیشتر دوست دارد و دلش برای خوردن کلمه‌هایی مثل «هیچِ هیچ» و «مهِ مه» غنج می‌زند.
اما موریانه‌ی نقطه‌گذاری‌خوار هم آزاردهنده است، یا موریانه‌ی دوبلین که نقطه و ویرگول‌ها را می‌جود و باعث شکل‌گیری دوران مشهور سیلاب حرافی و سخنوری می‌شود که همانا دوران زجرکشی و لذت‌بری از فرضیه‌پروری و بحث و جدل‌های منتقدان است.
عنکبوت تک‌فعلی بسیار کمیاب است. از آن جهت این نام را دارد که از فعل «اشتقاق یافتن» تغذیه می‌کند. این عنکبوت را حالا دیگر فقط در متون کهن حقوقی می‌توان پیدا کرد، چرا که فعل مذکور خیلی مستعمل شده و کاربردی ندارد و اندک نمونه‌های موجود آن را هم عنکبوت‌ها تار و مار کرده‌اند.
اکنون مایلم به دو حیوان کتابخانه‌ای که تقریباً در همه‌جا یافت می‌شوند اشاره‌ای بکنم: شپش «وجه التزامی» و پشه‌ی «وجه تمایز». اولی تمام ضمایر شخصی وجه التزامی را می‌خورد و بیش از همه هم به خوردن ضمیر اول شخص جمع علاقه نشان می‌دهد. ظاهراً خیلی از مقاله‌های روزنامه‌ها را، که پر از غلط‌های دستوری است، همین شپش‌های وجله التزامی تخریب کرده‌اند (در هر حال، این حرفی است که روزنامه‌نگاران می‌زنند).
پشه‌ی وجه تمایز «ن» پایانی افعال را می‌مکد («دوست داشتن» می‌شود «دوست داشت»، و به همین ترتیب هم «شنا کرد»، «قدم زد» و...). در سده‌ی نوزدهم میلیون‌ها نمونه‌ی آن وجود داشت، ولی امروز گونه‌ی آن بسیار محدود است. اما همان‌طور که در ابتدا گفتیم کِرم دی‌سی‌چو یا کِرم معامله‌گر تهاتری مسلماً مخرب‌ترین است. این کرم موقعی ضرباتش را وارد می‌کند که داستان رو به پایان دارد. کلمه‌ای را برمی‌دارد و کلمه‌ی دیگری را به جایش می‌گذارد، و بعد همان را به جای کلمه‌ی اول داستان می‌گذارد. البته این‌ها حداقلِ جابه‌جایی‌هاست. گاهی اوقات برایش کافی است که اولِ سه کلمه را جابه‌جا کند، که نتیجه‌ی آن کاملاً مشخص است، داستان کاملاً فرم خود را از دست می‌دهد و تنها بعد از یک بررسی موذیانه امکان بازسازی آن، به همان‌گونه که از اول بود، وجود دارد؛ یعنی قبل از آن که کرم معامله‌گر تهاتری کارش را شروع کند.
بدین‌گونه است که کرم دست به کار می‌شود، و ما نمی‌دانیم که آیا این کارش غریزی و ناشی از طبیعت اشتباه‌ناپذیرش است، یا به‌خاطر نفرتش از ادبیات. تنها توصیه‌ای که می‌توان به شما کرد این است: هرگز، حتی به‌طور تصادفی هم، گذارتان نیفتد به صفحه‌ای که دی‌سی‌چوی چهارم از آن عبور کرده است.

استفانو بننی، کافه‌ی زیر دریا، برگردان رضا قیصریه، کتاب خورشید، چاپ اول، 1383