مجله‌ی هزارتو: خدا مکابیز

نخیر جیگرم

بعضی وقت ها احساس می کنم آدمهایی که به وجود خدا باور ندارد خجالت می کشند روراست به آن اذعان کنند. البته مسئله ی ترس های معقول را درک می کنم. اما غیر از آن هم گویی دور از فرهیختگی می دانند که به این سئوال پاسخ مستقیم بدهند. مثلا وقتی از آنها می پرسیم "به نظرتان خدا وجود دارد؟" چنان شرمگین می شوند که گویی پرسیده ایم " شکمتان خوب کار می کند" ...من خودم هم تا مدتی پیش از آنکه مستقیما مسئله را با خودم حل و فصل کنم اینطور رفتار می کردم. سعی می کردم نوع الحادم شبیه نوع الحاد ایوان کارامازوف یا مثلا هایدگر پیچیده باشد. ولی حالا با خودم کنار آمده ام. طوری که بدجوری دلم می خواهد دوست دختری داشته باشم که  از من سئوالی را که دوست دختر فاوست ازش پرسید بپرسد (محتوای سئوالش درباره ی وجود خدا بود و فاوست هم مثل همانهایی که آن بالا درباره شان گفتم برخورد کرد) آنگاه  من در حالیکه لبخند دلبرانه ای بر لب دارم جواب می دهم  : "نخیر جیگرم" و منتظر می شوم دومین سئوالش را درباره ی وجود شیطان بپرسد تا بغلش کنم و بگویم "شیطان تویی و اون بعنوان مثال لبهای خوشمزت" و از اینجور مسائل.
لینک : http://hezartou.com/article.php?arid=2480&uid=38